مدح امام علی ع
من که دائم پای خود دل را به دریا میزنم
پیش تو پایش بیفتد قید خود را میزنم
کعبه ای درسینه ام دارم که زایشگاه توست
از شکاف کعبه گاهی پرده بالا میزنم
این غبار روی لبهام از فراق بوسه نیست
در خیالم بوسه بر پای تو مولا میزنم
از در مسجد به جرم کفر هم بیرون شوم
در رکوعت میرسم خود را گدا جا میزنم
اینکه روزی با تو می سنجند اعمال مرا
سخت می ترساندم لبخند اما میزنم
***
من زنی را میشناسم در قیامت بگذریم
حرفهایی هست که روز مبادا میزنم
کاظم بهمنی
________________________________
مدح امام علی (ع)
نور علی در جهان،از همه پیداتر است
دل به ولای علی،روشن و زیباتر است
هر که در این روزگار،عشق کند با کسی
علی برای خدا،از همه لیلاتر است!
به پادشاهان بگو،برده ندارد علی...
نوکر شاه نجف،از همه آقاتر است!
منصب او در بهشت،ساقی کوثر بود...
علی برای بشر،از همه سقاتر است
کوری چشم عدو،به هر طرف بنگری...
پرچم آل علی،از همه بالاتر است
هادی همتی
________________________________
ضربت خوردن حضرت علی(ع)
تا تَرَک خورد سَرَش دُخترش اُفتاد زمین
دست بگذاشت رویِ معجرش اُفتاد زمین
بیشتر تیغ فرو رفت میانِ اَبرو
تا که از ضَرب علی باسرش اُفتاد زمین
به سرش خورد ولی پهلویِ او درد گرفت
دید از ضربه ی در همسرش اُفتاد زمین
کَس نفهمید که عباس چگونه آمد
بارها تا بِرِسَد مَحضَرَش اُفتاد زمین
خواست تا خانه یِ زینب رویِ پا راه رَوَد
دو قدم رفت ولی پیکرش اُفتاد زمین
دخترش دید زمین خوردنِ بابایش را
دخترش دید و....خودش آخرش اُفتاد زمین
چقدر از رویِ تَل تا لبِ گودال دوید
چقدر بینِ همه خواهرش اُفتاد زمین
ذوالجناح آه ببین نیزه ای او را هول داد
از رویِ زین به زمین با سَرَش اُفتاد زمین
دید پایین قدمهاش سَنان می خندید
دید بالایِ سرش مادرش اُفتاد زمین
حسن لطفی
________________________________
امام علی ع
خسته از مردمِ دنیاست ، چه تنها مانده
چند سالی است که در حادثه ای جا مانده
وقتِ رفتن ز درِ خانه به خود میگوید:
روی "در" ، چند نخ از چادرِ زهرا مانده
زیرِ لب زمزمه اش ذکرِ " اَغِثْنِی یا رَب "
فاطمه رفت ، خدا... حیدرش اینجا مانده
بعدِ سی سال غریبی و غمِ در به دری
باز ، چشمانِ علی سوی "دری" وا مانده
او فقط منتظرِ فاطمه ی زهرا بود...
پس بدیهی است که بیگانه ز دنیا مانده
زینبش گفت: پس از حادثه ی ”سیلی” و ”در”...
نه در این خانه "حسن" مانده ، نه "بابا" مانده...
سحرِ نوزدهم بود... علی راهی شد
میرَوَد سوی قراری که به فردا مانده
با چه شوقی طرفِ مسجد و محرابش رفت
در و دیوار و ستون ها به تماشا مانده
فاطمه ، منتظرِ دیدنِ روی علی و...
دو سه تا چشم ، ولی در پِیِ آقا مانده
یک طرف ، زینب و کلثوم و برادرهایش
یک طرف ، فاطمه و حضرتِ طاها مانده
یک طرف ، "خاک" عزادارِ غمِ بابایش...
یک طرف ، منتظرش عالمِ بالا مانده
ولی انگار که دلتنگِ رُخِ فاطمه است
رفت مولا و... جهان ، واله و شیدا مانده
وقتِ رفتن به لبش زمزمه ای داشت علی:
روی "در" چند نخ از چادرِ زهرا مانده
پوریا باقری
________________________________
زبانحال وصیت امام علی (ع) به حضرت اباالفضل (ع)
سقا كنار حضرتِ سقا نشسته است
دستِ علي به دستِ ابالفضل بسته است
تنها براي كرب و بلا حرف ميزند
از حرفهاي ديگر اين شهر خسته است
وقتي حسين را به ابالفضل مي سپرد
انگار ديد پشتِ حسينش شكسته است
شكر خدا عليِ دگر جلوه ميكند
با اينكه روي آينه از هم گسسته است
اينجا سكوتِ زينب كبري شكسته شد
بابا! مگر حسين من از پا نشسته است؟
فرمود نه عزيز دلم روز پُر بلا
روزي رسد كه آب به هر خيمه بسته است
آنجا فقط پناه همه خيمه ها عموست
فرياد العطش روي لبها نشسته است
سيلي و تازيانه كه آزاد ميشود
چشمم به نيزه ي سر ِ عباس بسته است
________________________________
امام علی علیه السلام
درد دلهام برای تو حسین بسیار است
بسته ام بار سفر چشم به راهم یار است
خوشی عمر مرا بود به نه سال فقط
بعدِ زهرا علی از دست فلک بیزار است
ابن ملجم به خیالش که مرا کُشت ولی
قاتل اصلی من ضرب در و مسمار است
حسن از کوچه چه دیدست که لکنت دارد
که هنوزم که هنوز است دلش بیمار است
به ابالفضل سپردم که کنارت باشد
او گرفتار تو و در همه جا غمخوار است
بیشتر از همه دلواپس زینب هستم
که به هر شهر اسیرِ سرِ هر بازار است
زیور آلات به همراه مبر کرب و بلا
اُلفت مردم کوفه به طلا بسیار است
سعید خرازی
________________________________
مرثیه امام علی
باز داغِ سیـــــنه بی اندازه شد
بارِ دیگر كُـهنه زخمی تازه شد
شب رسید و بامِ كوفه تار شد
باز دردی آشـــــنا تكرار شد
گرچه شب بود و فلك درخواب بود
سینه هایی تا سحر بی تاب بود
آه فصلِ زخم ها آغــــاز گشت
نیمه شب آرام دَربی باز گشت
می چكـد خون از دلی افروخته
باز شد در مثل دربِ سوخته
رختِ مشكی را به تن پوشید و رفت
سنگِ غُسلی را حسن بوسید و رفت
گریه ای بر سینه خنجر می زند
باز هم عباس بر سر می زند
چشمِ زینب در قفا مبهوت بود
بر سرِ دوشِ دو تَن تابـوت بـود
می كِشد آه از جگر از بی كسی
می رود تابوتی از دِلواپسی
روضه هایش مانده اما در گلو
می رود بابایِ زینب پیـــشِ رو
بس كه زد خود را،نوایَش زخم شد
چشم ها و گونه هایش زخم شد
با دلی پُر خــون و زار و آتشین
ناله زد بر شانه ی ام البنــیــــن
دردِ تشییعِ جنازه دیدنیست
رویِ سنگی خونِ تازه دیدنیست
حسن لطفی
________________________________
مدح امام علی ع
حکم تقدیر بر این است که حیدر باشی
جانشین خلف شخص پیمبر باشی
نام زیبای تو بر سر در دل حک شده است
تا پناه دل غمدیده ی نوکر باشی
دست خالی نرود بنده ای از این درگاه
تا زمانی که شما صاحب این در باشی
انبیا محو کلام شرر انگیز تواند
لحظه ای را که شما بر سر منبر باشی
اسداالله شدی در دل میدان نبرد
فاتح مقتدر عرصه ی خیبر باشی
مادرت بود تو را حضرت حیدر نامید
تا که در حادثه ها شیر دلاور باشی
شیعه ی تو به خدا سمت جهنم نرود
در همان روز که تو شافع محشر باشی
آفریدند تو را تا که در این چرخ کبود
همسر کوثر و هم ساقی کوثر باشی
سنگفرش حرمت راه بهشت است علی
حق به روی دل هر شیعه نوشته ست علی
شاعر:اسماعیل شبرنگ
________________________________
مدح امیرالمومنین علی (ع)
گفتند علی یک تنه با دست نگه داشت
در را نه که با دست که با شست نگه داشت
در را نه فقط لشکری از مرحبیان را
در پشت در قلعه به پیوست نگه داشت
ازبسکه علی بود و ولی بود به والله
در سایه ی اسمش همه را پست نگه داشت
نازم به دهانم که به شادی و به غصه
یک عمر علی گفت و مرا مست نگه داشت
پرونده ی اعمال مرا دید و خوشم که؛
حتی اگر از روی غضب بست، نگه داشت
تا دید که من گریه کن فاطمه هستم
می خواست مرا خط بزند، دست نگه داشت
از هستِ خودش فاطمه دل کند و به این شکل؛
یک عمر برای من و تو هست نگه داشت
درپشت در سوخته در روضه اش آخر
مارا ته آن کوچه ی بن بست نگه داشت
شاعر مهدی رحیمی
________________________________
امام علی (ع)مناجات ماه رمضان و مناجات امام زمان(عج)شب قدر
قبل از آنکه بنویسند جزای همه را
می سپارند به تو قدر و قضای همه را
شب قدر است ولی قدر نمی دانیمت
که تو باید بدهی اجر و سزای همه را
ما برای فرجت آمده ایم امشب، کاش
به اجابت برسانند دعای همه را
هر چه از دامن تو دور شود دستی باز
می کشاند وسط احسان تو پای همه را
ای گل فاطمه! یابن الحسن! آقاجانم!
بشنو داد همه را بشنو صدای همه را
کربلایی؟ نجفی؟ سامره ای؟ یا مشهد؟
هر کجا هستی خالی کن جای همه را
زائران حرم جد تو را می بخشند
امشب آقا بده پس کرب و بلای همه را
محمد بیابانی
________________________________
مدح امام علی ع
روزی که راز خلقت دنیا نوشته اند
عالم بنام حضرت مولا نوشته اند
روز ازل به آب و گل نوکران تو
مجنون نوشته اندوزلیخانوشته اند
بر ما مقام بی حد و اندازه داده اند
ما را برای خاک کف پا نوشته اند
می خواستند دلبریت را نشان دهند
در وصف ابروان تو غوغانوشته اند
تا رقص ذوالفقار تو صورتگری کنند
آن صحنه را قیامت کبری نوشته اند
معلوم شدمقام توبیش ازخیال ماست
وقتی کنار نام تو "زهرا" نوشته اند
بر تاج پادشاهی حیدر ملائکه
نام حسین با خط زیبا نوشته اند
بر گوشه های سفره اطعام مرتضی
نام کریم آل عبا را نوشته اند
سیدحسین میرعمادی
________________________________
مدح امام علی (ع)
ای دل اگر عاشقی عشق خدا حیدر است
دلبر تو هر که هست دلبر ما حیدر است
رشته حبل المتین بعد نبی جانشین
معنی اکمال دین گفته خدا حیدر است
احمد نیکو سرشت بر در دل ها نوشت
معنی باغ بهشت شاه ولا حیدر است
آنکه ز خلقش خدا گفته به خود مرحبا
حضرت مشکل گشا شیر خدا حیدر است
بر همه مولاست او شافع فرداست او
قبله دل هاست او رمز دعا حیدر است
خاک درش تاج سر گشته به اهل نظر
رهبر و مولای هر شاه و گدا حیدر است
گل شده خوش رنگ و بو از نفس پاک او
کوری چشم عدو رهبر ما حیدر است
حب علی دین من مظهر آیین من
ای دل مسکین من! مهر و وفا حیدر است
سینه غم می درد ناز تو را می خرد
آنکه تو را می برد کرب و بلا حیدر است
سیدمجتبی شجاع
________________________________
قصیده فوق العاده در مدح مولا علی(ع)
روزگارم با غلامىِ "على" سر میشود
هر که را دیدم على را دیده نوکر میشود
بنده زاده بنده اى دارم که دارد مثل من
چاکرى از چاکران کوى حیدر میشود
جاى آن دارد بگیرم حلقه دارش کنم
حلقه اى را که ز گوش بندگى در میشود
شان او را نه قلم کافى ست نه دفتر نه فهم
شان سلمانش فقط صدجلددفتر میشود
نفس مثل خیبر است و هیچکس فتاح نیست
فتح این قلعه فقط با دست حیدر میشود
یا که اول هست و آخر نیست یا بالعکس آن
این چه موجودى ست هم اول هم آخر میشود
از همینجا میشود فهمید-با مهر على-
عاقبت این عاقبتها خیر یا شر میشود
محضر "یادعلى" و محضر "نادعلى"
هر که آدم میشود ازاین دو محضر میشود
ذات فیاض “امین الله” ” امینى” پرور است
هر که شد خورشید ذاتا ذره پرور میشود
قدر زر زرگر شناسد قدر "زهرا"را"على"
علتش این است داماد پیمبر میشود
بیشتر کار برادر را برادر میکند
حق بده پس باتو پیغمبر برادر میشود
کار خیر ما کنار حب تو می ایستد
دوبرابر, سه برابر….صد برابر میشود
معجزات چشمهایت خلق صاحب معجزه ست
دلدل ات رد میشود سنگ همه زر میشود
تو میان خانه هم باشى همه ذبح تواند
تو به خیبر هم نیایى فتح خیبر میشود
هر یک از پیغمبران اول میاید محضرت
با تو بیعت میکند بعدا پیمبر میشود
دوستى از دوستان دوستان تو اگر
در جهنم هم که باشد آخرش در میشود
طفل خود را بر سر شانه نجف آورده ام
کودک است امروز, در آینده قنبر میشود
این زمین خاصیتش این است قیمت میدهد
سنگ را اینجا بیندازند گوهر میشود
زان طرف سنگ نشانى هم ندارد "فاطمه"
زین طرف دارد کف صحن تو مرمر میشود
“باز با…..” نه , باز اینجا با کبوتر میپرد
شاه اینجا همنشین چند نوکر میشود
حال من چون حال بیماری است زیر دست تو
هر چه بدتر میشود انگار بهتر میشود….
علی اکبر لطیفیان
________________________________
مدح امام علی (ع)
ماورای همه فکر و خیالست علی
و بهشت رفتن ما، بی تو محالست علی
بهترین لحظه عمرم به نجف آمدن است
مددی کن که به دل شوق وصالست علی
سالیانیست که من پشت در میکده ام
سائلت، منتظر چند پیالست علی
کوری چشم عدو شیعه مولا هستم
شیعه تو شدنم، عین کمالست علی
هیچ دانی که چرا نوکر مولا شده ام
نوکری ام اثر شیر حلالست علی
زائرت، روبهرو ایوان نجف سر در گم
مات و مبهوت، از این جاه و جلالست علی
به روی خانه کعبه چه اذانی میگفت
اشهد و ان ولی، عشق بلالست علی
شهریار از چه سرودست چه نامیم تو را
زادگاهت به حرم، حل سوالست علی
حسین محمدی
________________________________
جشن عروسی حضرت علی (ع) و حضرت فاطمه سلام الله
خطبه میخواند نبی و حوریان دف میزنند
عرشیان و فرشیان دور علی کف میزنند
تا گره میخورد دستان دو ماه منجلی
زیر لب میگفت حیدر :فاطمه ، زهرا: علی
هل أتی محو تماشای رخ زلزال بود
رحمت للعالمین خرسند وخوش احوال بود
کعبه امشب در طواف سوره ی شمس و ضحی ست
حیدر امشب با وضو مهمان بیت مصطفی ست
شاخ شمشادی که شد داماد ام المؤمنین
نائب بر حق برای رحمت للعالمین
دور زهرا گشت حیدر دور حیدر فاطمه
دود اسپندست و تکبیرست در این همهمه
حضرت خیرالساء چون بر لبش آمد بلی
یک نفر میگفت زهرا یک نفر میگفت علی
روی پیشانی طه سجده ی شکری نشست
خنده ای آرام بر لبهای زهرا نقش بست
از قدوم خیر و پاک حضرت خیرالنساء
کعبه از روز ازل شد سینه چاک مرتضی
نرگس غریبی
________________________________●
جشن عروسی علی (ع)و فاطمه (س)
آسمان می خواند امشب قدسیان دف می زنند
حوریان کِل می کشند و خاکیان کف می زنند
شیر عاشق کش! کدام آهو دلت را برده است؟
تیغ مرحب جو! کدام ابرو دلت را برده است؟
آسمانی بی کرانی، عاشق دریا شدی
آمدی آیینه ی انسیه ی حورا شدی
امشب ای زیباترین!ای دلبر کوثر بیا!
شب، شبِ عشق است، ای داماد پیغمبر بیا!
بیش از این ها با دل محبوب ما بازی نکن
پیش این نیلوفر یکدانه غمازی نکن
مثل اقیانوس آرام است این بانو ولی
در دلش طوفان به پا کردی، مدارا کن علی!
«لیلة القدر» نگاهش یا علی! اجر تو است
او «سلامٌ فیه حتی مطلعِ الفجر» تو است
از ازل در پرده بود آیینه دارش می شوی
در عبور از کوچه باغ عشق، یارش می شوی
قدّ و بالای علی از چشم زهرا دیدنی ست
وای! وقتی می رسد دریا به دریا دیدنی ست
ماه در اوج برکه دیدنی تر می شود
قدر زهرا با علی فهمیدنی تر می شود
مانده احمد تا کدامین وجه رب را بنگرد
روی حیدر را ببیند یا به زهرا بنگرد
ای بلال امشب اذانی را که می خواهی بگو
«اشهدُ انّ علیاً حجة الله»ی بگو
عقد زهرا و علی در آسمان ها بسته شد
سرنوشت عشق هم بر زلف آن ها بسته شد
گفت احمد: این زره خرج جهاز دختر است
خوب می دانست حیدر بی زره هم حیدر است
تا در میخانه امشب روح را پر می دهیم
دل به چشم کوثر و دستان حیدر می دهیم
قاسم صرافان
________________________________
عید غدیر ▪امام علی (ع)
حال بی سامان من از عشق تو سامان گرفت
این گدا از دست تو هر روز آب و نان گرفت
مثل یک مردار بودم گوشه ای از عزلتم
تا که نامت را شنیدم پیکر من جان گرفت
ذکر یا حیدر بود شیرینی اش در کام من
احتیاجم را دگر از قند و از قندان گرفت
شاه آمد در نجف ، کشکول در دستش گرفت
در عوض سائل که آمد منصب سلطان گرفت
بسکه ایوان طلایت مات و مبهوتم نمود ...
گاه گاهی این زبانم ، ذکر " یا ایوان " گرفت
یک عروس حیدری دیدم که از صحن نجف
خاک را برداشت و با آن حنابندان گرفت
تک تک آیات قرآن وصف شاه لافتاست
از شما مضمون خود را سوره ی انسان گرفت
بادهای موسمی از یک دم تو می وزد
از تکان ذواالفقارت دفعتا طوفان گرفت
هر کسی عشق تو را دارد خودش درمان بود
هر کسی دور از تو شد هم ، درد بی درمان گرفت
جایگاه دشمنت باشد به قعر چاه وَیْل
تازه خیلی هم خدا بر حالشان آسان گرفت
مسجدی که " اَشْهَدُ اَنَّ عَلی " را قطع کرد
از ستون باید شکست و سردرش سیمان گرفت
داریوش و کوروش و این داستانها ... بیخیال
کشور ما اعتبار از حضرت سلمان گرفت
رضا قاسمی
________________________________
امام علی علیه السلام
نور علی در جهان،از همه پیداتر است
دل به ولای علی،روشن و زیباتر است
هر که در این روزگار،عشق کند با کسی
علی برای خدا،از همه لیلاتر است!
به پادشاهان بگو،برده ندارد علی...
نوکر شاه نجف،از همه آقاتر است!
منصب او در بهشت،ساقی کوثر بود...
علی برای بشر،از همه سقاتر است
کوری چشم عدو،به هر طرف بنگری...
پرچم آل علی،از همه بالاتر است
هادی همتی
________________________________
امام علی (ع)
گاه شد مظهر خدا و گاه شد مظهر علی
من علی را درخدا دیدم ، خدا را در علی
روز اول ازخودش یک نور واحد خلق کرد
نیم آن شد مصطفی و نیمه ی دیگر علی
این سر قرآن علی و آن سر قرآن علی
حق کتابی را فرستاده ست سرتاسر علی
شهریار و شهسوار و بنده ی پرودگار
حضرت دلدل سوار و خواجه ی قنبر علی
«گوش جان بگشا و بشنو از امین کردگار»
«لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار»
علی اکبر لطیفیان
________________________________
مدح امام علی(ع)
" علی امام من است و منم غلام علی "
" هزار جان گرامی فدای نام علی "
و دشمنان خداوندگار می ترسند
ز خود نمایی شمشیر در نیام علی
علی بزرگ ترین اتفاق قرآن است
که بند گشته قیامت به یک قیام علی
" قسم به وعده ی شیرین من یمت یرنی"
" که ایستاده بمیرم به احترام علی
یقین که ما همه سیراب می شویم آخر
کنار حوض نبی از شراب جام علی
سید مهدی وزیری
________________________________
مدح امام علی علیه السلام
نفس در حریمت کشیدن خوش است
ز انگور نابت چشیدن خوش است
نجف مثل مشهد به گلدسته ات
به شیپور مستی دمیدن خوش است
به شوقت دلم را به دریا زدم
ز ساحل به دریا رسیدن خوش است
خدا بین شده هرکه دیده تو را
دل از غیر رویت بریدن خوش است
به بزمی که نام تو برده شود
به ولله با سر دویدن خوش است
نجف موقع دیدن گنبدت
ز دل نغمهء هو کشیدن خوش است
تو آیینهء حق نمایی علی
خدا را درون تو دیدن خوش است
دل از عاشقان یک سره می بری
به غیر از تو چیزی ندیدن خوش است
تو بر کشور دل امیری کنی
غمت بر دل و جان خریدن خوش است
نوشتم روی خاک سرخ نجف
دلم در حریمت شدیدا خوش است
مجید مختاری
________________________________
مدح امام علی علیه السلام
سرنوشت ما گره خورده به گیسوی علی
از ازل چرخانده دل ها را خدا ، سوی علی
او مع الحق گفت و از آن روز ما را میکُشند
دار ما خرما فروشان حلقه ی موی علی
مانده ام احمد پیمبر بود یا عطار عشق
بس که سلمان ها ، مسلمان کرد با بوی علی
گر می اندیشی نماز و روزه ات را می خرند
ای برادر ! این تو و این هم ترازوی علی
بیشتر از برق دَم های دو سوی ذوالفقار
دوستان را کشته خَم های دو ابروی علی
هر که دل خوش کرده در عالم به نام دیگری
یا علی نشنیده است از سوی بانوی علی
آری آداب خودش را دارد اینجا عاشقی
ما و خاک کوی قنبر ، قنبر و روی علی
قاسم صرافان
________________________________
مدح امیرالمومنین علی (ع)
گفتند علی یک تنه با دست نگه داشت
در را نه که با دست که با شست نگه داشت
در را نه فقط لشکری از مرحبیان را
در پشت در قلعه به پیوست نگه داشت
ازبسکه علی بود و ولی بود به والله
در سایه ی اسمش همه را پست نگه داشت
نازم به دهانم که به شادی و به غصه
یک عمر علی گفت و مرا مست نگه داشت
پرونده ی اعمال مرا دید و خوشم که؛
حتی اگر از روی غضب بست، نگه داشت
تا دید که من گریه کن فاطمه هستم
می خواست مرا خط بزند، دست نگه داشت
از هستِ خودش فاطمه دل کند و به این شکل؛
یک عمر برای من و تو هست نگه داشت
درپشت در سوخته در روضه اش آخر
مارا ته آن کوچه ی بن بست نگه داشت
مهدی رحیمی
________________________________
مدح امام علی (ع)
«بدر» يادش مانده آن روزي که ميلرزاندياَش
آن رجزهايي که ميخواندي و ميترساندياَش
ذوالفقارت شکل «لا»، با دستهاي کوتاه بود
«لا اله» آن روز، در دستان «الا الله» بود
«لا اله» آن روز، جز سوداي «الا هو» نداشت
رويِ حق، بي تيغِ تو، بالاي چشم، ابرو نداشت
تيغ را بالا که بردي، آسمان رنگش پريد
تا فرود آمد، زمين خود را کمي پايين کشيد
حمزه، يک چشمش به ميدان، چشم ديگر سوي تو
تيغ را گم کرده است از سرعت بازوي تو
ذوالفقار آنگونه با سرعت به هر کس خورده است،
مدتي مبهوت مانده، تا بفهمد مرده است
خشمِ تو از رعدِ «يا قهّار» و «يا جبّار» بود
بعد از آن بارانِ «يا ستّار» و «يا غفّار» بود
بعد از آن باران، عجب رنگين کماني ديدهام
ديدهام نورِ تو را، از هر طرف چرخيدهام
در ازل تابیدی و دامن کشيدي تا ابد
من تو را باور کنم يا «ما لَهُ کفواً احد»
خطبههاي ناتمامت را، بيا، کامل بگو
بي الف، بي نقطه، اصلا بي حروف، از دل بگو
ساقي شيرين زبان! حالا که خامند اين لغات
اين تو و اين: فاعلاتن فاعلاتن فاعلات
در دلم «قد قامتِ» عشقت قيامت ميکند
قصهام را «بشنو از ني چون حکايت ميکند»
تو اگر ميخواهي از خورشيد روشنتر شوم
رخصتي فرما، غبار جامهي قنبر شوم
بازهم حس ميکنم، حوض دلم، دريا شدهست
مثل اين که «ياعلي» هايم، صد و ده تا شدهست
«ما رَمَيْت» ِ تير تو زيباست، بر دل ميزني
چون که از دل ميزني، يک راست بر دل ميزني
تير شعري ميزنم اما هدف در دست توست
پادشاها ! مُهرِ ايوان نجف در دست توست
قاسم صرافان
________________________________
مدح امام علی (ع)
💠 غالب کل غالب علی بن ابیطالب
پسرم گفت علی و پدرم گفت علی
مادرم یکسره از پشت سرم گفت علی
حکم کامل شدنم بود که یک نیمه ی من؛
گفت یا فاطمه نیم دگرم گفت علی
یاعلی گشت عصای پدرم طوری که؛
وقت برخاستن از جا پسرم گفت علی
نَفْس را ازدرِ تهدید به راه آوردم
دید ازجان خودم می گذرم، گفت علی
شد کریم دوجهان بین خدایان کَرَم
حسن از بسکه به هنگام کَرَم گفت علی
می توانست که صرف خط وابرو بشود
ای بنازم به خودم چون هنرم گفت علی
مانده بودم چه کسی را به نجف سجده کنم
که خداوند خود ازسمت حرم گفت علی
مهدی رحیمی
________________________________
عید غدیر امام علی (ع)
جانم علی جانم علی، ای جان جانانم علی
جانم علی روحم علی، سرّم علی کویم علی
این دل به قربان علی، ای لا فتی الاّ علی
نورم علی، سورم علی، شمع شب تارم علی
فکرم علی، ذکرم علی، دارم به لب نامش جَلی
عشقم علی، شورم علی، مهرم علی، جودم علی
لفظم علی، حرفم علی، نور دوچشمانم علی
ای ماه تابانم علی، ای عشق سوزانم علی
ای شمع بستانم علی، ای نور چشمانم علی
ای مه تو در نزد علی، نتوانی از خود دم زنی
زیرا ز انوار علی گشته وجودت مُنجلی
ای دل بیاموز از علی، رسم وفاداری، ولی
نتوان شدن چون او، یَلی در روزگاران دَنی
نی در نیستانی علی، گل در گلستانی علی
می در میستانی علی، شمع شبستانی علی
نجوای نخلستان علی، غوغای دشتستان علی
آوای مظلومان علی، ماه غریبستان علی
پیمان علی، میزان علی، نور علی، ایمان علی
داماد پیغمبر علی، آن ساقی کوثر علی
لیلی، تو از عشق علی داری به لب ذکر علی
ای نورََُ عینی یا علی، نفسی فداک یا علی
________________________________
امام علی (ع) عید غدیر
دست در دست تو دادیم و جهان شکل گرفت
حرکت کرد زمین بعد زمان شکل گرفت
مژه ات تیر کجی بود و برای پرتاب
چونکه ابروی تو خم گشت کمان شکل گرفت
همه انگار که ناخواسته لبخند زدند
نامت آن لحظه که در بین دهان شکل گرفت
حفره ای بود پر از خون وسط سینه ی من
مهرت افتاد به قلبم ضربان شکل گرفت
تا که سلمان وسط ظهر پس از نام علی
أَشْهَدُ أَنَّ علی گفت اذان شکل گرفت
مثل خونی که به رگ های بدن جریان داشت
شیعه گی نیز پس از این جریان شکل گرفت
با تو هرجای خرابی شده آباد ترین
بی تو در شهر،خرابات مُغان شکل گرفت
با علی اصغر تو روز جهانی عطش
با علی اکبر تو روز جوان شکل گرفت
سر مولا که سری گشت میان سرها
نقشه ی قتل علی در رمضان شکل گرفت
شاعر: مهدی رحیمی
________________________________
غدیر امام علی (ع)
چون که جانبداری از عشق تو مولا می کنم
بیت های ناب را در شعر برپا می کنم
غرق حیرت می شوم ای شاه ملک لافتی
هر زمان نام تو را در ذهن معنا می کنم
در خیالم کعبه را می سازم و با اشتیاق
از شکاف عشق نورت را تماشا می کنم
از ازل مهر محبت بر دل من خورده است
روز محشر هم تو را با گریه پیدا می کنم
ای که هر شب تا سحر از عشق تو دم می زنم
چون گدای مسجدم،مولا...تمنا می کنم
حامد فرد
________________________________
عید غدیر - امام علی ع
آنکس که تورا داشته از غیرتو سیر است
دستان تو بی منت و مزد دستگیر است
از عاشق دلباخته پرسیدم و این گفت
یک بار علی گفته و یک عمر اسیر است
شمشیر خدا ، شیر خدا ، پیر خلائق
او مظهر اسما خداوند کبیر است
تعریف ز اوصاف علی کار بشر نیست
جایی که خدا بانی این امر خطیر است
دادست خداوند به او هر چه که دارد
آن را که ندادست به او تا و نظیر است
او شیرخدا هست و جهان بیشه بدانید
بیشه همه در سیطره ی قدرت شیر است
اصل و نسب مذهب ما را چو بخواهید
آغاز مسلمانی ما روز غدیر است
شیعه سخن هر کس و ناکس نپذیرد
چون زندگیش تحت عنایات امیر است
گویید به آنکس که علی نیست امامش
والله به میزان عمل کار تو گیر است
سیدحسین میرعمادی
________________________________
غدیر - امام علی ع
ماه هر شب تا سحر محو تماشای علیست
تازه در این خانه زهرا ماه شبهای علیست
چشم دنیا روشن از ماه جمال مرتضاست
چشم زهرا روشن از روی دلارای علیست
با شگفتیهای دنیای علی بیگانهایم
اینکه دنیا پیش او هیچ است دنیای علیست
بارها با اشک خود زخم علی را بسته است
گرمی این دستها تنها مداوای علیست
روز وانفساست محشر، شیعیان لاتحزنوا
این که محشر خاک پای اوست زهرای علیست
یاعلی امضا کند یا فاطمه فرقی که نیست
آخرش امضای زهرا عین امضای علیست
عباس شاه زیدی
________________________________
امام علی ع
نفس در حریمت کشیدن خوش است
ز انگور نابت چشیدن خوش است
نجف مثل مشهد به گلدسته ات
به شیپور مستی دمیدن خوش است
به شوقت دلم را به دریا زدم
ز ساحل به دریا رسیدن خوش است
خدا بین شده هرکه دیده تو را
دل از غیر رویت بریدن خوش است
به بزمی که نام تو برده شود
به ولله با سر دویدن خوش است
نجف موقع دیدن گنبدت
ز دل نغمهء هو کشیدن خوش است
تو آیینهء حق نمایی علی
خدا را درون تو دیدن خوش است
دل از عاشقان یک سره می بری
به غیر از تو چیزی ندیدن خوش است
تو بر کشور دل امیری کنی
غمت بر دل و جان خریدن خوش است
نوشتم روی خاک سرخ نجف
دلم در حریمت شدیدا خوش است
مجید مختاری
________________________________