رسانه وزوار
رسانه وزوار در ایتا
رسانه روستای وزوار در ایتا
کانال وزوار
#کانال_وزوار
#کانال_وزوار_ایتا
@vezvar
https://eitaa.com/vezvar
#ایتا #وزوار
#رسانه_وزوار
فهرست
حضرت محمد (ص) و امام صادق (ع)
مدح رسول اکرم مدح امام صادق (ع)
شمس گردون از شعاع شمس رویش تار شد
برگ گل در پیش گلبرگ وجودش خار شد
نُه فلک سر خم نموده پیش پای مصطفی
جبرئیل گهواره جنبان چنین دلدار شد
نیست در عالم کسی اینگونه زیبا و ملیح
چشم صد یوسف بر آن خال لبش بیمار شد
غنچه ی خوش رنگ و بوی عالم خلقت شکفت
وقت شیرین وصال و لحظه ی دیدار شد
با طلوع جانفزای حضرت شمس الضحی
دیدگان خفته در آغوش شب بیدار شد
در میان جمع نیکو منظران شهر عشق
طاق ابرویش سبب در رونق بازار شد
خال مشکینِ لبِ آن رحمه للعالمین
بر مدار خوب رویان نقطه ی پرگار شد
عقل از سرّ وجود این جهان وا مانده بود
آمده خیرُ البریّه کاشف اسرار شد
سینه ی هفت آسمان از شدت شادی شکفت
بر خلایق بارش الطاف حق بسیار شد
عشق او تا بر دل دیوانه ی سالک نشست
آشنای دلبر و بیگانه با اغیار شد
حسن تقی لو
===============================
مدال آوران وزوار #مدال_آوران_وزوار
مدال آوران وزوار #مدال_آوران_وزوار.

جاده جنگلی وزوار - نوکنده آذر 1402

روستای زیبای وزوار

پرچم وزوار بالا رفت آقای محمد متین ریاحی فرزند عبدالله (بابا) نایب قهرمان فوتبال استان گلستان رده سنی زیر 11 سالتبریک عرض می کنیم .

پرچم وزوار بالا رفت کسب مقام اول کاراته باشگاههای کشور به میزبانی تهران توسط آقای یاسین ریاحی که مدال طلای این دوره را دریافت نمود؛ تبریک عرض می کنیم به ایشان آقا یاسین فرزند ابوالفضل نوه آقای حسن ریاحی می باشد.

پرچم وزوار بالا رفت کسب مدال و کمربند طلایی کشور توسط آقای امیر محمد ریاحی در مسابقات جوجیتسو کشور تبریک عرض می کنیم به ایشان ایشان فرزند مجید نوه حاج اصغر (حاج محمد) می باشد

پرچم وزوار بالا رفت کسب مقام قهرمانی کاراته در استان سمنان توسط خانم پریسا ریاحی تبریک عرض می کنیم به ایشان ایشان فرزند آقای حسن ریاحی نوه مرحوم درویشعلی ریاحی می باشند

پرچم وزوار بالا رفت آقای علیرضا ریاحی فرزند حمیدرضا نوه کربلایی اصغر موفق به اخذ مقام طلای مسابقات کشوری کاراته شد به ایشان تبریک عرض می کنیم

پرچم وزوار بالا رفت خانم فاطمه کوثر ربانی فرزند محمد ، نوه حاج شعبان (نورالله) رحمة الله موفق به اخذ مقام سوم کشوری در رشتهی نیوکونگفو شد فاطمه کوثر دانش آموز پایه چهارم دبستان هستند به ایشان تبریک عرض می کنیم

پرچم وزوار بالا رفت خانم ریحانه شربتی نوه طالب ریاحی (حسن) نائب قهرمان وشو در استان تهران شد به ایشان تبریک عرض می کنیم

پرچم وزوار بالا رفت خانم ملینا رمضان زاده نوه آقای اصغر ریاحی شورای محترم وزوار مقام سوم رشته کاراته در استان مازندران به ایشان تبریک عرض می کنیم

پرچم وزوار بالا رفت خانم بینا ریاحی نوه شهید صفرعلی ریاحی موفق به اخذ مقام سوم در رشته کاراته ، استان مازندران به ایشان تبریک عرض می کنیم

پرچم وزوار بالا رفت خانم فاطمه شربتی نوه حاج محمد میرزایی (عزیز) و مرحومه حاجیه لیلا ریاحی ، موفق به اخذ مقام دوم کشوری در رشته کاراته شد؛ به ایشان تبریک عرض می کنیم

پرچم وزوار بالا رفت خانم حنانه حیدری نوه کربلایی حسین حیدری موفق به اخذ مقام سوم کشوری در رشته کاراته شد؛ به ایشان تبریک عرض می کنیم

پرچم وزوار بالا رفت خانم بشری ریاحی فرزند جعفر نوه دوستمحمد ریاحی موفق به اخذ مقام قهرمان کشوری در رشته کاراته (بخش کاتا) شد؛ و در بخش کومیته به مقام نایب قهرمانی دست یافت به ایشان تبریک عرض می کنیم

پرچم وزوار بالا رفت آقای ابوالفضل ریاحی فرزند باقر (حاج درویش) در رشته تکواندو مقام سوم استان (سمنان) را کسب نمود به ایشان تبریک عرض میکنیم

پرچم وزوار بالا رفت خانم حلما ریاحی فرزند یوسف نوه حاج علی اکبر در رشته کاراته مقام اول (سمنان) را کسب نمود به ایشان تبریک عرض میکنیم

پرچم وزوار بالا رفت نازنین فاطمه فرجی نوه منصور ریاحی(نورالله) در رشته کاراته بخش کومیته مقام دوم کشوری را کسب نمود به ایشان تبریک عرض میکنیم

پرچم وزوار بالا رفت مسابقات کلوپی ژیمناستیک پسران استان گلستان و قهرمانی متین احمدی نسب نوه مرحوم حاج ابوالقاسم ریاحی

✅افتخاری دیگر برای وزوار
پرچم وزوار بالا رفت در همایش تجلیل از مقام آوران کشوری محمدمهدی حیدری مقام اول و برنده مدال طلای مسابقات کشوری رشته کاراته در شهرستان کبوترآهنگ (همدان) ، نفردوم از سمت راست به ایشان تبریک عرض میکنیم

پرچم وزوار بالا رفت کسب مقام اول رشته علوم تجربی ، استعدادهای درخشان در بهشهر، توسط آقای محمد طاها ریاحی فرزند قربان(یحیی). به ایشان تبریک عرض می کنیم

پرچم وزوار بالا رفت خانم ثنا ریاحی فرزند علی اکبر نوه مرحوم حاج ابوالقاسم(سلیمان) قهرمان در رشته کیک بوکسینگ WKA (دارای کمربند آبی)

پرچم وزوار بالا رفت ؛ قهرمانی محمدعلی ریاحی فرزند عبدالعلی درمسابقات کشوری گرگان ؛ دسته۵۵ کیلو گرم
اخبار وزوار

یک خبر خوب و یک انتصاب دلگرمکننده آذر ماه 1402 مهندس حاج عباس مردانی به ریاست شرکتهای گاز بهشهر ، خلیل شهر و رستمکلا منصوب شد. بدینوسیله این انتصاب شایسته را محضر ایشان و مردم خوب وزوار تبریک و تهنیت عرض می نماییم
#خبر_ورزشی_وزوار

حاج میثم حیدری کاندیدای دوازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی شد
آرزوی موفقیت داریم برای ایشان دی 1402
حضرت زینب (س)
ولادت حضرت زینب (س)
بهترین خواهر دنیا زینب
زهره حضرت زهرا زینب
همه پست اند و معلا زینب
همه خاکند و مطلا زینب
قبلهی قبلهنماها زینب!
زده امشب به سرم شور نجف
پای من واشده در طور نجف
منم و مستی انگور نجف
مات کرده همه را نور نجف
نور بخشیده نجف را زینب
شب یلدای علی گشت سحر
کوثر آورده به دنیا کوثر
حق مبارک بکند پیغمبر!
رحمت خانه که باشد؟دختر!
رحمت خانهی مولا زینب..
عشق تا روز ابد حیرانش
عقل آشفته و سرگردانش
صبر زانو زده بر عنوانش
کشتی کرببلا سُکانش...
نیست دست کسی الا زینب!
مردتر از همه در وقت جدال
کعبه حلم و حیا، نفس کمال
پی توصیف مقامش همه لال
زینبی کیست؟! خدای متعال!
جبل الصبر خدا یا زینب!
مانده در حسرت رویش خورشید
سخنش آیه ی قرآن مجید
پدری زینت اینگونه ندید
آنکه زد بر دهن شوم یزید...
مانده ام بود علی یا زینب!
دامنی قرص قمر پرور داشت
از رقیه چه کسی بهتر داشت؟!
این سه ساله شرفی دیگر داشت!
پرچم آل علی را برداشت!
پس رقیه شده حالا زینب
گرچه او صابرهی عالم بود...
تکیهی محکم آقا هم بود..
قدش از داغ برادر خم بود
محرم شاه چه بی محرم بود
بی برادر شد و تنها زینب..
روز و شب یاد بیابان میکرد
گریه بر آن تن عریان میکرد
گله از خار مغیلان میکرد
یاد ویرانه فراوان میکرد
ای فلک! قهر شدی با زینب...
ای فلک داغ برادر دیدم
شمر را دست به خنجر دیدم
کوچهبازار مکرر دیدم
من ازینها غم بدتر دیدم
شد تماشا به گذرها زینب..
سید پوریا هاشمی
_____________________
اشعار انقلابی
#حاج_قاسم_سلیمانی
رخصت بده از داغ عزیزان بنویسم
از گریهی سردارِ جوانان بنویسم
میخواهم از آن عاشقِجانان بنویسم
نم نم بهخروش آیم و گریان بنویسم
ای خاک وطن دلبر و دلدار نیامد؟
ای هموطنان قاسم سردار نیامد
در هر نفست ذکرِحسینبنعلی بود
نام تو فراتر زیسار و زیمین بود
در گریه تو حبّ ِ ولی سیدعلی بود
عالم شده مبهوت ، سردار شَجیع بود
بر خامنهای یاور و غمخوار نیامد
ای هموطنان قاسم سردار نیامد
سردار بیا هموطنان چشم به راهت
دلها همه مست از رجز و نیمنگاهت
داعش شده نابود از آن جان کلامت
ای عاشق زهرا و علی یار ولایت
سردار ادب جلوه ایثار نیامد
ای هموطنان قاسم سردار نیامد
حافظ شدهای بر حرم ِ زینب غمخوار
محبوب همه گشتهای و عاشق دادار
مولای تو شد حضرت عباس ِ علمدار
ای وای شده دست جدا قاسم ِ سردار
سرباز وطن قاسم دیندار نیامد
ای هموطنان قاسم سردار نیامد
ای وای شده بر جگرم آه ِ شرربار
سردار شده بر بدنش نیزهی اغیار
ای یار برفتی چهشد آن دستنگیندار
با جمله رفیقان بسوی حضرت دادار
سرباز حرم قاسم جانباز نیامد
ای هموطنان قاسم سردار نیامد
ایران شده از یاد تو لبریز برادر
ای قصه دست تو غم انگیز برادر
برخیز بیا منتظرند مردم و رهبر
فرمانده شده برهمگان مکتب و باور
فرمانده ترین سرور و سالار نیامد
ای هموطنان قاسم سردار نیامد
🔸شعراز مصطفی ریاحیفر
بیانیه یادواره شهدای روستای وزوار
نام خدا
حرکت ضد اخلاقی و ضد بشری مدعیان آزادی بیان ، در اهانت به قرآن مجید که با خباثت دولت سوئد انجام شده ، همان تروریسم فرهنگی است که عذرخواهی مقامات کشور سوئد کمترین کار است.
این حرکت زشت نوعی هتاکی به فضیلت ، انسانیت و اخلاق است که آزادی بیان را روانه گورستان کردند.
سبقه اهانات موهن در کشورهای غربی ، از پشت پردهای میگوید که جریان های ضد دینی آنرا هدایت میکنند و مصداق بارز اسلام ستیزی و دین هراسی است.
ستاد یادواره شهدای وزوار ضمن محکوم نمودن این جنایت آشکار اعلام میدارد:
در تاسوعای حسینی با قرآن به زیارت شهدایمان در گلزار شهدا واقع در آرامستان سفیدچاه خواهیم رفت
و با شهداء تجدید میثاق مینماییم
و راهشان را ادامه خواهیم داد که همان صراط قرآن بود.
ستاد یادواره شهدای وزوار
🇻🇪🇿🇻🇦🇷
🆔 T.me/Rustayevezvar
🆔 Eitaa.com/vezvar
┈┈••╬•کانال وزوار•╬••┈┈
در رسای وزوار
در رسای وزوار
وزواره ده بهشت این زمونه
بالای کوه ، دیار عاشقونه
وزواری دل به مثل آب صافه
ندارننه کینه به مثل آبه
وزوار مثل دماوند استواره
وزوار هستاهه هسته افتخاره
ده وزوار چقدر وه باصفاهه
بوین در منطقه یکه نماهه
بهاره ماه همیشه سبزه زاره
هرکی وزوار بیه دل تازه وونه
پایین مله بالامله بلارم
ون مسجد و اذانِ بلارم
جان خاخر خوانی ته دل بیه سو
سفر هکان به وزوار بر سر کوه
بوین وزوار چِقَدَر باصفاهه
زمینا گندم هسته مَرجی جاره
برار بیا بوین دیمیون مله ره
غاروبا گرد هم دورهمی ره
بوین چکل سر و نظرمله ره
علیخان مله و حاجی مله ره
بوین جانه برار سنگه سرک ره
کچپ و گوسرک با قلهسر ره
عزیزان بین به وزوار دل بوو وا
امه وزوار هسّه خوش آب وهوا
دیار عشق و ایثار و وفاهه
وزواری ره بوین چه باصفائه
اشعار حضرت سکینه (س)
راوی کرب و بلا دارد روایت می کند
از جدایی سر و تن ها حکایت می کند
شد سکینه معنی اش آرامش قلب حسین
بشنو از دریا زمانی که شکایت می کند
چون روایت می کند از کربلا یک روضه اش
تا همیشه مجلس مارا کفایت می کند
راوی کرب و بلا با روضه های مستند
تازه در روز قیامت او قیامت می کند
نام زیبایش برای بردن قلب حسین
با رقیه با علی اصغر رقابت می کند
تا رقیه می رسد محو سکینه می شود
هرچه می گوید حسین،عباس اطاعت می کند
آه «اَیْنَ عمِّیَ الْعباس» او هم نکته ای ست
که خیال بچهها را آه راحت می کند
شمر یک بیماری سخت است که در قافله
به تمام مردها دارد سرایت می کند
درتمام راه هم بر ضرب و شتم بچهها
شمر فرمان می دهد خولی اطاعت می کند
مهدی رحیمی
••••••••••••••••••••••••••••
مرثیه حضرت سکینه(س)
ای دسته گل وحی به گلزار مدینه
قرآن حسین ابن علی بر روی سینه
بر عمۀ سادات همانند و قرینه
دریای کمالی و وقاری و سکینه
هم فرشنشین استی و هم عرش مقامی
همه عمه و هم خواهر و هم دختِ امامی
*
سر تا قدم آیینۀ پا تا سرِ زهرا
زهرا به تو بالد که تویی کوثرِ زهرا
هم کوثر زهرایی و هم دختر زهرا
با زینب کبرا شده هم سنگر زهرا
گردون شرف را ز ازل قائمهای تو
در شرم و حیا فاطمۀ فاطمهای تو
*
هنگام دعا مرغ سحر با تو سخن گفت
هفتاد و دو تابنده قمر با تو سخن گفت
خورشید به بالای شجر با تو سخن گفت
از حنجر ببریده پدر با تو سخن گفت
ای نهضت سالار شهیدان به تو مدیون
تـو دختر قرآنی و قرآن بـه تو مدیون
*
نه نام سکینه، که وجود تو سکینه است
سر تا قدمت راضیه، مرضیه، امینه است
مهر تو به طوفان بلا نوح و سفینه است
جز زینب و کلثوم چه کس بر تو قرینه است؟
تو قلب حسیناستی و تو روح ربابی
در هُـرم عطش مـادر آیینه و آبی
*
پیغمبر و زهرای مطهر به تو نازد
هنگام سخنرانی، حیدر به تو نازد
عباس و حسین و علیاکبر به تو نازد
بر شانۀ بابا علی اصغر به تو نازد
در کوفه گشودی لب خود را به تکلم
دیدم پـدرت زد بـه سرِ نیزه تبسم
*
دیدی پدرت سر به کف دست نهاده
چون شعله کشیده سر و چون کوه، ستاده
بـر رفتن میدان ز حرم کرده اراده
تنها تـو ورا کردی، از اسب پیاده
پای فرسش را بـه کف دست گرفتی
انگار که یک لحظه از او هست گرفتی
*
ای فاطمۀ فاطمه، ای کوثر بابا
همسنگر عمه به کنار سر بابا
الحق که تویی پارهای از پیکر بابا
وز حنجر ببریده پیام آور بابا
تنها نه همین در دل آرام حسینی
تـا روز جزا حامل پیغام حسینی
*
تو یک گل نیلوفری از گلشن زهرا
دامان تو عکس گلی از دامن زهرا
زیبد به تن پاک تو، پیراهن زهرا
حتی بدنت گشت شبیه تن زهرا
آغاز شد از دامن گودال، خروجت
تا گوشۀ ویرانه چهل بار عروجت
*
ای جای لبت مانده بر آن حنجر پاره
اشک تو به هفتاد و دو خورشید، ستاره
عباس به تبخال لبت کرده نظاره
حتی سر نی از تو خجل گشت دوباره
روئید گل از شرم تو بر صورت عباس
تو دست گرفتی به رخ از خجلت عباس
*
هر خانه که دارای رباب است و سکینه
آن خانه بوَد خانهای از شهر مدینه
ای مانده تو را داغ روی داغ به سینه
ای خون خدا را به ره شام، رهینه
وصف تو جـز از عترت اطهار نیاید
از «میثم» بی دست و زبان، کار نیاید
استاد غلامرضا سازگار
••••••••••••••••••••
اشعار امام حسن عسگری(ع)
آقای سامرا چقدر ناتوان شدی
خیلی شبیه مادر خود قدکمان شدی
عمری اسیر طعنه و زخم زبان شدی
تبعیدی مجاور یک پادگان شدی
آه ای بهار زرد و خزانی تو میروی
چون مادرت زمان جوانی تو میروی
دور از مدینه حضرت جانان چه میکنی؟
یوسف،جدا ز خیمه کنعان چه میکنی
تنها غریب گوشه زندان چه میکنی
ابن الرضا به حلقه شیران چه میکنی
حتی درندگان به تو تعظیم میکنند
اینجا تو را نیامده تکریم میکنند
دور از مدینه ای سفرت سخت میگذشت
ای آسمان به بال و پرت سخت میگذشت
باگریه ها به چشم ترت سخت میگذشت
آقا چقدر بر جگرت سخت میگذشت
بغصی شکسته داری و فریاد کوچه ای
هی میخوری زمین و ولی یاد کوچه ای
گرچه غریب بودی و کس سوی تو نرفت
شکرخدا که میخ به پهلوی تو نرفت
شعله سراغ پیچش گیسوی تو نرفت
اینجا غلاف بر روی بازوی تو نرفت
آتش کسی به خرمن نیلوفرت نزد
اینجا کشیده کس به روی همسرت نزد
تو ضعف میکنی پسرت گریه میکند
مهدی رسیده و به برت گریه میکنند
خاکی شده است موی سرت گریه میکند
این ظرف آب بر جگرت گریه میکند
برروی دامن پسرت دست و پا مزن
اینگونه چنگ بر روی این خاک ها مزن
آقا سلام بر تو و دریای تشنه ات
این کاسه میخورد روی لبهای تشنه ات
یاد حسین می دمد از نای تشنه ات
دادی سلام بر لب بابای تشنه ات
خونابه گرچه از دهنت ریخته شده
آلاله روی پیرهنت ریخته شده
شکرخدا که لعل لبت خیزران نخورد
شکرخدا که روی گلویت سنان نخورد
چکمه به روی پیکرتو بی امان نخورد
سرنیزه ای نیامد و روی دهان نخورد
شکرخدا که تو کفنی داشتی حسن
بر جسم خویش پیرهنی داشتی حسن
بی تو وقار خواهر تو مستدام ماند
با احترام آمد و با احترام ماند
پوشیده از نگاه خواص و عوام ماند
وای از زنی که در وسط ازدحام ماند...
احساس های خواهری اش لطمه خورده بود
حتی غرور روسری اش لطمه خورده بود
محمدجواد پرچمی
••••••••••••••••••••
مرثیه امام حسن عسکری(ع)
مادرت نیست ولیکن پسرت هست هنوز
جای شکر است که مهدی به سرت هست هنوز
نفست تنگ شده کنج قفس افتادی
باز خوب است که این بال و پرت هست هنوز
پسرت آمده بالای سرت آقا جان
مرهمی بر جگر پر شررت هست هنوز
اثر وضعی سم خشکی لبهاست، ولی
خوب شد کاسه ی آبی به برت هست هنوز
لب تو خشک و دو چشمان تو تر آقا جان
گوییا ظهر عطش در نظرت هست هنوز
وحید محمدی
••••••••••••••••••••
حسن عسکری (ع)
تسلیت ای حجّت ثانی عشر یابن الحسن
زود بود از بهر تو داغ پدر یابن الحسن
قلب بابت از شرار زهر دشمن آب شد
سوخت جسم و جانش از پا تا به سر یابن الحسن
کودک شش ساله بودی بر پدر خواندی نماز
ریختی از چشم خود خون جگر یابن الحسن
زود گرد بی کسی بر ماه رخسارت نشست
زود کردی جامۀ ماتم به بر یابن الحسن
قرن ها چشم تو گریان است بر جدّت حسین
لحظه لحظه ریختی اشک بصر یابن الحسن
طفل بودی پیش چشمت چشم بابا بسته شد
تو نگه کردی و او زد بال و پر یابن الحسن
مخفی از چشم همه، چشم تو بر بابا گریست
سوختی چون شمع سوزان تا سحر یابن الحسن
قرن ها فریاد زهرا (س) مادرت آید به گوش
از مدینه بین آن دیوار و در یابن الحسن
یوسف زهرا (س) بیا با ما بگو آخر چرا
تربت زهراست مخفی از نظر یابن الحسن
ای سرشک چارده معصوم از چشمت روان
ای زده هجر تو بر دل ها شرر یابن الحسن
روز میثم تیره تر می باشد از شام فراق
تا شود خورشید رویت جلوه گر یابن الحسن
استاد غلامرضا سازگار
••••••••••••••••••••
امام حسن عسکری(ع)
سامرا در دل خود داغ فراوان دارد
هر شبش منظره شام غریبان دارد
با خودش ماتم آن خانه و زندان دارد
یک طرف خاطره گنبد ویران دارد
سامرا شهر عجیبی ست خدا می داند
سامرا مهد غریبی ست خدا می داند
تو کریمی و به پیش تو جهان مفلس بود
شد طلا از نفست هر که ز جنس مس بود
حج تو دیدن رخسار گل نرگس بود
پرورش یافته ات ماه دو صد مجلس بود
قسمت این بود جهان تار و مه آلود شود
بعد تو منتظر مهدی موعود شود
عاشقی جلوه ی خود را ز تب و تاب تو یافت
سامرا رونق از آن خانه و سرداب تو یافت
خویش را جلوه گر آن گهر ناب تو یافت
اربعین شور دگر از سخن ناب تو یافت
سومین ابن رضای حرم ساداتی
تشنه کامان مصیبت زده را میقاتی
قصه آنجاست که این دهر می ناب نداشت
از شب تیره این شهر که مهتاب نداشت
کوه هم حجم غریبی تو را تاب نداشت
قصه می رفت به آنجا که حرم آب نداشت
روضه می خواند و گریزی به لب عطشان داشت
می شد آغاز ولی عمر کمش پایان داشت
رضا محمدی
••••••••••••••••••••
اشعار آقای اسحاق ریاحی
🥀ناله کن دل
🥀
🥀عزای مادراست ناله کن دل
🥀به سوخته جگر است ناله کن دل
🥀زانوی غم گرفته جان عالم
🥀برفته پیکر است ناله کن دل
🥀خداوندا تو رس برداد مولا
🥀به عالم شرر است ناله کن دل
🥀همه گویند حسین مادر ندارد
🥀غریبی حیدر است ناله کن دل
🥀فدای اشک های چشم زینب
🥀او بی بال و پر است ناله کن دل
🥀غم و اندوه گرفته خانه عشق
🥀لحضات آخر است ناله کن دل
🥀پدر غم فراق بر سینه دارد
🥀جدایی از سر است ناله کن دل
🥀زهرای اطهرش رفته ز دنیا
🥀دخت پیغمبر است ناله کن دل
🥀علی بر روی قبرش گشته بیهوش
🥀حسن بی مادر است ناله کن دل
شعر از اسحاق ریاحی سمنان
________________________
بسیجی
تو امروز مرد میدانی بسیجی
تو سرباز سلیمانی بسیجی
گرفتی جان خودرا درکف دست
برای گفته رهبر بسیجی
همیشه با تو باشد یاد رهبر
فدای رهبرو کشور بسیجی
تو یارو یاور مستضعفانی
تودر پناه قر آنی بسیجی
تو مردی وخدا پشت وپناهت
علی وارو حسین سیرت بسیجی
به تو نازد تمام ملت ما
امید کشور و رهبر بسیجی
کنار مسجد ما پایگاهت
بمان با صوت قرآن ای بسیجی
به وقت جان سپردن در ره حق
به لب می خوانی قرآن ای بسیجی
شفیع ما بشو در روز محشر
رسول حق بود یارت بسیجی
صرط مستقیم کارت بسیجی
رسول حق نگهدارت بسیجی
شعر از اسحاق ریاحی
___________________
حاج قاسم
باز دوباره آمده سیزده دی
مردی از تبار یاران بوده وی
مردی از جنس ملائک در زمین
داستان حاج قاسم بوده این
قاسم اینجا قاسم آنجا هر کجا
از حقوق مرد و زن کرده دفاع
دشمن کور دل دیگر طا قت نداشت
بذر کینه در زمین او بکاشت
بی گناه مردی شریف و نازنین
شد شهید در راه حفظ و جان ودین
شهر شد غوغا همه جا ولوله
قاسم افتاد روی دست قافله
قاسم از جنس ملائک بود و نور
روی دستان رفت تا وادی طور
کل ایران و جهان شد قاسم
هر کجا بوده مسلمان قاسم
ِلب هر مرد و زنی بود قاسم
سر کوی و برزنی بود قاسم
با شهادت عالمی را جان گرفت
حاج قاسم در وطن آرام گرفت
شعر از #اسحاق_ریاحی
________________________
بسیجی
تو امروز مرد میدانی بسیجی
تو سرباز سلیمانی بسیجی
گرفتی جان خودرا درکف دست
برای امر رهبر ای بسیجی
همیشه با تو باشد یاد رهبر
فدای رهبرو کشور بسیجی
تو یارو یاور مستضعفانی
تو در پناه قرآنی بسیجی
تو مردی و خدا پشت و پناهت
علی وارو حسین سیرت بسیجی
به تو نازد تمام ملت ما
امید کشور و رهبر بسیجی
کنار مسجد ما پایگاهت
بمان با صوت قرآن ای بسیجی
به وقت جان سپردن در ره حق
به لب می خوانی قرآن ای بسیجی
شفیع ما بشو در روز محشر
رسول حق بود یارت بسیجی
صرط مستقیم کارت بسیجی
رسول حق نگهدارت بسیجی
اسحاق ریاحی
_____________________
مردی عاشق
شهیدان مشعل راه خداهند🇮🇷
شهیدان مردم را تکیه گاهند🇮🇷
شهیدان زنده اند ما مردگانیم🇮🇷
همه شان عاشقند ما تشنه گانیم🇮🇷
شهیدان میوه باغ بهشتد🇮🇷
وصیت نامه را با خون نوشتند🇮🇷
همه شان در ره عشق جان دادند🇮🇷
در این راه شهادت آزادند🇮🇷
یکی لاله که او مرد خدا بود🇮🇷
خدا داند که کی بود و کجا بود🇮🇷
بدادش جان پاکش در ره دین🇮🇷
که خونش زنده کرده هر آیین🇮🇷
تمام عا شقان سوختند زداغش🇮🇷
درس آزادگی را داد یادش🇮🇷
همان قاسم که روزی کربلا بود🇮🇷
تمام عمر خود دشت بلا بود🇮🇷
امام عاشقان را یاوری بود🇮🇷
تمام مردمان را سروری بود🇮🇷
شهادت را شهیدی لایق آمد۰🇮🇷
همان قاسم به ایران عاشق آمد🇮🇷
به دشت کرمان در خاک نهان شد🇮🇷
اشک هر مرد و زن از غم روان شد🇮🇷
شعر از اسحاق ریاحی
________________________
شهید غریب 🇮🇷
قاسم یعنی قسمت من این چنین🇮🇷
شد شهید در شهر غربت این چنین🇮🇷
شهر بغداد شد برایم قتلگاه🇮🇷
من ندارم شهر غربت یک پناه🇮🇷
شب جمعه حاج قاسم کار داشت🇮🇷
حاج قاسم خلوتی با یار داشت🇮🇷
او برای دشمن خون خوار دین🇮🇷
رفته بود میدان برای حفظ دین🇮🇷
صبح جمعه حاج قاسم شد شهید🇮🇷
حاج قاسم زود به معبودش رسید🇮🇷
باز دوباره لاله ای پر پر شد🇮🇷
حاج قاسم تقدیم رهبر شد🇮🇷
کل کشور و جهان شد قاسم🇮🇷
کل اخبار جهان شد قاسم🇮🇷
شعر از اسحاق ریاحی..🇮🇷
🇻🇪🇿🇻🇦🇷
___________________________
🌼🌷میلاد حضرت زهرا سلام الله علیها🌼🌷
بارانی از ستاره امشب داره میباره🌼
برای قلب علی یک دسته گل میاره🌼
اونکه میاد به دنیا مادر کل هستی🌼
فاطمه دخت نبی از گناهان بیزاره🌼
جان علی جان نبی آمد به دنیا فاطمه🌼
مادرمن مادر تو مثل گل بهاره🌼🌼🌼
هزار هزار ملائک مهمان آقا شدن🌼
تا ببیند خدیجه مادر طاها شده🌼
ما همگی شدیم شاد از میلاد فاطمه🌼
هستی رسول الله گل خنده میاره🌼
وقتی به دنیا اومد دخت نبی خدا🌼
خدا به آقام گفته نگهدار کو ثره🌼
روز میلاد بی بی آن مادر شیعیان🌼
مصادف می شود با روز گل مادره🌼
خدایا تو همهِ مادرها را نگهدار🌼
زیر چادر زهرا زندگی شان بهتره🌼
شعر از اسحاق ریاحی....💐💐
____________________________
ماه رجب🏵🌹🌿
یا مَن اَرجُوهُ لکِّلِ خیر بخوان🌸
معنی ماه رجب را تو بدان🌸
ماه رجب ماه استغفار بود🌸
رجب یعنی پوزش از ستار بود🌸
هست رجب ماه خداوند کریم🌸
بنده ایم شرمنده ایم مانوکریم🌸
هر که در این ماه گیرد روزه ای🌸
قسمتش میشود از نهر جرعه ای🌸
ماه رجب نهری هستش در بهشت🌸
بود برای بندگانش سر نوشت🌸
هر کسی بنده ای باشد چون رسول🌸
خدایش طاعت او کند قبول🌸
دوست دار اهل بیتیم بنده ایم🌸
اما پیش مولا مان شرمنده ایم🌸
ماه رجب ماه مولا مان علی است🌸
میلاد نور خدا نور جلی است🌸
اولین روز اختصاص باقر است🌸
پنجمین مولا و آقا طاهر است🌸
سوم و پانزدهم این ماه غم است🕸
این دو روز ماه رجب در ماتم است🕸
بیستوهفتش مبعث خاتم بود🌸
بیست وپنج شهادت کاظم بود🥀
شعر از اسحاق ریاحی....🏵🥀🌿بهمن۱۴۰۰
_________________________________
🇮🇷روزگار ظلم و ستم🇮🇷🇮🇷
دوره ای تو ایران ، حکومت شاه داشتیم🇮🇷
در انتخاب شاهان خیلی اشتباه داشتیم🇮🇷
حکومتی بود ظالم چه ظلمها که نکرد🇮🇷
بر مردم بی گناه ظلمی نابجا میکرد🇮🇷
امکانات زندگی چیزی نبود در روستا🇮🇷
همهُ روستا و شهر خیلی بوده افتضاح🇮🇷
کوچه ها آسفالت نبود در شهرهای بزرگ🇮🇷
دور وبریهای شاه همه بودند مثل گرگ🇮🇷
مردم کشورمان خسته شدند ازاین جور🇮🇷
جلوی ظلم ایستادند زمان شاه بشه دور🇮🇷
رهبر خوب ایران آیت الله خمینی🇮🇷
بیست ودو بهمن ماه قیام کرد حسینی🇮🇷
مردم را بیدار کرد علیه شاه مزدور🇮🇷
به پا خواستند مردم شاه راکردندگم و گور🇮🇷
به حرمت شهیدان ورهبر خوبمان🇮🇷
کمک کند به آقا مهدی صاحب زمان🇮🇷
رئیس جمهور محبوب آیت الله رئیسی🇮🇷
حل کند مشکلات را به امید پیروزی🇮🇷
دعا کنیم که بیاد، مهدی صاحب زمان🇮🇷
کمک کند به رهبر، رئیس جمهور ایران🇮🇷
شعر از اسحاق ریاحی....🇮🇷🇮🇷
______________________________
⚘🌸عید مبعث🌸⚘
گل بریزید به مقدمش آمده از غار حراء🌸
تا بگیرد دست منو ، شما را در هر دو سرا🌸
مبعوث شده آقای ما ، رسول رب العالمین🌸
بگفتا جبریل به آقا ، بخوان محمد امین🌸
اقراُ بِاسمِ رَبِکَ ، بخوان رسول خوب ما🌸
شده پناه من و تو آن مهربان محبوب ما🌸
شادی کنان منتظره ، خدیجه همسر امین🌸
تا بیاد از غار حراء،رسول رب العا لمین🌸
اسلام دین شادیه ، شادی کنیم برای او🌸
کور بشه آن چشمهایی که دوست ندارن نام او🌸
امید ما پناه ما آقا رسو ل الله بود🌸
نور دل رسول الله حسین ثار الله بود🌸
جشن شادی شیعیان همراه با نقل و نبات🌸
تنها ذکری که می گیم همگی با هم صلوات🌸
اسحاق ریاحی ۹/ ۱۲/ ۱۴۰۰
_____________________________
🌹شعبان ماه پیغمبر🌹🌹
ماه شعبان ماه پیغمبر بود🌹
هرکه توهین کرد خود ابتر بود🌹
چون هلال ماه شعبان شد پدید🌹
شادی است دراو هیچکس غم ندید🌹
سوم شعبان میلاد دو عین🌹
هست فرزند علی آقام حسین🌹
روز چهارم روز عباسش بود🌹
او که آمد آن گل یاسش بود🌹
روز پنجم قلب شیعه شاد شاد🌹
آمده دنیا آقام زین العباد🌹🌹
روز یازده اش جوانی با صفا🌹
آمده دنیا علی قلب بابا🌹🌹
چون که قرص ماه کامل میشود🌹
مهدی زهرا حاصل میشود🌹
شاد باش چون مهدی ما میرسد🌹
کل غم یکجا به پایان میرسد🌹
شعبان آمد تو لباس نو بپوش🌹
کل دنیا از سرورش شد خروش🌹
ماه شعبان ماه شادیها بود🌹
مهدی مو عود کنون دنیا بود🌹
ماه شعبان ماه عشق ما بود🌹
مهدی زهرا تک و تنها بود🌹
🌹شعر از اسحاق ریاحی....۱۴۰۰/۱۲/۱۲🌹🌹
______________________________________
وفات حضرت خدیجه سلام الله علیها
دهم ماه مبارک روز حزنی دیگر است
خانهُ پاک رسول نالهُ سوز جگر است
ناله ُ زهرای اطهر می رسد تا آسمان
هست امروز باز حزنی در عزای مادر است
بود خدیجه یار و مونس در کنار یار خود
تَک شده تنها محمد خاتم پیغمبر است
ای خدا دلگیر شده امشب برای فاطمه
زیرا زهرای بتول تنها برایش دختر است
کل هستیش فدا کرده خدیجه راه دین
از نظر مصطفی او بهترینِ همسر است
شد کنون ماه صیام و غربت زهرا رسبد
بعد ازاین شدفاطمه مادربرای پدر است
شده عام الحزن این سال وفات خدیجه
برای مولایمان این هم عزای دیگر است
همسری بود با وفا ومادر بود مهربان
بعد زهرای بتول او از زنان سرور است
غسل دادودفن بنمودبادو دست اطهرش
آن رسول مهربانی ها برایش شوهراست
شعر از اسحاق ریاحی....نهم رمضان🌘
اشعار امام حسین (ع)
مناجات امام حسین (ع)
اصلا حسین جنس تنش فرق میکند
ارباب بی کفن کفنش فرق میکند
بوسیدنی است قاری قرآن لبش ولی
ارباب ما لب و دهنش فرق میکند
زینب علم به دوش و ابالفضل غرق خون
اردوی عشق مرد و زنش فرق میکند
حر و حبیب و عابس بی دل، زهیر و جون
اصحاب عشق پنج تنش فرق میکند
در زیر قبه هیچ نمازی شکسته نیست
مهمان کربلا وطنش فرق میکند
با عمه گفت دخترک زجر دیده ای
این زجر سنگدل زدنش فرق میکند
سید روح الله موید
______________________________
مناجات حسینی
این حسین کيست که درقلب همه جا دارد
این همه عاشق دیوانه و شیدا دارد
این حسین کيست که نام کرمش در دو سرا
این چنین پیش خدا رتبهٔ اعلا دارد
این حسین کيست که از کشتن او چشم خدا
اشک خون از حرم عالم بالا دارد
این حسین کيست که در قتلگه کربُبَلا
رقص او در بر شمشیر تماشا دارد
این حسین کيست همان زینت دامان نبی
ازلب پاک نبی بوسهٔ زیبا دارد
این حسین کيست که در سلسلهٔ عرش خدا
این همه از غم این داغ مُعَزّا دارد
شاعر: ؟؟؟؟
__________________________________
امام حسین ع
هر دو عالم قطره و دریا حسین
هر دو دنیا صورت و معنا حسین
آبرو دار است بین ما حسین
شهر ما شهر خدا شد یا حسین
از همه دل میکنم الّا حسین…
صبح محشر روزگار فاطمهست
سینه زن جایش کنار فاطمهست
گریه هرکس کرد، یار فاطمهست
این محرم ها بهار فاطمهست
پس بخوان با نوحه زهرا، حسین
از همه دل میکنم الّا حسین…
من خدا را در جهان دارم فقط
مصطفی را در جهان دارم فقط
مرتضی را در جهان دارم فقط
مجتبی را در جهان دارم فقط
میشود اینها همه یکجا حسین
از همه دل میکنم الّا حسین…
چشم آب از نهر کوثر میکِشد
باده از دست علی سر میکِشد
میل ما دائم به قنبر میکِشد
هر که سر بر پای رهبر میکِشد
میشود یک عبد سر تا پا حسین
از همه دل میکنم الّا حسین…
جبههی فرهنگ، جنگ خیبر است
پیر ما فرمود، مسجد سنگر است
نسل زهرا، ذوالفقار حیدر است
دشمن زهرا یقیناً ابتر است
لشکری دارد تک و تنها حسین
از همه دل میکنم الّا حسین…
شد منا فیض جهاد اصغرم
سایهی پرچم نشد کم از سرم
کعبه راهش بسته شد، رفتم حرم
دست بردارید اصلا از پَرم
میکِشد من را خودش بالا حسین
از همه دل میکنم الّا حسین…
کنده اسراییل یک چال سقوط
شد یمن تاراج عمال سقوط
سال بعدی میشود سال سقوط
میشود «آل سعود»، «آل سقوط»
میکند محشر به پا فردا حسین
از همه دل میکنم الّا حسین…
ابرهه از قبل با ما آشناست
جانِ داعش، دست کودکهای ماست
اربعین گردان بچه شیعههاست
سفرهی زهرا نجف تا کربلاست
مینشیند پیش ما آنجا حسین
از همه دل میکنم الّا حسین…
ما نمیخواهیم این دینار را
مرحبا این امت بیدار را
رهبر ما داده این هشدار را
بیعت ایران و استکبار را
هرکسی مرد است گوید یاحسین
از همه دل میکنم الّا حسین…
وای از اسلام اشرافیگری
مرگ بر حکّام اشرافیگری
کوفه هم شد خام اشرافیگری
این هم از فرجام اشرافیگری
سر در آورد از نوک نِیها حسین
از همه دل میکنم الّا حسین…
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شب جمعه، شب زیارتی امام حسین ع
هر نی فغانِ نایِ تو را در می آورد
آوایِ ربنایِ تو را در می آورد
با اینکه زنده ای! چه حریصانه نیزه دار
دارد لباسهای تو را در می آورد
پا بر زمین نکش، که کماندار سنگدل
می خندد و ادای تو را در می آورد
دارد نگاه ماتِ من از متن تیغ ها
تفسیر بوریایِ تو را در می آورد
در حیرتم که سنگ به من می خورد، ولی
بالای نی، صدایِ تو را در می آورد
زخم لبت هم اشک مرا در می آورد
هم گریه ی خدایِ تو را در می آورد
وقت نماز، افسری از خورجین خویش
عمامه و عبایِ تو را در می آورد
وحید قاسمی
______________________________
مناجات امام حسین(ع)
من فقیری بینوایم دوستت دارم حسین
سائل کرببلایم دوستت دارم حسین
رند عالم سوزم اما تا به اسمت می رسم
نوکری بی دست و پایم دوستت دارم حسین
هر که هستم خوب یا بد، دوزخی، اهل بهشت
بی خدایم، با خدایم دوستت دارم حسین
من بهشت بی تو را پس دادم آقا سال هاست
ساکن بزم عزایم دوستت دارم حسین
تربت تو جای خوددارد غبار زائرت
بارها داده شفایم دوستت دارم حسین
این که در داغ تو اشکی دارم و سینه زنم
مادرت کرده دعایم دوستت دارم حسین
لطف زینب شاملم شد اکبرت دستم گرفت
با غم تو آشنایم دوستت دارم حسین
در میان هروله بر سینه می کوبم اگر
با رقیه همنوایم دوستت دارم حسین
لنگ لنگان خویش را تا پای نیزه می رساند
ای پدر بشنو صدایم دوستت دارم حسین
امیر عظیمی
______________________________
مناجات امام حسین (ع) در شب جمعه
مرغ درمانده ام و بال و پرم افتاده
قرعه ی خون جگری بر جگرم افتاده
معصیت ریشه ی ایمان مرا سوزانده
بی سبب نیست ز شاخه ثمرم افتاده
یک نفر نیست به داد من تنها برسد؟!
آنقدر دام گنه دور و برم افتاده
دیر شد، آخرِ عمری به خودم آمدم و
وسط معرکه دیدم سپرم افتاده
همه ی دار و ندار دل رسوای من است
این دوتا قطره که از چشم ترم افتاده
حب زهرا من خسران زده را آدم کرد
بر زبان همه، حالا خبرم افتاده
دلخوشم سائلم و ریزه خور پنج تنم
روزی ام دست خدایان کرم افتاده
بی سبب نیست به لب نادعلی می خوانم
به سرم شور نجف، شور حرم افتاده
هر شب جمعه دلم سوخت از آن روزی که
سوی شش گوشه ی دلبر نظرم افتاده
تربت کرب و بلا با دل من کاری کرد
باده ی ناب هم آخر ز سرم افتاده
روزی ام کرب و بلا نیست ولی شکرِ خدا
به سوی مجلس روضه گذرم افتاده
مادری موی پریشان به حرم آمد و گفت:
خنجری کند به جان پسرم افتاده
چقدر چشم طمع بر زره و پیرهنِ
تشنه ی در دلِ خون غوطه ورم افتاده
محمدجواد شیرازی
______________________________
حرکت امام حسین (ع) از مدینه
وقتی که می رفتند دنیا گریه می کرد
شهر مدینه مثل زهرا گریه می کرد
وقتی که می رفتند پشت پای آن ها
چشمان جبرائیل حتی گریه می کرد
پائین پای ناقه مریم گریه می کرد
دورِ سر گهواره عیسی گریه می کرد
این است آن داغ عظیمی که برایش
حتّی میان تشت یحیی گریه می کرد
این است زینب بانویی که زیر پایش
زانوی لرزه دار سقا گریه می کرد
بوسید اکبر دست های مادرش را
در زیر چادر ام لیلا گریه می کرد
بر روی دامن مادری در گوش طفلش
آهسته تا می گفت لالا گریه می کرد
یک کاروانِ گریه شد وقتی رقیه
با گفتن بابا، بابا گریه می کرد
در زیر پای محمل مستوره ی عشق
منزل به منزل ریگ صحرا گریه می کرد
وقتی که می رفتند عالم سینه می زد
وقتی که می رفتند دنیا گریه می کرد
علی اکبر لطیفیان
______________________________
حرکت امام حسین (ع) از مدینه
گل باغ جنان بودیم و رفتیم
پیمبر را نشان بودیم و رفتیم
مدینه ای تمام خاطراتم!
«اگر بار گران بودیم و رفتیم»
وداعی تلخ کردم با پیمبر
نهادم صورتم بر قبر مادر
دلم تنگ حسن شد ای خدایا
بقیع رفتم برای بار آخر
نوایی می زند آتش به سینه
رود همراه بابایش سکینه
رسد روزی که بی بابا بیاید!
خداحافظ... خداحافظ مدینه
دل بی تاب را تابی بیاور
شبم تاریکه، مهتابی بیاور
شده اُم البَنین وقت جدایی
برای بدرقه آبی بیاور
ببین زینب که جانی در تنم نیست
دگر چاره به غیر از رفتنم نیست
چنان در این سفر غارت شوم من
که حتی بنگری پیراهنم نیست
بود تا همره من أشجع النّاس
کجا و کی کنم من درد، احساس؟!
ز چشم بَد نگهدارش خدایا
که گردد خیمه غارت بعد عباس
نباشد این وداع آخر من!
بگفتا رازهایی مادر من
شود گودال جمع پنج تن جمع
نَهَد بر دامنش مادر، سر من
خدایا هم علیمی هم خبیری
پذیرفتم هر آن چه می پذیری
برای ما شهادت بوده عادت
ولی ای وای از داغ اسیری
دل ارباب از هجران کباب است
رقیه در بَرَش طفل رباب است
پدر گفتا: که خوش باشی عزیزم
بدان روزی رسد جایت خرابه است
علی اصغر انصاریان
______________________________
حرکت امام حسین (ع) از مدینه
مدینه حسینت کجا میرود؟
اگر میرود شب چرا میرود؟
غریب وطن نیمهشب از وطن
غریبانه پیش خدا میرود
دلِ شب خدا را صدا میزند
چرا ساکت و بیصدا میرود؟
اجل پیش رو، مادرش فاطمه
به دنبال او از قفا میرود
به تعجیل رو در کجا میبرد؟
مگـر سـر بـرای خدا میبرد؟
صدای جرس آه جان بر لب است
جگرسوز چون ناله زینب است
«طرماح» یک لحظه محمل مران!
خدا را که وقت نماز شب است
نفسها همه نالۀ یا حسین
دعاها همه سوز و تاب و تب است
به هر منزلی مرگ چشم انتظار
به هر محملی نغمۀ (یارب) است
شما هم چو مرغ شب ای ناقهها
بنـالیـد بـا زینـب ای ناقه ها
استاد غلامرضا سازگار
______________________________
مدح امام حسین (ع)
آیات عاشقی است که تنزیل می شود
یس و مریم است که ترتیل می شود
کوثر و مُلک بوده و والفجر هم رسید
قرآن فاطمه است که تکمیل می شود
سبِّح بحمد ربِّک یا مرتضی علی...
با این پسر ز شأن تو تجلیل می شود
کشتی عشق او که دلش را به آب زد
دوزخ یقین نمود که تعطیل می شود
بسم خدای فجر و قسم بر لیال عشر
کانون عاشقی است که تشکیل می شود
إنی أنا الغریب زمان ولادتت...
با سرخی گلوی تو تاویل می شود
حسین ایزدی
______________________________
مدح امام حسین (ع)
ای که در مقــدم تـو بـاد صبــا گُل ریزد
پیـک شادی به نثارت همه جا گُل ریزد
شب میلاد تو عالم اگر عطـر آگیـن است
جبـرئیـل از در و از بـام و هـوا گُل ریزد
ای گُل سـرسبـد گلشـن زهـرا، جبـریل
گر به پـای تو نـریـزد به کجـا گُل ریزد
فطـرس از مقـدم تو شکـر خـدا می گوید
بـال بگشـوده و بر ارض و سما گُل ریزد
خبـری گر ز جمـال تـو بـه یوسف بـرسد
ز سـرشک شعف خود همه جا گُل ریزد
هرکسی نقش ببنـدد به لبش نام حسین
گـوئی از شـاخـۀ پُـربـار وفـا گُل ریزد
ای بقـا یـافتـه دین از تو، به پاس قدمت
خضـر پیـوستــه لب آب بقـا گُل ریزد
احتـرام حـرم از منـزلت و حُرمت توست
هاجر از شـوق تو در سعی و صفا گُل ریزد
هـر زمـانی کـه بـه محـراب نیایش آئی
روی سجّــادۀ محـراب دعـا گُل ریزد
گلفروش چمن عشقی و غیر از تو چه کس
در ره دوست گــه رنـج و بـلا گُل ریزد
تُربت اطهـر و ایثـار تو از بس خوشبوست
گـوئی ازخاک تو در کرب و بـلا گُل ریزد
می چکـد گر که ز چشمان «وفائی»اشکی
به روی خـاک تـو بـا اهـل ولا گُل ریزد
سیدهاشم وفایی
______________________________
مدح امام حسین (ع)
این حسینی است که حق دلبر جانانۀ اوست
بحر عصمت صدف گوهر یکدانۀ اوست
این همان شمع شبستان ولایت که زعشق
شمع ایوان فلک سوخته پروانۀ اوست
گاه چون آیۀ رحمت شرف دوش نبی است
گاه چون مهر نبوت به سر شانۀ اوست
این همان شاه که با خیل ملک روح الامین
به گدائی همه شب بر در کاشانۀ اوست
این همان رند قدح نوش که با چرخ نهم
از ازل تا به ابد نالۀ مستانۀ اوست
می گساری است که هر درد و غم و زهر و الم
داشت ساقی ازل جمله به پیمانۀ اوست
هر کسی رند قلندروش و صافی مشرب
جرعه نوش وی و دردی کش میخانۀ اوست
آنکه افسانه خوبان شده در عرصۀ حسن
گوش آفاق پر از قصه و افسانۀ اوست
گرچه آئینۀ حق خانه ندارد ذوقی
گاه گاهی دل ویرانۀ ما خانۀ اوست
این جوابیست بر آن مرثیه کش گفت وصال
این حسین کیست که عالم همه دیوانۀ اوست
میرابوالقاسم ذوقی
______________________________
مدح امام حسین(ع)
خوش به حال دل من مثل تو آقا دارد
بر سرش سایه ی آرامش طوبا دارد
با شما آبرویی قدر دو دنیا دارد
پای این عشق اگر جان بدهم جا دارد
آدم تو شده ام با تو سر افراز شدم
یعنی از موهبت داغ تو آغاز شدم
چه کسی گفت پریشان نشدن خوب تر است
مدیون لب جانان نشدن خوب تر است
دم به دم گریه ی باران نشدن خوب تر است
ظرف یک ثانیه توفان نشدن خوب تر است
هر کسی گفته غم نام ترا نشنیده
حرفی از سلسله احکام ترا نشنیده
قبل از اینکه برسی اشک همه در آمد
یعنی از معجزه ات کوثر دیگر آمد
بر سر بال و پر سوخته ها پر آمد
شاه از در نرسید این همه نوکر آمد
دست بر سینه به فرمان نگاهت دارند
سر روی آینه ی تربت راهت دارند
ما که هستیم ،تو را قلب خدا میخواهد
خوب ها هیچ که هر بی سر و پا میخواهد
اشک حاجت که بهانه است تو را میخواهد
پشت در هم بروی باز گدا میخواهد
چشم پر شرم کرم خانه خرابش بکند
وای یکبار شده یار خطابش بکند
ای مناجات پر از عاطفه های عرفه
دست بالا ببر ای مرد خدای عرفه
تا که شرمنده شود جای به جای عرفه
از صدای سخن عشق دعای عرفه
خوشتر از صوت دل انگیز ترا نشنیدیم
یادگاری است که در هیچ کجا نشنیدیم
من اگر در حرم روضه نبارم چه کنم
دست من نیست که از فصل بهارم چه کنم
از ازل خدمت تو شد سر و کارم چه کنم
تا محرم شب و روزم نشمارم چه کنم
همه اجداد من آواره ی آل تو شدند
یک به یک ایل و تبارم همه مال تو شدند
وسط روز دهم زمزمه ی باران بود
جنگ بین همه ی کفر و همه ایمان بود
کار تو منجی انسانیت انسان بود
کار تو کار نبوده ست که کارستان بود
نور حق از افق خاک تو در می آید
فقط از دست تو این معجزه بر می آید
داغ چشمان تو گلهای معطر داده
کربلا سوخت ولی از نفست بر داده
دست هایت به خدا اکبر و اصغر داده
به سر نیزه بی حوصله هم سر داده
سر به داری که شبیه تو شود آخر کیست
هیچ کس پیش تو محبوب تر از زینب نیست
سر به زیرند پس از بی سریت گردن ها
بعد عریانی تو وای به پیراهن ها
خاک بر حال و به فردا به همه بعدا ها
تف بر این زندگی مرده به این آهن ها
بعد تو هیچ نداریم علم را بفرست
منتقم صاحب آن تیغ دو دم را بفرست
علیرضا لک
______________________________
مدح امام حسین (ع) در شب جمعه
بشنو از من دارم از یارم حکایت می کنم
سینه ای دارم کز آن شرح محبت می کنم
هر جوانی را دلی هر عاشقی را سینه ای است
من دلی دارم که آن را وقف هیات می کنم
عشق در کرببلا و زندگی در کربلاست
گر کسی راهم نداد آنجا، سماجت می کنم
غبطه خوردن کار خوبان است کار من که نیست
این وسط اما به "حُر" گاهی حسادت می کنم
کافرم خواندند آنهایی که دیدند آیه را
حا و سین و یا و نون دارم قرائت می کنم
مردم این شهر از من خسته ، من هم خسته ام
در اگر وا کرد یارم ، رفع زحمت می کنم
محسن ناصحی
______________________________
امام حسین علیه السلام ، مناجات
میخواستم برای تو باشم ولی نشد
کنج حرم گدای تو باشم ولی نشد
میخواستم که یک شب جمعه به سرزنان
مهمان کربلای تو باشم ولی نشد
میخواستم به نیت مرهم گذاشتن
گریه کن عزای تو باشم ولی نشد
میخواستم کبوتر جلد حرم شوم
بر گنبد طلای تو باشم ولی نشد
میخواستم که دل ببرم از دل همه
تا این که آشنای تو باشم ولی نشد
میخواستم که رو نزنم برکسی-فقط
ریزه خور سرای تو باشم ولی نشد
میخواستم مقابل لطف و کرامتت
شرمنده ی عطای تو باشم ولی نشد
میخواستم برای حسینیه های شهر
بانی روضه های تو باشم ولی نشد
میخواستم برای رسیدن به آسمان
دنبال رد پای تو باشم ولی نشد
میخواستم که اشک بریزم که مورد
بخشایش خدای تو باشم ولی نشد
میخواستم که با دل سنگی ام عاقبت
کاشی زیر پای تو باشم ولی نشد
میخواستم که در ته گودال قتلگاه
آقای من به جای تو باشم ولی نشد
میخواستم که لحظه ی تقطیع پیکرت
در دومین هجای تو باشم ولی نشد
محمدحسن بیاتلو
______________________________
امام حسین (ع) ، مناجات
اهل خِرد، بدون امان روضه خوانده اند
دیوانه های سود و زیان روضه خوانده اند
اعجاز عیسوی ست که از داغ اصغرت
نوزادهای بسته زبان روضه خوانده اند
افتاد بارِ داغ تو بر گردنِ زنان
زنجیر های زِبر و گران روضه خوانده اند
اهل هنر به هرنفسی که که فرو رود...
مثل غروب فرشچیان روضه خوانده اند
از کودکی، نماز مرا اشک، شُسته است
در گوش من به جای اذان روضه خوانده اند
«خاموش محتشم که دل سنگ آب شد»
«جن و ملک بر آدمیان...» روضه خوانده اند
احمد بابایی
______________________________
امام حسین (ع) ، مناجات
اشک ما وقف عزای پنج تن
بچه های ما فدای پنج تن
رونقی این سفره هامان دارد از
برکت و لطف و عطای پنج تن
رفت و آمدهای ما در روضه ها
هست مرهون دعای پنج تن
نسل ما یا نوکرند، یا عاشقند
ایل ما اصلا گدای پنج تن
ما مریض معصیت هستیم، پس
آمدیم دارالشفای پنج تن
با دعای فاطمه قد می کشیم
روز و شب تحت لوای پنج تن
سینه ی ما گنج علم اهل بیت
دیده ی ما خاک پای پنج تن
هیئتی که فاطمه دارد نظر
می شود غار حرای پنج تن
مادرم در روضه ها فریاد زد
زندگیِ ما برای پنج تن
پای میزان عمل که می شود
خوش به حال آشنای پنج تن
می شود شبهای جمعه، کربلا
غرق آه و نینوای پنج تن
با نوای (یابُنَیَّ) می شود
نینوا در کربلای پنج تن
روضه خوان می گفت زینب پیر شد
در کنار ماجرای پنج تن
آه، از گودال دارد می رسد
گریه های، های هایِ پنج تن
این صدای وای وایِ زینب است
یا صدایِ وای وایِ پنج تن
رضا باقریان
______________________________
امام حسین ع مناجات باخدا ، ماه رمضان
توبه از جرم و خطا ، حالِ سحر می خواهد
خلوت نیمه ی شب،اشک بصر می خواهد
وادی طور همین هیئت هر هفته ی ماست
دیدنِ نور خدا اهلِ نظر می خواهد
سختی گردنه ی عشق زمینت نزند
راه پُر پیچ و خمش مرد سفر می خواهد
صِرف این سینه زدن ها به مقامی نرسیم
محرم راز شدن،دیده ی تر می خواهد
رب سبحان جهتِ بخشش ما اهل بکاء
محشر از مادر سادات نظر می خواهد
عمل زینب کبری به همه ثابت کرد
سر شکستن ز غم دوست،جگر می خواهد
سر عباس به نی،نکته ی نغزی دارد
غیر خورشید، سماوات قمر می خواهد
وحید قاسمی
______________________________
مدح امام حسین (ع) ، شب جمعه
چشمی که دریا می شود شبهای جمعه
محبوب زهرا می شود شبهای جمعه
توبه همان اشک است، با اشکی که دارم
این دیده زیبا می شود شبهای جمعه
گرچه گنهکارم، ولی با دست زهرا
این نامه امضا می شود شبهای جمعه
درد فراق کربلا، درد گناهم
این دو هم آوا می شود شبهای جمعه
خیلی دلم حال و هوای گریه دارد
در سینه غوغا می شود شبهای جمعه
از اول هییت همیشه رسم این است
با روضه معنا می شود شبهای جمعه
عطر حرم تا بر مشام من می آید
دردم مداوا می شود شبهای جمعه
فرقی به فرزندان زهرا نیست اما
باب الحسین وا می شود شبهای جمعه
هرجا که نامی از حسین آید یقیناً
عرش معلا می شود شبهای جمعه
با روضه های شاه بی لشکر همیشه
غم خانه بر پا می شود شبهای جمعه
چون قامت زهرا خمید از زخم حنجر
هر قامتی تا می شود شبهای جمعه
اصلاً نميخواهم دگر روضه بخوانم...
...مادر که تنها می شود شبهای جمعه
شبهای جمعه سوختن را دوست دارم
گریه به شاه بی کفن را دوست دارم
شاعر:رضا باقریان
______________________________
مدح امام حسین (ع)
تربتت خاکستر بی مایه را زر می کند
سنگ اسود را مثال در و گوهر می کند
حال ما خوب است ؛ اما پنج وعده در صلاة
حال ما را سجده بر خاک تو بهتر می کند
ای بنازم تربتت را ، که فقط یک دانه اش
کل جامهری مسجد را معطر می کند
ذره ای تربت به کام طفل ، آغاز حیات
روزی اش را تا دم مرگش مقرر می کند
اندکی از آن به کام یک مریض رو به موت
بهتر از کل اطبا ، کار محشر می کند
در میان قبر یک مقدار خاک مدفنت
چهره ی خاموش میّت را منور می کند
مستی از پابوس برمی گردد و بعد از سفر
تربتت را هدیه بر یک مست دیگر می کند
مست آن خاک جنون خیزم که در روز دهم
یک غلام روسیه را شمس انور می کند
خاک پای تو کجا ! عاشق خودش را از ادب
خاک پای شوذب و نعمان و جعفر می کند
خاک صحنت دست هرکس می رسد بی اختیار
رو به قبله با سلامی دیده را تر می کند
با نظر بر تربت اعلی مال کربلا
بی هوا عاشق هوای شاه بی سر می کند
شاعر:یدالله شهریاری
______________________________
مرثیه امام حسین شب جمعه
آقای مرا چون تک و تنها دیدند
بر قد کمان گشته ی او خندیدند
افتاد زمین و صورتش خاکی شد
بی کس شدنش را همگان فهمیدند
بردند به گودال تنش را ، جان داشت
آنجا چه قدر نیزه تنش بوسیدند
وقتی به سراشیبی گودال رسید
از ترس تمام بانوان لرزیدند
بر سینه نشست ، بر کمر برگرداند
آری سر او را ز قفا ببریدند
در فرصت کوتاه و کمی ، نامردان
عمامه ، عبا ، پیروهنش دزدیدند
جان رفت ، سرش رفت ، مهیا شده بود
ده اسب روی پیکر او تازیدند
در زیر سم مرکب سنگین وزنی
یک یک همه اعضاش ز هم پاشیدند
دور حرم آل عبا جمع شدند
دور حرم آل عبا رقصیدند
سیدحسین میرعمادی
______________________________
مدح امام حسین ع▪مناجات با امام حسین (ع)
پرچمت را هر کجا دیدم دویدم یا حسین
زیر این پرچم همیشه خیر دیدم یا حسین
من زمین گیرم ولی تو دستگیرم بوده ای
غیر خوبی از شما چیزی ندیدم یا حسین
هر کسی که ذکرتان را گفت ، آقای من است
از کسی که دور بود از تو بُریدم یا حسین
کودکی ام خوب یادم هست که بارِ نخست
از لب بابای خود نامت شنیدم یا حسین
خاطرات کربلا هر لحظه همراه من است
یاد لحظه لحظه اش آهی کشیدم یا حسین
یاد باد آن روزگاری که میان صحنتان
چون کبوتر دور گنبد می پریدم یا حسین
بهترین ایام عمرم در حرم بود و گذشت
حال ، اما از فراقش من خمیدم یا حسین
رضا قاسمی
______________________________
مدح غزل ماندگار امام حسین(ع)
اصلا حسين جنس غمش فرق مى كند
اين راه عشق، پيچ و خمش فرق مى كند
اينجا گدا هميشه طلبكار مى شود
اينجا كه آمدى كرمش فرق مى كند
شاعر شدم براى سرودن برايشان
اين خانواده محتشمش فرق مى كند
"صد مرده زنده مى شوداز ذكر يا حسين"
عيساى خانواده دمش فرق مى كند
از نوع ويژگى دعا زير قبهاش
معلوم مى شود حرمش فرق مى كند
تنها نه اينكه جنس غمش، جنس ماتمش
حتى سياهى علمش فرق مى كند
با پاى نيزه روى زمين راه مى رود
خورشيد كاروان قدمش فرق مى كند
علی زمانیان
______________________________
مدح امام حسین (ع)
تا میان روضه ات ما را مکان دادی حسین
دست ما گریه کنان برگ امان دادی حسین
تو نوشتی خواهرت هم پای آن را مُهر کرد
اشک دادی و به ما سود کلان دادی حسین
روضه خانه : طور سینا ، ما : کلیم گریه کن
در مناجات خودت ما را زبان دادی حسین
این دهه با سیل اشک ما مشخّص می شود
برکتی را که به شیر مادران دادی حسین
من : حبیب بن مظاهر ، تو : مسیح اهل بیت
لطف کردی و به این دل مرده جان دادی حسین
تا بریزد از سر و رویم غبار معصیت
مثل یک پرچم وجودم را تکان دادی حسین
رقّت قلبم زیاد و جسم و روحم شُسته شد
تا ز چای روضه ات یک استکان دادی حسین
من نمک گیر تو و اجداد و اولاد توام
چون به دست خالی من آب و نان دادی حسین
دست بالا بردی و از پشت در خیرت رسید
هر چه را که خواستم ، تو بیش از آن دادی حسین
دوست و دشمن ندارد ، بخشش تو حیدری ست
خاتمت را هم به دست ساربان دادی حسین
محمد فردوسی
______________________________
مدح امام حسین (ع)
خوش به حال هر کسی که روضه دعوت می شود
«هیأتی» از جانب زهرا حمایت می شود
بس که شأن و منزلت در روضه خانه ریخته
هر که یک دفعه بیاید ، پیش کسوت می شود
این وسط آن عاشقی بُرده است که در روضه ات
بی ریا می آید و مشغول خدمت می شود
یک پر کاهی اگر چشم کسی نمناک شد
کوه عصیان هم اگر باشد شفاعت می شود
گریه کن با گریه اش غسل تقرّب می کند
قطره ای از اشک ، مُنجر به طهارت می شود
هر که در ماه محرّم کار و بارش شد حسین
چون «رسول ترک» آخر با سعادت می شود
رازق ما کربلایی ها حسینِ فاطمه است
روزی یک سال ما این ماه ، قسمت می شود
در میان هیأتش انگار زیر قُبّه ای
تا که لب وا میکنی فوراً اجابت می شود
تا به سجده می روم سمت خدا پَر میکشم
علّت معراج هایم مُهر تربت می شود
آن قدَر آقاست این آقا به عبّاسش قسم
ارمنی هم زیر این پرچم هدایت می شود
ناله های مادری پهلو شکسته می رسد
روضه خوان تا وارد ذکر مصیبت می شود
«یا بُنَیّ» حال ما را زود می ریزد به هم
قلب ما با آهِ زهرا پُر حرارت می شود
صبح محشر تا که می گوید حسین من کجاست ؟
می رسد آقا ... ولی بیسر ... قیامت میشود
محمد فردوسی
______________________________
مدح امام حسین ع
چشم ها در غم تو اشک فشان ما را بس
از دو بازار یکی باب دکان ما را بس
برگ زردیم و گر از شاخه فتادیم چه باک
صورتی سرخ ز سیلی خزان ما را بس
گرچه دانم نفروشند به ما یوسف را
لیک جایی به صف مشتریان ما را بس
راه در حلقه عشاق به هرکس ندهند
نگه گوشه چشمی ز میان ما را بس
ما دو تا پنجره داریم سوی سیر بهشت
یک نم اشک به تو، از دو جهان ما را بس
منصب و شوکت و دولت به شهان ارزانی
از عناوین جهان مرثیه خوان ما را بس
زخمه ها را همه در گوشه شش گوشه بزن
که در این شور و نوا جامه دران ما را بس
علی انسانی
______________________________
مدح امام حسین (ع)
لبخَندِ خُدا بَستہ بہ لَبخَندِ حُسین است
پَس باش پیِ آنچہ خوشایَندِ حُسین است
تَعریفِ مَن از عشْق هـَمان بود ڪہ گُفتَم
در بَندِ ڪَسے باش ڪہ دَر بَندِ حُسین است
دَر مَعرڪہ اَز سَنگدلان حُرّ بِتَراشَد
این ویژگیِ چَشمِ هـُنَرمَندِ حُسین است
شیرین تَر اَز این شور نَدیدیم هـَمہ عُمْر
شورے ڪہ خُدا دَر دلَم اَفڪَندہ حُسین است
آهـَنگِ خوش و رَقصِ خوش و بویِ خوش اصلاً
طَبل و عَلَم و پَرچَم و اِسفَندِ حُسین است
بے روضہ ے او حال خوشے نیست... ، اَگَرهـست
از حال گُذَشتیم ڪہ آیَندہ حُسین است
اَز بَس ڪہ (عَلے) نامِ قَشَنگیست عَجَب نیست
این نام اَگَر رویِ سہ فَرزَندِ حُسین است
دَر جَنگ سَراَفڪَندہ نَبودیم و نَگَردیم
چون بَر سَرِمان یڪسَرہ سَربندِ حُسین است
پَس باش پیِ آنچہ خوشایَندِ دِلِ اوست
لَبخَندِ خُدا بَستہ بہ لَبخَندِ حُسین است
محسن کاویانی
______________________________
مدح امام حسین (ع)
چقدر نام تو زیباست اباعبدالله
چشم تو خالق دنیاست اباعبدالله
زائر کرببلا حق شفاعت دارد
قطره در کوی تو دریاست اباعبدالله
دستگیری ز گدا گردن هر ارباب است
کار ما دست تو آقاست اباعبدالله
مستجاب است دعا گوشهی ششگوشهی تو
حرمت عرش معلیست اباعبدالله
هر کسی داد سلامی به تو و اشکش ریخت
او نظر کردهی زهراست اباعبدالله
پاسخ ذکر حسین جد تو گوید جانم
گوئیا کنییه طاهاست اباعبدالله
بارها گفت اگر من ز حسینم، دیدیم
جلوهاش اکبر لیلاست اباعبدالله
چشم ما روز قیامت به پر قنداقهست
پسرت مالک فرداست اباعبدالله
روزی گریهی ما دست رباب افتاده
روضهخوان در دل صحراست اباعبدالله
باب بینالحرمین از حرم عباس است
همه جا سفرهی سقاست اباعبدالله
ما که باشیم؟که سنگ تو به سینه بزنیم
سینهزن زینبکبریست اباعبدالله
مادرت گفت «بُنَی» دل ما ریخت به هم
بردن نام تو غوغاست اباعبدالله
مادرت گوشهی گودال تماشا میکرد
بر سر نعش تو دعواست اباعبدالله
السلام ای پسر فاطمه یا ثارالله
بابی انت و امی یا اباعبدالله
قاسم نعمتی
______________________________
امام حسین (ع)
آن کشته که بردند به یغما کفنش را
تیر از پی تیر آمد و پوشاند تنش را
خون از مژه می ریخت به تشییع غریبش
آن نیزه که می برد سر بی بدنش را
پیراهنی از نیزه و شمشیر به تن کرد
با خار عوض کرد گل پیرهنش را
زیباتر از این چیست که پروانه بسوزد
شمعی به طواف آمده پر پر زدنش را
آغوش گشاید به تسلای عزیزان
یا خاک کند یوسف دور از وطنش را ؟!
خورشید فروزان شده در تیره گی ِ شام
تا باز به دنیا برساند سخنش را
فاضل نظری
______________________________
شب جمعه زیارتی ارباب
هر چه دارم از تو دارم از سخایت یاحسین
مادر و بابا و جان من فدایت یاحسین
سجده بر خاکت زنم در هر نماز خود ولی
آرزو دارم نهم سر زیر پایت یاحسین
خواهرت گفتا که دیدم میبُرَند و میبَرَند
از تن تو سر به روی نیزه هایت یاحسین
این شنیدم روی نی خواندی کلام وحی را
ای به قربان تو و آن آیه هایت یاحسین
چند وقتی میشود سوزی ندارت صوت ما
کن مصفا سینه ها را با نوایت یاحسین
کاش میشد جنتی در قلب ما برپا کنی
زینت جانها شود سوز صدایت یاحسین
روضه در روضه است حالت بانوای مادرت
بوی کوچه میدهد این روضه هایت یاحسین
نیست عاشورای تو یک روز و یک جا کربلا
هر کجا رفتم تو هستی و خدایت یاحسین
کوفه و شام و نجف یا که خراسان دلرباست
لیک جایی نیست چون صحن و سرایت یاحسین
مبتلا بر داغ گشتی و جهان را کرده ای
مبتلای مبتلای مبتلایت یاحسین
من عروجم یا حسین است و خروجم باحسین
قسمتم کن اربعین کرببلایت یاحسین
داریوش جعفری
______________________________
امام حسین (ع) روز عرفه
شيعيان! ديگر هواى نينوا دارد حسين
روى دل با كاروان كربلا دارد حسين
از حريم كعبۀ جدّش به اشكى شُست دست
مروه پشت سر نهاد امّا صفا دارد حسين
می برد در كربلا هفتاد و دو ذبح عظيم
بيش از اينها حرمت كوى منا دارد حسين...
او وفاى عهد را با سر كند سودا ولى
خون به دل از كوفيان بیوفا دارد حسين...
آب را با دشمنان تشنه قسمت می كند
عزّت و آزادگى بين تا كجا دارد حسين...
دست آخر كز همه بيگانه شد، ديدم هنوز
با دم خنجر نگاهى آشنا دارد حسين
شمر گويد گوش كردم تا چه خواهد از خدا
جاى نفرين هم به لب ديدم دعا دارد حسين
سیدمحمدحسین شهریار
______________________________
شب جمعه شب زیارتی مناجات امام حسین(ع)
این زندگی بی روضهها لطفی ندارد
دنیای ما بی کربلا لطفی ندارد
تا کربلایت هست بین سینه زنها
طوف حرم، سعیِ صفا لطفی ندارد
دردم تویی، درمان تویی، آقای عالم
بی تربتت حتی شفا لطفی ندارد
باید برای نوکری خالص شد ارباب
این نوکری با ادعا لطفی ندارد
من مدعی عشق بودم تا که بودم
این ادعا بی ابتلا لطفی ندارد
تا یک قدم سوی تو نزدیکم نیارد
میدانم اصلا اشک ما لطفی ندارد
وقتی میان روضه ها حرف سه ساله است
این گریه های بی صدا لطفی ندارد
بابا رسید از طشت و دختر ناله می زد
دیر آمدی ای با وفا ... لطفی ندارد
حالا که چشمانم نمی بیند رسیدی
ای با وفا حالا چرا؟ ... لطفی ندارد
دیر آمدی این آمدن بابای خوبم
حالا که افتادم ز پا لطفی ندارد
وحید محمدی
______________________________
ولادت امام حسین (ع)
زُلفیم پریشانی ما را بنویسید
بالیم پَر افشانیِ ما را بنویسید
ما سجده به اَبروی کجِ یار نمودیم
بد نیست مسلمانیِ ما را بنویسید
یک لحظه نشستیم سرِ کوچهی دنیا
یک عمر پشیمانیِ ما را بنویسید
از روزِ ازل عاشق آن زلفِ سیاهیم
این قصهی طولانیِ ما را بنویسید
یا شرحی از آن عطرِ خوشِ سیب بخوانید
یا حیرت و حیرانیِ ما را بنویسید
یکبار بیایید به بینالحرمینش
تا سجدهی پیشانیِ ما را بنویسید
ما مستِ حسینیم حسینیم حسینیم
این نعرهی طوفانیِ ما را بنویسید
سودا زدهی طُرهی جانانهام امشب
زنجیر بیارید که دیوانهام اشب*
تا عینِ علی گردشِ تیغِ دودَمِ ماست
این گردش خورشید هم از پیچ و خَم ماست
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم
موجیم که آسودگیِ ما عدَم ماست*
ما نسل به نسل از نَفَس فاطمه هستیم
یعنی که علی هم دَم و هم بازدمِ ماست
آنقدر به ما لطفِ شما داد ، خدا هم
گیرم که دو دنیا بدهد باز کم ماست
این خاک فقط گوشهی ایران حسین است
از کرببلا تا به خراسان حرمِ ماست
این قلب نه این بقعهی شش گوشهی عشق است
این سینه نه این خانهی صاحب علم ماست
ما را چه شرافت بِه از این ، خاک حسینیم
یعنی که جهان نیز به زیرِ قدم ماست
ما کاشیِ چسبیده به ایوانِ تو هستیم
سوگند به لبخند حسن آنِ تو هستیم
آتشکدهی بادهی پیمانهات آباد
من خانه خراب توام ای خانهات آباد
انگشت نما بودنِ ما لطف کمی نیست
ای عشق ، دلِ اینهمه دیوانهات آباد
یک نیم نظر غارتمان کرد عزیزم
گفتیم ولی شوکت جانانهات آباد
یکبار به ایران زدی و مُلک گرفتی
مُلکی که گرفته دمِ مستانهات آباد
ما پشتِ درِ خانه رسیدیم گرفتیم
این خانه و این خوانِ کریمانهات آباد
ما را جگری هست ولی سوخته از شوق
قلبی که سپردیم به میخانهات آباد
ما را جگری بود ولی کرببلا بُرد
هرگوشهی شش گوشهی شاهانهات آباد
ما زادهی اشکیم برای تو بگِرییم
بگذار که یک عمر به پایِ تو بگِیریم
تا خیمه عزیزم خبرت را چه کسی بُرد
از گودیِ گودال پَرت را چه کسی بُرد
دیدم که زمین گیر شدی پیشِ جوانت
بر رویِ عبایی پسرت را چه کسی بُرد
در علقمه گفتند که پشتِ تو شکستند
بر نیزه هلالِ قمرت را چه کسی بُرد
جز شیههی اسبی که در خیمه رسیدهاست
پیغام تَنِ مختصرت را چه کسی بُرد
فهمید حرم پیرهنت را چه کسی کَند
افسوس نفهمید سرت را چه کسی بُرد
از شانهی اُفتادهی زینب همه دیدند
ارثیهی زخمِ جگرت را چه کسی بُرد
هر ضربه که خوردی دو برابر به پرش خورد
دیدند که دردِ کمرت را چه کسی بُرد
از کُنج تنور آمدهای گوشه ویران ؟
فهمید رقیه که سرت را چه کسی بُرد
میگفت که اَبروی بهم ریخته داری
ای وای چرا موی بهم ریخته داری
مفتون همدانی
کلیم کاشانی
(حسن لطفی ۴۰۱/۱۲/۰۴)
___________________________
اشعار انقلابی
نشسته ام بنویسم برای خرمشهر
که صرف شد همه عمرم بپای خرمشهر
برادرم نه، ز دستم برادران رفتند
و هیچ گه نَسرودم، رَثای خرمشهر
اگر چه مرثیه ها،ماجرای ما دارد
ولی نگفته ام از کربلای خرمشهر
نشسته ام بنویسم، ز جنگِ خونین شهر
که کُنجِ گَنج نمانَد صدای خرمشهر
چه گُلشنی که در آن، شش هزار آلاله
شدند در ره قرآن، فدای خرمشهر
روایت است که صدها شهیده، جان دادند
برای حفظ حریم سَرای خرمشهر
عراق بود و ایالاتِ متحد، با او
عِیال شهر نشستند، پای خرمشهر
رژیمِ بعث و چهل کشورِ حمایتگر
بر آن شدند بمانند، جای خرمشهر
ولی تمامیِ ایران بسیج شد، یکبار
وپس گرفت زدشمن منای خرمشهر
دعای روح خدا بود و همّتِ مردم
که فتح کرد وطن را خدای خرمشهر
هزارها یَلِ میدان، چُنان جهان آرا
شدند فاتحِ این، نینوای خرمشهر
سقوط شهر دلیل سقوط ایمان نیست
چه مؤمنی که نخواهد بقای خرمشهر
من از شهادت فهمیده هاست، می فهمم
سقوطِ شهر نشد، انتهای خرمشهر
رسان به قدس و فلسطین،به شام و سوریّه
پیامِ مَرد ترین کشته های خرمشهر
أذانِ مسجد جامع، هنوز گلواژه ست
رسد ز مأذنه اَش رَبّنای خرمشهر
بگو که مأذنه ها را هنوز میسازیم
به هر کجا که شود، ماجرای خرمشهر
بگو دفاعِ مقدس... مقاومت...اینجاست
مدافع حرم است، جای جای خرمشهر
فدای زینبیه، عسگریّه، قاضریه
هر آنکه هست هماره، فدای خرمشهر
میان چاه، نگَردیم در پِیِ یوسف
که هست خیمهٔ او مبتلای خرمشهر
محمود ژوليده
________________________________
اشعار مناجات با خدا
من شدم بی کس شدم تنها بفریادم برس
خسته ام از بازی دنیا بفریادم برس
آمده شیطان زمین گیرم کند با لشکرش
تا نیفتادم هنوز از پا بفریادم برس
با گناهانم خودم قبر خودم را می کنم
در سرازیری قبر اینجا بفریادم برس
هیچ چیزی بدتر از شرمندگی پیش تو نیست
یا بسوزانم همین جا یا بفریادم برس
حق همیشه با تو بوده ؛ آنکه بد کرده منم
خب بکش از من حساب اما بفریادم برس
عاقبت یک روز یک جایی به دردت میخورم
پس نکن دیگر مرا رسوا بفریادم برس
پیش زهرا آبرویم میرود کاری بکن
روز محشر نه، همین حالا بفریادم برس
هرشب جمعه بده کار مرا دست حسین
جان من قربان این آقا بفریادم برس
یا جوانی کردن من را همین امشب ببخش
یا بحق اکبر لیلا بفریادم برس
گفت: بابا من که گفتم ارباً اربا میشوی
بر سر نعشت شده دعوا بفریادم برس
میکشم زانو و میخندد به اشکم یک سپاه
ای عصای پیری بابا بفریادم برس
_______________________
مناجات باخدا در ماه رمضان
🔹" يا ربي العفو "🔹
آلوده دامن ، خود را رساندم
بر روی شانه ، بارم کشاندم
امّا همیشه ، ردّم نکردی
من نامه خود ، با گریه خواندم
" يا ربي العفو "
اصلاً ندارم ، دیگر تواضع
کو بندگی و حال تضرع
در طول عمرم ، کاری نکردم
دارم ولی من ، از تو توقع
" يا ربي العفو "
سرخورده برگشت ، عبد فراری
آورده ام بی تو ، بد بیاری
در خانه بگذار ، من هم بمانم
این بنده شاید ، آمد به کاری
" يا ربي العفو "
دست گناهان ، بالم گرفته است
اشکی ندارم ، حالم گرفته است
مهدی که از من ، دارد گلایه
انگار قلب ، عالم گرفته است
" يا ربي العفو "
کار خرابم ، بسته به مویی
باید چه کرد از ، بی آبرویی
با روی بازت ، گفتی بیایم
گفتم بیایم ، من با چه رویی
" يا ربي العفو "
کو سر به زیری ، کو سر به راهی
افتاده ام از ، چاله به چاهی
حالا رسیدم ، در محضرت با
موی سفید و روی سیاهی
" يا ربي العفو "
ناز علی را ، نوکر خریده
بارِ گدا را ، حیدر خریده
با گریه عمری ، شبهای جمعه
گفتم حسین و مادر خریده
" يا ربي العفو "
از خیمه می کرد ، زینب نظاره
بر مادر خود ، میکرد اشاره
میگفت مادر ، گرچه می آمد
شمشیر و نیزه بر جسم پاره
" مظلوم حسينم "
حالا بریدم ، من از حسین دل
آمد به مقتل ، شمر سیه دل
او می دوید و من می دویدم
او سوی مقتل من سوی قاتل
" مظلوم حسينم "
اجرا شده توسط حاج منصور ارضی
در اولین شب جمعه رمضان 1395
________________________________
اشعار حضرت خدیجه س
به خدا بعد عروج تو پرم مى سوزد
مادر من،تو نباشى، جگرم مى سوزد
امنیت داشتن ما همه از یمن تو بود
خانه با رفتن تو در نظرم می سوزد
چه کنم با غم فقدان تو که می دانم
بی تو قلب من و قلب پدرم می سوزد
خواستی تاکه عبایش کفنت باشد و آه
این خبر را به پیمبر ببرم می سوزد
همه دارایی تو خرج در اسلام شده
پای بخشندگی ات دست کرم می سوزد
میروی نیستی آن روز ببینی که چطور
سرم آن لحظه که درپشت درم-می سوزد
شعله آن قدر زیاد ست در آن هنگامه
از نفس های پر آهم پسرم می سوزد
سال ها می گذرد؛؛ کرببلا وقت غروب
با همین شعله دل اهل حرم می سوزد
محمد حسن بیات لو
________________________________
اشعار حضرت علی اصغر (ع)
از صدای تیر فهمیدم که سرعت داشته
از سرِ برگشته فهمیدم که شدّت داشته
حرمله مرد پریشان حالتی بوده ست که
در پریشان کردن دلها مهارت داشته
زیر چشمی های بعد از تیر ثابت میکند
حرمله با شمر بدجوری رقابت داشته
آنچنان آغوش وا کرده ست تیر از دور که
با گلو یک عمر انگاری رفاقت داشته
گر قیامت میشد از این فاجعه جا داشت چون؛
کودک شش ماهه قد تیر قامت داشته
با سه تا انگشت حنجر را گرفته گوییا
تیر از زیر گلوی طفل حاجت داشته
قبل تیر و وقت تیر و بعد تیر انگار که
چون سه شعبه قصّه اصغر سه قسمت داشته
بعد از آنکه خون اصغر رفت سمت آسمان
پس هوای کربلا هم حُکم تربت داشته
مهدی رحیمی
••••••••••
اشعار امام سجاد (ع)
مدح امام سجاد (ع)
دل ما خورده گره بر ورق دفتر عشق
درس ها یاد گرفتیم از این منبر عشق
کسب تکلیف نمودیم اگر از در عشق
عشقمان بوده بمانیم فقط محضر عشق
عشق با عاشق دلداده ی تو همزاد است
آری آری به خدا عشق همه"سجاد" است
مرد شبهای مناجات علی بن حسین
ای برآورده ی حاجات علی بن حسین
نوه ی مادر سادات علی بن حسین
ذکر ما در همه اوقات علی بن حسین
ای به قربان تو و سفره ی با اکرامت
ای علی بن حسین بن علی میخوامت
شده شب شیفته ی طرز دعاخوانی تو
اثر خوف خدا هست به پیشانی تو
و زمین تشنه لب گونه ی بارانی تو
عزت ماست همان یک رگ ایرانی تو
ای مسیحای همه هرم تبت راعشق است
پسر بانوی ایران نسبت را عشق است
توچه سوزی وچه حالی به عبادت داری
زینت سجده -به سجاده ارادت داری
به روی شانه ی خود شال سیادت داری
گفتنی نیست چه اندازه رشادت داری
مصلحت بود که شمشیر نگیری آقا
ورنه اندازه ی حیدر تو دلیری آقا
قسمتت بود پیام آور قرآن باشی
دور از معرکه و ورطه ی میدان باشی
با صحیفه همه ی عمر رجزخوان باشی
سال ها گریه کن داغ شهیدان باشی
کربلا بود ولی شام امانت را برد
خنده های سر بازار دلت را آزرد
محمدحسن بیات لو
●●●●●●●●●●●●●●●
مدح امام سجاد(ع)
از جنان امروز میکائیل عود آورده است
سجده هایش عاشقان را در سجود آورده است
چشم هایش عشق را بر قلب ها تزریق کرد
چشم هایی که خدا را به شهود آورده است
جان مارا در جهان جام شرابش پاک کرد
هر پلیدی را در عالم انقلابش پاک کرد
روسیاهی مرا آب طهورا هم نشست
لیکن او با پرتویی از آفتابش پاک کرد
بارگاهش را خدا در عرش اعلا زد رقم
تا که در شأن مقام او، بنا گردد حرم
چهره ی او را تَواریخ عرب تحریف کرد
تا به زیبایی شود یوسف در عالم متهم
عاشقان را مست، با چای ابو سجاد کرد
هر اسیری را نگاهش در جهان آزاد کرد
کوری چشم حسودان نام او هم شد علی
روز میلادش دِلِ شیر خدا را شاد کرد
زینتی بر عابدان او را خداوند آفرید
بی بها بودیم و او از لطف مارا هم خرید
جلوه ی پروردگاری خدا ،درچشم اوست
هیف شد هر دیده ای این نور زیبا را ندید
علی اصغر یزدی
●●●●●●●●●●●●●●●
امام_سجاد علیه السلام
سویِ مجنون برسانید كه لیلایی هست
ما شنیدیم در این شهر كه آقائی هست
دورِ این خانه شلوغ است اگر جائی هست
دردمندیم و دلی خوش كه مداوائی هست
شبِ عید است بیائید حنا بگذاریم
سر به خاكِ قدمِ مردِ دعا بگذاریم
تا پدر چشم به چشمانِ تو احیا دارد
پَرِ گَهواره یِ تو روحِ مسیحا دارد
وَ حسن خیره به چشمانِ تو نجوا دارد
نوه یِ حضرت زهراست تماشا دارد
جلوه یِ نام علی بر تو مباركبادا
سومین نام علی بر تو مباركبادا
فطرسی آمده و از تو پَری می خواهد
از تو عیسیٰ نفسِ ناب تری می خواهد
یوسف از دستِ تو مژگانِ تری می خواهد
كه غبارِ قدمت رفته گَری می خواهد
یا كریمیم و سرِ جاده یِ تو شیعه شدیم
ما كنارِ پرِ سجاده یِ تو شیعه شدیم
عشق وقتی به نهایت به نهایت برسد
تازه شاید كه سَرشَ بر كفِ پایت برسد
چشمِ جبریل اگر سویِ عبایت برسد
نه محال است مقامش به گِدایَت برسد
نه فقط پهنه یِ افلاك نمك گیرِ تو اند
تو از این كشور و این خاك نمك گیرِ تو اند
مثلِ پیراهنِ یوسف كه به كنعان آمد
مثلِ اَبری كه سرِ خاكِ بیابان آمد
صاحبِ خانه یِ خود جانبِ ایران آمد
خانه ی مادریَش شاهِ خراسان آمد
خاكِ ما خانه ی تو سایه مطلق داری
حقِ آب و گِل و بر گردنِ ما حق داری
عشقِ ایرانیِ ما كارِ بنایت با ماست
حوض و فوّاره و ایوانِ طلایت با ماست
طاقِ گلدسته، رواق، آینه هایَت با ماست
خادمیِ حرم و صحن و سرایت با ماست
طرحِ زیباتری از باغِ جنان می سازیم
وَ ضریحِ نویی با فرشچیان می سازیم
مصلحت بود اگر شیرِ خدا می گشتی
تو علی هستی و شمشیرِ خدا می گشتی
مست از جلوه یِ تكبیرِ خدا می گشتی
تكسوارِ عرب و تیرِ خدا می گشتی
بازوی هاشمیت تیغِ دو دَم گَر می داشت
كربلا زیرِ قدم هات تَرَك بَر می داشت
رُخصَتَت بود اگر یك تنه لشگر بودی
میمنه، میسره بودی و مكرّر بودی
ای امام ابنِ امام از همه بهتر بودی
رخصتت بود اگر حضرتِ حیدر بودی
كربلا دید پدر را نفست یاری كرد
وَه كه با نامِ تو عباس علمداری كرد
واژه ات خطبه شد و تیغِ علی وار آورد
خطبه ات شورِ علی در دلِ پیكار آورد
چه بلائی به سرِ كاخِ ستمكار آورد
شیعه را با شب و شمشیر و دعا بار آورد
با تو در شام عجب معركه بر پا شده است
كه دعا گوی شما زینبِ كبری شده است
حسن لطفی
••••••••••••••••••••
مرثیه امام سجاد ع
من چهل سال غم و غصه مکرر دیدم
نرود از نظرم آنچه که آخر دیدم
بلبلان از غم گلها همه بیتاب شدند
غنچه ها را همه پژمرده و پرپر دیدم
کوچه ی تنگ ندیدم چو عمویم امّا
تنگی قتلگه و پیکر بی سر دیدم
مات و مبهوت نظر کردم و فریاد زدم
جای یک زخم هلالی روی پیکر دیدم
آنچه من دیده ام ای کاش نبیند چشمی
من خودم کاکل او در کف لشکر دیدم
از همه سختی گودال همین بس باشد
قتل صبر پدر و نیزه و خنجر دیدم
بوریا جمع تنش را همه بر عهده گرفت
پی انگشت پدر در همه جا گردیدم
با عبا جمع نمودم که نریزد عباس
پاره های تنِ سقای دلاور دیدم
کاش می مردم ازاین غم که نبینم امّا
چادر سوخته وپاره ی خواهر دیدم
وای از شام که ناموس خدا را بردند
خنده و هلهله در مردم کافر دیدم
سخت تر از همه بازار یهودی ها بود
عمه ها را همه در حالت مضطر دیدم
سخن از برده فروشی شد و لرزید رباب
به روی نیزه سرشک علی اصغر دیدم
محمود اسدی
اشعار حضرت علی اکبر (ع)
مدح حضرت علی اکبر (ع)
صدانزدیک می آید صدای پای پیغمبر
جوانی می رسد از راه با سیمای پیغمبر
به آغوش نبوت بازگردانده است یثرب را
تو گویی احمدی دیگر نشسته جای پیغمبر
دوباره با اذانش جان گرفته رکن حنانه
نهفته بین لب هایش دم عیسای پیغمبر
نگاهش قطره قطره آیه ی «والشفع و الوتر» است
ندارد صوت قرآنش به جز آوای پیغمبر
به هنگام نظر کردن به آن خلق نکوی او
می افتد هرکسی یاد جوانی های پیغمبر
شنیدن ها به دیدن ختم شد آن هم چه دیداری
نشد برخیزد از جایش به پیش پای پیغمبر
به دنیای تو اول راه می یابند و بعد از آن
جوان ها انس می گیرند با دنیای پیغمبر
عباس همتی
●●●●●●●●●●●●●●●
مدح حضرت علی اکبر (ع)
شیعه وقتی که امامش شاد است
روحش از سلسله ها آزاد است
تا که شش گوشه ی دل کرببلاست
دل که دل نیست، حسین آباد است
نخل زهرا ثمری آورده
حیدری، شیر نری آورده
از چه رو شیعه چنین مجنون است
ام لیلا پسری آورده
بنویسید که مهتاب آمد
باز خورشید جهان تاب آمد
این خبر مشتلق قیمتی است
پسر اول ارباب آمد
باید امشب همه خوشه خوشه
بستانند ز رویش توشه
این جگرگوشه پسر آمده تا
قبر باباش شود شش گوشه
این پسر کیست که برتر گشته
در علی بودنش اکبر گشته
این امامت و رسالت زاده
گاه علی، گاه پیمبر گشته
لحظه لحظه جلواتش شد وحی
شان تنزییل صفاتش شد وحی
بنویسید که این شبه نبی
آیه آیه کلماتش شد وحی
جلواتش همه پیغمبری است
کارش از اهل حرم دلبری است
چیست در کنه وجودش که حسین
تا دم مرگ علی اکبری است
ای به حق بسته ز خود رسته علی
برو میدان ولی آهسته علی
می دهی جان ولی یادت باشد
جان ارباب به تو بسته علی
امیرعظیمی
●●●●●●●●●●●●●●●
مدح حضرت علی اکبر (ع)
بَه چه نورانیست این ماهی که در سرتاسر است
آسمانها و زمین را گیسوانش مِحور است
قامت خورشید خم شد در مصاف تن به تن
برق چشمش یک سروگردن از او بالاتر است
با نگاهش ذره ای تا اوج بالا می رود
دور و اطرافش پُر از حر و ظهیر و قنبر است
شِمّه ای از لحن او لحن موذن زاده هاست
صوت زیبایِ اذانِ او موذن پرور است
مجتبی در جود و احسان و کرم بود اولین
این پسر بعد از عمویش سفره دار دیگر است
با صفات عصمت و اعجاز او اغراق نیست
در حقیقت بعد ختم المرسلین، پیغمبر است
در شجاعت چون علی و در کرامت چون پدر
نیمی از جانش حسین و نیمِ دیگر حیدر است
از تولد چون که استاد علی، عباس بود
پس تمام ضربه هایش مطمئناً محشر است
لشکر دشمن حریف کوچکی بود و شکست
تیغ ابرویش به تنهایی خودش یک لشکر است
قد و بالای علی اکبر ولیکن چشم خورد
بر زمین افتاد، حالا اربن اربا پیکر است
کینه از نام علی دارند سنگش میزنند
نیزه و شمشیرها بدجور چنگش میزنند
علی علی بیگی
●●●●●●●●●●●●●●●
مدح حضرت علی اکبر (ع)
زیباتر از این ماه در عالم قمری نیست
خورشید شده پا به فرار و خبری نیست
با تیغ نگاهش به ملک بال و پری نیست
زیباتر از او روی زمین گُل پسری نیست
مشتاق ترین شب به ره عشق سحر شد
چشم همه روشن شده..ارباب پدر شد
تب کرده از این جلوه گری حضرت مولا
هر کس که تو را دیده شده محوِ تماشا
این کیست که امشب شده مجنونیِ لیلا؟
حق باشد اگر گفته خدا تبارک الله
آئینه ترین کَس به پیمبر علی اکبر
غوغا نه قیامت نه که محشر علی اکبر
در پیچ و خم زلف شما باد اسیر است
هر کس که خودش را به جنون داد...اسیر است
هر کس که به امضای تو آزاد...اسیر است
شیعه به تو از لحظه ی میلاد اسیر است
هنگام اذانت شده ای عشق سحر کن
بر ما و دل مضطر ما نیز نظر کن
در معرکه ها کارِ تو چون حیدر کرار
دشمن شده با خشم نگاه تو گرفتار
ای وای اگر تیغ کشی همچو علمدار
آنوقت شود معرکه از تیغ تو تب دار
صد ناز بنازیم بر این ضربتِ شصتت
میدان همه چون موم گرفتارِ دو دستت
عالم همه چون نقطه ی پرگارِ تو باشد
ارباب به والله گرفتار تو باشد
آقاست هر آنکس که بدهکار تو باشد
جبریل در افلاک علمدار تو باشد
یک بار دگر معجزه ای کن که ببینیم
در کرببلا پائین شش گوشه نشینیم
جز دست تو و دست علمدار علم نيست
جز جان تو روى لب ارباب قسم نيست
فرقى به ميان عرب و نسل عجم نيست
جز عشق تو در فكر مدافع حرم نيست
نقش است به پيشانىِ من عمه ى سادات
جانم به فداى حرمت قبله ى حاجات
آرمان صائمی
●●●●●●●●●●●●●●●
مدح حضرت علی اکبر (ع)
هر جا سخن از خاک دری هست، سری هست
هر جا تب عشق است، دل در به دری هست
دیروز گدایان همه دنبال تو بودند
هر جا که شلوغ است یقینا خبری هست
اجداد من از دیر زمان عاشق عشقند
دیدید که در طینت ما هم هنری هست
بازار مرا با قدمت گرم نکردی
یک چند غلامی که بیایی ببری هست
در غیبت شه روی به شهزاده می آرند
صد شکر که در خانه آقا پسری هست
هر جا قد وبالای رشیدی است، یقینا
دنبال سرش نیم نگاه پدری هست
یا حضرت ارباب،دمت گرم و دلت شاد
یا حضرت ارباب کرم،خانه ات آباد
داریم همه محضر تو عرض سلامی
تو شاهی و ما نیز هر آنچه تو بنامی
تا خانه ی آباد شما بنده پذیر است
نامرد ترینم نکنم میل غلامی
ای قامت قد قامت تو عین قیامت
قربان قدت صد قد و بالای گرامی
تشخیص تو سخت است علی یا که رسولی
پس لطف بفرما وبفرما که کدامی؟
تو مفترض الطاعه ترین واجب مایی
هر چند امامت نکنی، باز امامی
هر کس که هوای پدری داشته باشد
خوب است که همچین پسری داشته باشد
انگار رسول است، نمایی که تو داری
انگار بتول است ،صدایی که تو داری
بد نیست که هر روز عقیقه بنمایی
با این قد انگشت نمایی که تو داری
باید که برای تو کرم خانه بسازند
از بس که زیاد است گدایی که تو داری
از شش جهت کعبه دل لطف تو جاری است
از سفره ی پر جود و سخایی که تو داری
تو آنقدر از خویشتن خویش گذشتی
که منتظر توست، خدایی که تو داری
کاری نکن ای دوست مرا از تو بگیرند
بگذار که عشاق به پای تو بمیرند
ای سیر کمالات همه تا سر کویت
ای آب فرات لب من آب وضویت
ابن الحسنت گفته حسین بس که کریمی
مانند حسن جود بود عادت و خویت
عالم همه حیران ابوالفضل و حسینند
ماتند ابوالفضل و حسین از گل رویت
پایین قدمهای حسین جای کمی نیست
جا دارد اگر غبطه خورد بر تو عمویت
اینقدر مزن آب به سرخی لب خود
حیف است که پیچیده شود اینهمه بویت
حیف از تو مرا عبد و غلام تو بدانند
باید که مرا عبد غلامان تو خوانند
ای زاده ی زهرا جگرت میرود از دست
امروز که دارد پسرت می رود از دست
ای کاش که بالای سرش زود بیایی
گر دیر بیایی ثمرت می رود از دست
بد نیست بدانی اگر از خیمه می آیی
با دیدن اکبر کمرت میرود از دست
افتادنت از زین پدرت را به زمین زد
برخیز و گرنه پدرت می رود از دست
برخیز که عمه نبرد دست به معجر
بر خیز به جان من و این عمه ات، اکبر
علی اکبر لطیفیان
●●●●●●●●●●●●●●●
اشعار حضرت عبدالله بن حسن (ع)
تمام عالم و آدم فدای عبدالله
جنون نهاده سرش زیر پای عبدالله
کسی که دیده رخش یاد مجتبی کرده
حیای چشم پدر شد حیای عبدالله
به محض دیدن عشقش میان نامردان
شنیده شد همه جا نعره های عبدالله
شبیه شیر جمل حیدرانه میتازید
انا بن حیدر کرار نای عبدالله
چه عاشقانه خودش را به پای شاه انداخت
هوای عشق و جنون شد هوای عبدالله
چقدر بوسه به دست و رخ عمو میزد
گرفته طعم عسل بوسه های عبدالله
که ابن ملجم دیگر ز پشت سر آمد
که ضربه ای بزند شد عزای عبدالله
رساند دست خودش بر سر عمو جانش
که ضربه خورد روی دست و پای عبدالله
به روی دست عموجان چه دست و پا میزد
بریده بند دلش را صدای عبدالله
به روی پای تو جان دادن از خدایش بود
گرفته بوی اجابت دعای عبدالله
محمد حبیب زاده
•••••••••••••••
















