تبليغاتX
وزوار

وزوار
معرفی روستای وزوار

مناظره امام رضاعلیه‌السلام با جاثليق عالم بزرگ مسيحي

یکی از نکات برجسته زندگانی حضرت رضا علیه السلام مناظرات ایشان با بزرگان یهود و مسیحیت بود که در آن حضرت در باره موضوعاتي چون اثبات نبوت پيامبر اسلام صلی الله و علیه و آله، نقد الوهيت حضرت عيسي علیه السلام و نفي اين هماني اناجيل كنوني و انجيل اصلي به كتاب مقدس خود يهود و مسيحيان استناد كرده است.

مناظره خواندنی امام رضاعلیه‌السلام با جاثليق عالم بزرگ مسيحي در ادامه آمده است:

هنگامي که علي بن موسي الرضا علیه‌السلام وارد بر مأمون شد. او به فضل بن سهل، وزير مخصوصش دستور داد که پيروان مکاتب مختلف را مانند جاثليق (عالم بزرگ مسيحي) و رأس الجالوت (پيشواي بزرگ يهوديان) و رؤساي صائبين و هربز اکبر (پيشواي بزرگ زردشتيان) و نسطاس رومي (عالم بزرگ نصراني) و همچنين علماي ديگر علم کلام را دعوت کند تا سخنان آن حضرت را بشنوند و هم آن حضرت سخنان آنها را.

هدف مأمون از اين کار اين بود که به پندار خويش مقام امام علیه‌السلام را در انظار مردم پايين بياورد، به گمان اينکه امام علیه‌السلام تنها به مسائل ساده‌اي از قرآن و حديث آشناست و از فنون علم و استدلال بي‌بهره است.


ادامه مطلب
[ سه شنبه چهارم بهمن 1390 ] [ 10:41 ] [ قنبر ریاحی ] [ ]

بسمه تعالی

به مناسبت روز شمار واقعه کربلا و ورود کاروان اسرا(آل محمد ص و آل الله) به شام

خطبه امام سجاد در دربار یزید

همگان در مسجد جمع شده بودند که یزید به خطیب دستور داد بالای منبر برود و درباره حسین بن علی و پدرش علی بن ابیطالب بد بگوید .خطیب بالای منبر رفت و هر چه توانست نسبت به اهل بیت عصمت و طهارت(ع) بد گفت و یزید و پدرش معاویه را به خوبی یاد کرد. امام سجاد(ع) بر او فریاد زد و فرمود: مرگ بر تو باد ای خطیب که خوشنودی مخلوق را با خشم خالق به دست آوردی پس جایگاه خود را پر از آتش بکن.

 امام سجاد(ع) پس از آن رو به یزید کرد و فرمود: آیا اجازه می دهی بالای این تخته ها بروم و سخنانی بگویم که رضای خدا در آنهاست و برای حاضران پاداش دارد. یزید جواب رد داد ولی حاضران در آن اجتماع اصرار کردند که امام سجاد(ع) سخنرانی بکند.

یزید در پی پافشاری حاضران اجازه داد تا امام سجاد(ع)سخنرانی بکند. امام سخنرانی کردند و مردم به گریه افتادند. برخی از سخنان آن حضرت در آن اجتماع چنین است: 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه سی ام آذر 1390 ] [ 9:13 ] [ قنبر ریاحی ] [ ]

کدام سپاه؟

دوستي مي‌گفت: "هر سال در ايام عاشورا از خود مي‌پرسم: اگر در صحنه‌ي کربلا حضور داشتم در کدام سپاه بودم؟ سپاه امام حسين (ع) يا سپاه يزيد؟

حسینی بودم یا یزیدی

آيا من از آن افرادي نبودم که در دل تاريکي شب، امام حسين (ع) را در جستجوي دنيا ترک کردند؟

آيا اگر در ظهر عاشورا بودم و صداي سوزناک حسين (ع) را مي‌شنيدم که مي‌فرمود:

"هل من ناصر ينصرني"

ياريش مي‌کردم؟

آيا وقتي در زيارت وارث مي‌خوانم "يا ليتنا کنا معکم" در اين آرزو صداقتي در قلبم وجود دارد؟

اين سؤال و ده‌ها سؤال مشابه ديگر، هميشه ذهن مرا در اين ايام به خود مشغول مي‌کند! "

امروز اگر مي‌خواهيم خود را بسنجيم و بدانيم که اگر در صحنه‌ي کربلا حضور مي‌داشتيم حسيني بوديم يا يزيدي، بايد به زندگي روزمره‌ي خود نگاه کنيم و ببينيم که چه مقدار به وظايفمان در زمان غيبت توجه داشته‌ايم. دین در زندگی ما چه نقشی دارد.انجام واجباتدر زندگی و عبادات ما چگونه است

ترک محرمات تا چه حدی برایمان در اولویت است.

امر بمعروف و نهی از منکر در کجای عملمان وجود دارد. به عبارت ديگر چقدر از زندگيمان امام زماني بوده است. مگر اينطور نيست که اصحاب عاشورا و ياران واقعي اهل بيت در تمام تاريخ امام زمانشان را ياري کرده‌اند؟

بيش از 1300 سال است که امام زمان مانند جد شهيدش نداي هل من ناصر ينصرني سر داده و از ما کمک مي‌خواهد و مي‌فرمايد "و اکثروا الدعا بتعجيل الفرج" براي فرج من بسيار دعا کنيد.

امام زمانمان میگوید اهعمال شما هر هفته به دستم میرسد طوری عمل کنید با دیدن عمل شما شرمنده نباشم تا چه حد رعایت کردیم و میکنیم.

چه شده که اينقدر راحت و بيخيال مانند کوفيان امام خود را تنها رها کرده و زندگي مي‌کنيم؟ اينطور مي‌خواهيم رضايت امام حسين (ع) را بدست آوريم؟ تا کي مي‌خواهيم با دروغ و تهمت و غيبت و فساد، قلب امام زمان را به درد آوريم؟ تا کي مي‌خواهيم رو در روي ايشان بايستيم؟ نکند که خداي ناکرده از ايشان غفلت کرده‌ايم!

خود حضرت در نامه‌اي به عالم بزرگ شيعه شيخ مفيد مي‌فرمايد: "تنها چيزي که ما را از آنان پوشيده مي‌دارد، کارهاي ناپسندي است که از ايشان به ما مي‌رسد و آن کارها خوشايند ما نيست و از آنان انتظار نمي‌رود."

آن حضرت در جاي ديگري از همين نامه فرموده‌اند: "اما اگر شيعيان در وفا به پيماني که از ايشان گرفته شده است، يکدل و مصمم باشند، نعمت ديدار ما از آنان به تاخير نيفتد و سعادت ديدار ما براي آنان همراه با معرفتي کامل و درست نسبت به ما به سرعت نصيبشان گردد."

پس اگر از قبيله‌ي غفلت زدگانيم، فراموش نکنيم که هنوز فرصت توبه باقي است و مي‌توان مانند زهير بن قين دست از باطل بشوييم و به قله‌ي افتخار ياري و نصرت امام زمانمان دست يابيم. و اگر مانند حر بن يزيد رياحي تا به امروز قلب فرزند معصوم پيامبر را جريحه‌دار کرده ايم، فرصت را غنيمت بشماريم و از اسب زين کرده‌ي دنيا فرود آييم و چکمه‌هاي معصيت را از پا درآوريم و به گردن آويزيم و چونان حر، سر افکنده و دل شکسته بر روي کنده‌ي زانوان، رو به جانب امام خود کنيم و اشک ريزان فرياد برآوريم:

"التوبه ؛ التوبه ؛ التوبه"

فراموش نکنيم که امام رضا عليه السلام مي‌فرمايد: "امام مانند پدري دلسوز و برادر دوقلو و مادر دلسوز نسبت به بچه کوچک است."

امام زمان مانند پدري مهربان ما را مي‌پذيرد و دست عطوفت بر سر ما مي‌کشد و ما را در آغوش مهر خود جاي مي‌دهد و توفيق ياري و نصرتش را قرين زندگي ما مي‌سازد. و يادمان نرود که زمان به تندي مي‌گذرد و فرصت‌ها مجالمان نمي‌دهند و اگر ظهر عاشورا گذشت و امام زمانمان را ياري نکرديم، بايد سر انگشت تاسف به دندان بگزيم و از اعماق وجود ناله سر دهيم که اي کاش زمان به عقب باز مي‌گشت تا امامم را ياري مي‌کردم. تاسف و تاثري که بسياري از شيعيان سست عنصر پس از شهادت امام حسين (ع) تا آخر عمر همراه آنان بود.  

[ سه شنبه بیست و دوم آذر 1390 ] [ 10:12 ] [ قنبر ریاحی ] [ ]
[ دوشنبه بیست و یکم آذر 1390 ] [ 9:21 ] [ قنبر ریاحی ] [ ]

             لحظه ای تفکر  !!!

.

 

درصد کمی از انسانها نود سال زندگی می کنند

مابقی یک سال را نود بار تکرار می کنند . . .

.

نصف اشباهاتمان ناشی از این است که وقتی باید فکر کنیم ، احساس می کنیم

و وقتی که باید احساس کنیم ، فکر می کنیم . . .

.

سر آخر، چیزی که به حساب می آید تعداد سالهای زندگی شما نیست

بلکه زندگی ای است که در آن سالها کرده اید . . .

.

همیشه در زندگیت جوری زندگی کن که " ای کاش" تکیه کلام پیریت نشود . . .

.

 

مشکلات امروز تو برای امروز کافی ست، مشکلات فردا را به امروز اضافه نکن . . .

.

اگر حق با شماست خشمگین شدن نیازی نیست

و اگر حق با شما نیست ، هیـچ حقی برای عصبانی بودن ندارید . . .

.

ما خوب یاد گرفتیم در آسمان مثل پرندگان باشیم و در آب مثل ماهیها

اما هنوز یاد نگرفتیم روی زمین چگونه زندگی کنیم.

.

فریب مشابهت روز و شب‌ها را نخوریم

امروز، دیروز نیست

و فردا امروز نمی‌شود . . .

.

یادمان باشد که : آن هنگام که از دست دادن عادت می شود

به دست آوردن هم دیگر آرزو نیست . . .

.

زنده بودن حرکتی افقی است از گهواره تا گور

و زندگی کردن حرکتی عمودی است از زمین تا آسمان . . .

.

برای دوست داشتن وقت لازم است، اما برای نفرت گاهی فقط یک حادثه یا یک ثانیه کافی است . . .

.

گاه در زندگی ، موقعیت هایی پیش میآید که انسان

باید تاوان دعاهای مستجاب شده خود را بپــردازد . . .

.

به یاد ندارم نابینایی به من تنه زده باشد

اما هر وقت تنم به جماعت نادان خورد گفتند: "مگه کوری؟"

.

مادامی که تلخی زندگی دیگران را شیرین می کنی، بدان که زندگی می کنی . . .

.

هیچ انتظاری از کسی ندارم! و این نشان دهنده ی قدرت من نیست !

مسئله ، خستگی از اعتماد های شکسته است.

.

برای زنده ماندن دو خورشید لازم است .یکی درآسمان ویکی در قلب . . .

.

در جستجوی قلبِ زیبا باش نه صورتِ زیبا

زیرا هر آنچه زیباست همیشه خوب نمیماند

امـا آنچه خوب است همیشه زیباست ....

[ چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1390 ] [ 8:17 ] [ قنبر ریاحی ] [ ]
شیعه جوشیده ‏ست از غدیر

 

جلوه‏ گر شد بار دیگر طور سینا در غدیر

ریخت از خم ولایت مى به مینا در غدیر

 

رودها با یکدگر پیوست کم‏کم سیل شد

موج مى‏ زد سیل مردم مثل دریا در غدیر

 

هدیه جبریل بود   الیوم اکملت لکم 

وحى آمد در مبارک باد مولى در غدیر

 

با وجود فیض   اتممت علیکم نعمتى 

از نزول وحى غوغا بود غوغا در غدیر

 

بر سر دست نبى هر کس على را دید گفت

آفتاب و ماه زیبا بود زیبا در غدیر

 

بر لبش گل واژه   من کنت مولا   تا نشست

گلبن پاک ولایت شد شکوفا در غدیر

 

  برکه خورشید   در تاریخ نامى آشناست

شیعه جوشیده ‏ست از آن تاریخ آنجا در غدیر

 

گر چه در آن لحظه شیرین کسى باور نداشت

مى‏ توان انکار دریا کرد حتى در غدیر

          

باغبان وحى مى ‏دانست از روز نخست

عمر کوتاهى‏ست در لبخند گل ها در غدیر

          

دیده ‏ها در حسرت یک قطره از آن چشمه ماند

این زلال معرفت خشکید آیا در غدیر ؟

 

دل درون سینه‏ ها در تاب و تب بود اى دریغ

کس نمى‏ داند چه حالى داشت زهرا در غدیر

          

" محمد جواد غفورزاده " ( شفق )

 

 

[ دوشنبه بیست و سوم آبان 1390 ] [ 13:2 ] [ قنبر ریاحی ] [ ]
دهه مبارک کرامت

تولد کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه(س)

     تا تولد کریم اهل بیت حضرت امام رضا(ع)

             بر تمامی مسلمانان با کرامت مبارکباد

[ شنبه نهم مهر 1390 ] [ 14:0 ] [ قنبر ریاحی ] [ ]

رأی و بیعت

مدتی این مثنوی تأخیر شد


آهوی ما گرگ شد، خنزیر شد

شد رها سگ،‌ باز و بسته ماند سنگ


ای برادر باز هم جنگ است،‌ جنگ

سالکان بی خرد! بی‌پیرها!


ساحران! رمال‌ها! جن‌گیرها!

مکتب ایران چو دکان شماست


نفستان ولله ایران شماست

عشق ایران کاش در سر داشتید


کاش آن را نیز باور داشتید

وای از آن روزی که با بانگ جلی


سایه بردارد ز سرهاتان ولی

پس زند خاک از کدورت‌هایتان


صورتک‌ها را ز صورت‌هایتان

بانگ بردارد ز اعماق وجود


فاش گوید آنچه را بود و نبود

تشتتان چون از سر بام اوفتاد


کله‌هاتان چون که خالی شد ز باد

هان! گمان کردید ما وامانده‌ایم؟!


ما کنار دام بر جا مانده‌ایم

منتظر با تیغ‌ها و داس‌ها


پیشتر آیید ای خناس‌ها

هر طرف کردیم دامی را رها


پیشتر آیید ای بدکاره ها

تیغ کج آ‌ریم و گردانیم صاف


هر که ره گیرد به سوی انحراف

چون هلاهل مغز بادام شما


مانده فرزین گرچه در دام شما

ای دلیل داعیان دین ما


تاج سر، ای مرد، ای فرزین ما!

این سخن را بشنو از اهل تمیز


رأی و بیعت فرق‌ها دارد عزیز

نیک می‌دانیم از برهان و نقل


این که بیعت عشق باشد رأی عقل

گرچه عقل ما ملاک خوبی است


یادمان باشد که پایش چوبی است

عقل آخر هم بماند در نود


عشق اما ختم کار و هست صد

هر چه رمل آرید و سحر و جفر و راز


عشق اسطرلاب اسرار است باز

چون رجز خوانند مردان نود؟


چون؟ که جاري در رگان ماست صد؟

***
ماه سنگي سرد و بي مقدار بود


گرمي خورشيد بر حسنش فزود

رو بگرداند چو خورشيدي ز  ماه


در محاق افتد قمر، گردد تباه

جملگي دانند، حتي خار و خس!


آبروي ماه از شمس است و بس

[ چهارشنبه بیست و سوم شهریور 1390 ] [ 9:35 ] [ قنبر ریاحی ] [ ]

فرض کن حضرت مهدی عج به تو ظاهر گردد...

                                 ظاهرت هست چنانی که خجالت نکشی؟

باطنت هست پسندیده صاحب نظرش؟

                                 خانه ات لایق او هست که مهمان گردد؟

لقمه ات در خور او هست که نزدش ببری؟

                                 پول بی شبهه و سالم ز همه دارایی...

داری آنقدرکه یک هدیه برایش بخری؟

               حاضری گوشی همراه تو را چک بکند؟

                                 با چنین شرط که در حافظه دستی نبری؟

واقفی بر عمل خویش تو بیش از دگران
                                 میتوان گفت تو را شیعه اثنی عشری

[ جمعه بیست و هشتم مرداد 1390 ] [ 1:14 ] [ قنبر ریاحی ] [ ]
       
[ یکشنبه نهم مرداد 1390 ] [ 12:36 ] [ قنبر ریاحی ] [ ]
نشانه‏هاى ظهور

بررسى تطبيقى نشانه‏هاى ظهور

يكى از باورهاى مشترك ميان همه اديان الهى، اعتقاد به ظهور منجى و رهاننده‏اى است كه مى‏آيد و جهان را مملو از نور و نيكى مى‏كند. ظهور اين منتظر نيز با وقايع و حوادثى خاص توام است كه در منابع اديان مختلف، كم و بيش مشابهت‌هايى ميان آنها ديده مى‏شود. اين مقاله نگاهى تطبيقى به برخى نشانه‏هاى ظهور در اسلام و مسيحيت دارد كه مورد بررسي قرار مي‌گيرد.

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
[ شنبه بیست و پنجم تیر 1390 ] [ 12:3 ] [ قنبر ریاحی ] [ ]

یه نفر خوابش میاد و واسه ی خواب جا نداره                                                                                                                                          یه نفر یه لقمه نون برای فردا نداره

                 یه نفر می شینه و اسکناساشو می شمره
                         می خواد امتحان کنه که تا داره یا نداره
                                یه نفر از بس بزرگه خونشون گم می شه توش
                                         اون یکی اتاقشون واسه همه جا نداره
                                                بابا می خواد واسه دخترش عروسک بخره
                                                       انتخابم می کنه ، پولشو اما نداره
                                                               یکی دفترش پر از نقاشی و خط خطیه
                                                                     اون یکی مداد برای آب و بابا نداره
                                                                         یکی ویلای کنار دریاشون قصره ولی
                                                                               اون یکی حتی تو فکرش آب دریا نداره
                                                                               یکی بعد مدرسه توپ چهل تیکه می خواد
                                                                                 مامانش میگه اینا گرونه اینجا نداره
                                                                                 یه نفر تولدش مهمونیه ،‌همه میان
                                                                                  یکی تقویم واسه خط زدن رو روزا نداره
                                                                                یکی هر هفته یه روز پزشکشون میاد خونش
                                                                                  یکی داره می میره ، خرج مداوا نداره
                                                                                 یکی انشاشو می ده توی خونه صحیح کنن
                                                                                یکی از بر شده درد و ، دیگه انشا نداره
                                                                              یه نفر می ارزه امضاش به هزار تا عالمی
                                                                         یکی بعد عمری رنج و زحمت امضا نداره
                                                                تو کلاس صحبت چیزی می شه که همه دارن
                                                       یکی می پرسه آخه چرا مال ما نداره
                                              یکی دوس داره که کارتون ببینه اما کجا
                                      یکی انقد دیده که میل تماشا نداره
                                 یکی از واحدای بالای برجشون می گه
                            یکی اما خونشون اتاق بالا نداره
                      یکی جای خاله بازی کلاس شنا می ره
                یکی چیزی واسه نقاشی ابرا نداره
         یکی پول نداره تا دو روز به شهرشون بره
    یکی طاقت واسه ی صدور ویزا نداره
   یکی فکر آخرین رژیمای غذاییه                                                                                                                                         یکی از بس که نخورده شب و روز نا نداره  
   یکی از بس شومینه گرمه می افته از نفس
   یکی هم برای گرمای دساش ها نداره
  دخترک می گه خدا چرا ما .... مادرش می گه
    عوضش دخترکم ، او خونه لیلا نداره
         یه نفر تمام روزاش پر رنج و سختیه
              هیچ روزیش فرقی با روزای مبادا نداره
                  یکی آزمایش نوشتن واسش ،‌اما نمی ره
                            می گه نزدیکیای ما آزمایشگا نداره
                                 بچه ای که تو چراغ قرمزا می فروشه گل
                                        مگه درس و مشق و شور و شوق و رؤیا نداره
                                                 یه نفر تمام روزا و شباش طولانیه
                                                    پس دیگه نیازی به شبای یلدا نداره
                                                        یاد اون حقیقت کلاس اول افتادم
                                                              دارا خیلی چیزا داره ولی سارا نداره
                                                                   راستی اسمو واسه لمس بهتر قصه می گم
                                                                         ملیکا چه چیزایی داره که رعنا نداره ؟
                                                                             بعضی قلبا ولی دنیایی واسه خودش داره
                                                                                    یه چیزایی داره توش که توی دنیا نداره

                                                                                          همیشه تو دنیا کلی فرق بین آدما                                                                                              این یه قانون شده و دیروز و حالا نداره                                                                                                                               آدما از یه جا اومدن ، همه می رن یه جا                                                                                                                             اون جا فرقی میون فقیر و دارا نداره

  کاش یه روزی بشه که دیگه نشه جمله ای ساخت،
با نمی شه ، با نمی خوام ،‌با نشد ، با نداره


[ شنبه چهارم تیر 1390 ] [ 7:54 ] [ قنبر ریاحی ] [ ]

---------- اس ام اس روز پدر ---------

ناگهان یک صبح زیبا آسمان گل کرده بود
خاک تا هفت آسمان، بغض تغزل کرده بود
حتم دارم در شب میلادت، ای غوغاترین!
حضرت حق نیز در کارش تأمل کرده بود
هر فرشته، تا بیایی، ای معمایی ترین!
بال های خویش را دست توسل کرده بود

---------- اس ام اس روز پدر ---------

 دل هر چه نظر به وسعت عالم تافت
جز نور تو در عرصه ی آفاق نیافت
هنگام نهادن قدم بر سر خاک
دیوار حرم به احترام تو شکافت

---------- اس ام اس روز پدر ---------

 زان سبب ماه رجب ماه خداست
که اندر آن میلاد شاه لافتی ست
شد رخش از کعبه ظاهر، عقل گفت:
" چون که صد آمد نود هم پیش ماست"

---------- اس ام اس روز پدر ---------

 حجت حق، از حریم حق، به امر حق عیان شد
روشن از نور رخش، ارض و سما، کون و مکان شد
خانه زاد حق ولادت یافت اندر خانه ی حق
حق به مرکز جا گرفت، باطل گریزان از میان شد

---------- اس ام اس روز پدر ---------

 زد عشق تو خیمه در دل ما
حل شد زتو جمله مشکل ما
با مهر علی و آل بسرشت
از روز ازل خدا دل ما
ولادت باسعادت مولای عاشقان، امیر مؤمنان، علی علیه السلام، مبارک باد.

---------- اس ام اس روز پدر ---------

 ذکر من، تسبیح من، ورد زبان من علی است
جان من، جانان من، روح و روان من علی لست
تا علی (ع) دارم ندارم کار با غیر علی
شکر لله حاصل عمر گران من علی است

---------- اس ام اس روز پدر ---------

 هر کس که شود داخل حصن حیدر
ایمن بود از عذاب روز محشر
جز مهر علی و آل چیزی نبود
سرمایه ی طوبا و بهشت و کوثر

---------- اس ام اس روز پدر ---------

 ای تو کعبه را نگین/ یا امیر المؤمنین
ای تو خلقت را پدر/ وی خلائق را امین
کن نظر ز روی لطف/ به تمام پدران
روز سیزده رجب/ ای امیر مؤمنان


[ سه شنبه بیست و چهارم خرداد 1390 ] [ 23:3 ] [ قنبر ریاحی ] [ ]
سالروز ارتحال بنیانگذار جمهوری اسلامی

روح بلند پیشوای مسلمانان بر تمام مسلمانات تسلیت باد

[ شنبه چهاردهم خرداد 1390 ] [ 10:49 ] [ قنبر ریاحی ] [ ]


میلاد حضرت فاطمه زهرا (س) و روز زن مبارک
ندایی از ملکوت به گوش می‌رسد. امروز روزی دیگر است.
آب زنید راه را، اینکه نگار می‌رسد.

مژده دهید باغ را بوی بهار می‌رسد .

ای آبروی آب و آیینه! امروزمان را به نام تو متبرک کرده‌ایم.

تا فردایمان را به برات تایید، اطمینان بخشی تضمین نموده باشیم.

ای فرزند باران! ای کوثر قرآن ای بهانه وجود ای صفای سجود ایعصمت معبود.

در مقدم تو سرود رود جاری است و خورشید روزش را با اعتباری دیگر آغاز کرده است.

تو آمدی و آفرینش دلیل خود را یافت و بهترین مخلوق الهی به زینت کوثر آراسته شد.

خالق هستی  مظهر تقوا  بهترین مدافع ولایت اسوه حسنه ‌اش را در عالم امکان ارزانی داشت.

زنان اسوه زیستن را تا ابدیت.

مادران الگوی مادر بودن را برای همیشه.

انسانیت درس مقاومت و دفاع از دین و لایت را برای همیشه.

با وجود شما خواهند فهمید .

و شعار آزادگان ودلداگان به حریم قدس نبوی

و تشنگان حقیقت در مسلک علوی زمزمه میکنند که.....

آبروی آب و آیینه سلام!
ای طلوع عشق دیرینه سلام!
ای تو معنای تمام خوب‌ها!
ای سرآغاز صف محبوب‌ها!
آمدی! فصل شکفتن می‌رسد
روزهای خوب بودن می‌رسد
ای که باران در سلامت تازه‌تر!
روح گل از عطر نامت تازه‌تر!
ای که کوثر با دلت آمیخته!
زندگی در جام هستی ریخته
عصمت از چشم تو جاری می‌شود
زندگی با تو بهاری می‌شود
ذهن باغ از عطر گل سرمست تر
غنچه در غنچه زمین یکدست تر
آفرینش از نگاهت جان گرفت!
عشق از ایمان تو فرمان گرفت!
ای نور، ای سرور، ای خیر کثیر، ریحانه النبی، دریای عصمت، دردانه صدف هستی، ای ماه دل افروز خلقت،  ای مادر کائنات
،ای رایحه بهشتی ،ای ولایت از وجودت منجلی ،ای امامت از وجودت ماندنی ما چشم امید به درگاه مهر تو داریم و آرزومند آسودن در سایه‌سار لطف توایم. ای همه عشق، ای همه عقل ؛ ای همه درد، ای همه غربت و غریبی و غم ارادتمان دریاب.

[ شنبه سی و یکم اردیبهشت 1390 ] [ 22:55 ] [ قنبر ریاحی ] [ ]
درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم

روستای وزوار در منطقه هزار جریب شهرستان بهشهر در دامنه جنگل واقع شده است که سابقه آن برمیگرد د به سالهای 61هجری قمری بعد از واقعه کربلا
در واقعه کربلا و به شهادت رسیدن حربن یزید ریاحی وبه علت هرج مرج در سرزمین عراق و خطر برای فرزندان حر حضرت امام زین العابدین (ع) امان نامه ای با دستخط مبارک به همراه یک قبضه شمشیرو یکعددکلاهخود و یک عدد زره فرزندان حر را به سرزمین ایران فرستاد که فرزندان حر به روستای کنونی وزوار آمده و سکنی گزیدند که به این ترتیب روستای وزوار شکل یافته است که در این مورد از علمایان زیادی استعلام و استفتاح شده است که همگی مورد را تایید نموده که تاییدیه در سه صفحه موجود است.
موضوعات وب
امکانات وب