جمعه بیست و هشتم فروردین ۱۳۹۴

فضیلت و اهمیت ماه رجب المرجب


بسم الله الرحمن الرحيم

با عرض سلام و ادب خدمت همه عزیزانیکه با محبتهای خودموجب دلگرمی بنده در ادامه  وبلاگ وزوار داشتند و بنده را مورد تفقد  خود قرار دادند و همه عزیزانیکه به این وبلاگ مراجعه مینمایند و با ارشادات و راهنمائیهای خود موجب دلگرمی حقیر میشوند و با نظرات ارزشمند خوددر جهت پیشرفت مارا یاری می نمایند  سال 1394 را که ولی امر مسلمین جهان امام المسملمین کثرالله امثالهم سال همدلی و همزبانی دولت و ملت نامیدند را به همه  سروران ودوستان و و برادران و خواهران تبریک و تهنیت عرض مینمایم امید وارم در این سال امت اسلامی با پیروی از مولا و  مقتدا ورهبرشان تحت توجهات خاصه بقیه الله اعظم ارواحنا لترا بمقدمه الفدا موفق و پرچم عدالت جمهوری اسلامی را در اقسا نقاط جهان  خصوصا بیت الله الحرام به احتزار در آورندو موجبات نابودی صهیونیستها و تکفیریها ووهابیها و داعشیها و همه وارثان معاویه و سفیانها را بولهبها و یزیدیهارا را فراهم آورند و همه مظلومان عالم را در جشن رهائی از ظلمها و نابسامانیها و نا هنجاریها ونا برابریها وخیانتها و رمالیها وبیر بند و باریها وبی عدالتیها شادمان سازند.  تا زمینه ساز حکومت عدل الهی باشند و شاهدظهور منجی عالم بشریت باشیم 

الهم عجل لولیک الفرج 

لذا با استعانت از ذات اقدس الهی فعالیت این وبلاگ را همزمان با حلول ماه با فضیلت رجب المرجب آغاز  مینمایم

فضيلت و اهميت ماه رجب

گرچه همه زمان ها مخلوق خداست ليكن برخى از آنها از شرافت و ويژگى خاصى برخوردار است. درست است كه همه ماه هاى سال، پرتوى از قدرت جهان آفرين است; امّا سه ماه رجب، شعبان و رمضان، داراى امتياز و برجستگى ويژه اى هستند. در عصر جاهليت، مردم ماه رجب را گرامى مى داشتند.

پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله)مى فرمايد: رجب، «شهرالله الأصمّ» است; و بدان سبب آن را «اصمّ» ناميدند كه هيچ ماهى به پايه عظمت آن نمى رسد; مردم زمان جاهليت به رجب حرمت مى نهادند و آنگاه كه اسلام درخشيدن گرفت، بر حرمت آن افزود. بدانيد كه رجب، ماه خدا شعبان، ماه من و رمضان، ماه امت من است پس هركس يك روز از رجب را روزه بدارد، مستحقّ رضوان الهى گردد و روزه اش غضب الهى را خاموش كند و خداوند درى از درهاى جهنّم را بر او ببندد. اگر كسى به اندازه تمام زمين طلا انفاق كند، برتر از روزه يك روز آن نخواهد بود... هرگاه شب شود، دعايش مستجاب خواهد بود: يا در دنيابه او عطا خواهد شد و يا براى آخرت او ذخيره مى شود... حضرت رسول خدا(صلى الله عليه وآله) سپس ثواب دو، سه، چهار، پنج، تا سى روز، روزه ماه رجب را تك تك با توضيح كامل بيان فرمود.(1)

در همين زمينه امام كاظم(عليه السلام) مى فرمايد: رجب، نام نهرى در بهشت است كه از شير سفيدتر و از عسل شيرين تر است; بنابراين هركس يك روز از ماه رجب را روزه بدارد، خداوند از آن نهر به او خواهد نوشاند.(2)

همچنين آن حضرت در روايت ديگرى مى فرمايد: رجب، ماه عظيمى است كه خداوند، اعمال نيك را در آن چند برابر مى فرمايد و گناهان را در آن محو مى كند. پس هركس يك روز از ماه رجب را روزه بگيرد، به اندازه مسير يك سال از جهنّم دور و هركس سه روز از آن ماه را روزه بدارد، بهشت بر او واجب مى شود.(3)

اسوه اهل معرفت و عبادت، مرحوم سيدبن طاوس در مورد افرادى كه قبل از اسلام در دوره جاهليت، مورد ظلم و ستم ديگران قرار گرفتند اما به انتظار ماه رجب نشستند و در آن ماه پربركت، خداى را بخواندند و حضرت حق، دعايشان را مستجاب فرمود و بلا و گرفتارى را از آنها بگرداند، چند داستان نقل كرده است كه ما يكى از آن ها را در اينجا مى آوريم: شخصى، گذارش به مردى افتاد كه نابينا، بيمار و خانه نشين شده بود. او از ديگران پرسيد: چرا اين بيمار گرفتار، از خداى متعال عافيت نمى خواهد؟ به او پاسخ دادند آيا او را نمى شناسى؟ او به نفرين شخصى به نام «عياض» گرفتار شده است.

او گفت: عياض را فراخوانيد تا ماجراى اين مرد نابينا را براى ما بازگويد. وقتى عياض آمد به او گفت: داستان پسران «ضيعا» را كه اين مرد از جمع آنهاست براى ما بگو; عياض گفت: اين داستان از داستان هاى دوره جاهليت است; و من دوست ندارم پس از آمدن اسلام، ديگر آن را بازگويم. آن شخص گفت: شايسته است كه آن را براى ما بازگويى. عياض گفت: پسران ضيعا، ده نفر بودند و خواهرى داشتند كه همسر من بود. آنان با من درگير شدند و همسرم را از من جدا كردند. من هرچه آنان را به خداوند سوگند دادم و احترام خويشى و قرابت را يادآورى كردم، فايده اى نبخشيد. من صبر كردم تا ماه رجب، اين ماه محترم الهى فرا رسيد و آنگاه دست به دعا برداشتم و با حال خستگى و درماندگى خداى را بخواندم و تقاضا كردم كه همه شان نابود و يكى شان نابينا و زمين گير شود. خداى متعال دعايم را مستجاب فرمود و همه شان نابود شدند جز این مرد که نا بینا و خانه نشین شده است.

بارى در كرامت و فضيلت اين ماه، حضرت امام صادق(عليه السلام) نيز مى فرمايد: آن گاه كه قيامت برپا شود، منادى الهى فرياد زند: «أين الرجبيّون؟»; كجايند آنانكه ماه رجب را گرامى داشتند و از آن، بهره ها بردند؟ از آن انبوه جمعيت، گروهى برخيزند كه نور جمالشان محشر را روشن كند. بر سر آنان تاج هاى شاهى كه مرصّع به درّ و ياقوت است، قرار دارد و در طرف راست هرنفر از آنان هزار فرشته، در سمت چپ نيز هزار فرشته به او كرامت و تعظيم الهى را تبريك گويند. از جانب الهى ندا آيد: بندگان و كنيزانم، به عزت و جلالم سوگند، شما را جاى و مقام گرامى و عطاياى فراوان دهم و شما را در جايى جاى دهم كه از زير آن نهرها جارى است و شما در آن جاويد خواهيد بود زيرا شما داوطلبانه براى من در ماهى كه من بزرگش داشتم روزه گرفتيد. سپس، خطاب به فرشتگان فرمايد: فرشتگان من! بندگان و كنيزان را به بهشت داخل كنيد. در اينجا حضرت صادق(عليه السلام) فرمود: اين پاداش، براى كسى است كه گرچه يك روز از اول يا وسط يا آخر ماه رجب را روزه بدارد.(4)

پيامبر گرامى ما در بيان عظمت و اهميت ماه رجب مى فرمايد: خداى متعال، در آسمان هفتم، فرشته اى به نام «داعى» قرار داده است. هرگاه ماه رجب فرا رسد، آن فرشته دعوت كننده، هرشب تا به صبح گويد: خوشا به حال كسانى كه به ذكر الهى مشغولند; خوشا به حال كسانى كه با ميل و رغبت تمام، رو به سوى درگاه خدا آرند. و خداوند مى فرمايد: من همنشين كسى هستم كه با من همنشين باشد، و مطيع كسى هستم كه فرمان مرا ببرد و آمرزنده ام كسى را كه از من طلب آمرزش كند. اين ماه رجب ماه من، بنده هم بنده من، و رحمت هم از آن من است; هركس مرا در اين ماه بخواند، پاسخ مثبت دهم; و هركس از من چيزى بخواهد، به او عطا كنم; و هركس از من هدايت جويد، هدايتش كنم.(5)

من اين ماه را وسيله ارتباط بين خود و بندگانم قرار داده ام پس هركس به آن چنگ زند، به من مى رسد.(6)

گرچه تمام ماه رجب، نزد خداوند و اولياء گراميش عزيز و ارجمند است ليكن برخى از اوقات آن، فضيلت ويژه اى دارد; مثلا اوّلين شب جمعه ماه رجب، داراى امتيازى بزرگ است. پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) مى فرمايد: از اولين شب جمعه ماه رجب غافل نشويد; فرشتگان آن را «ليلة الرغائب» مى نامند. چرا كه وقتى يك سوم از شب گذشت، هيچ فرشته اى نيست مگر اينكه در كنار كعبه مشرفه آيد; آنگاه خداوند نظر مرحمت به آنان كند و فرمايد: فرشتگانم! هرچه خواهيد از من بخواهيد. فرشتگان گويند: بارالها حاجت و خواسته ما آن است كه روزه داران ماه رجب را بيامرزى; خداوند متعال فرمايد: آمرزيدم.(7)

يكى از كارهاى مهم و شايسته در ماه رجب، كمك به مستمندان است. امام صادق(عليه السلام) از پدران گراميش از امام على(عليه السلام) نقل مى كند كه آن حضرت فرمود:...هركس به خاطر خدا در ماه رجب صدقه بدهد، خداوند وى را آنچنان اكرام فرمايد كه نه چشمى ديده و نه گوشى شنيده و نه بر قلب انسانى خطور كرده باشد.(8)

در بيان فضيلت ماه رجب، به همين چند حديث شريف بسنده مى كنيم و مى گوييم: اگر هيچ حادثه اى در ماه رجب رخ نمى داد، باز هم رجب ارزش خاص و ويژگى استثنائى خود را داشت; ليكن حوادثى در آن به وقوع پيوسته است كه موجب شرافت و كرامت مضاعف اين ماه شده است. آن حوادث عبارتند از:

الف: ولادت امام هادى(عليه السلام) در دوم يا پنجم رجب (بنابر روايتى); گرچه قول ديگر هم هست.

ب: ولادت حضرت امام جواد(عليه السلام) در دهم اين ماه، گرچه قول ديگر هم هست.

ج: ولادت مبارك امام على(عليه السلام) در خانه كعبه معظمه در سيزدهم ماه رجب، ده سال قبل از بعثت.

د: شهادت حضرت امام كاظم(عليه السلام) در بيست و پنجم اين ماه.

هـ: بيست و هفتم اين ماه، عيد مباركى است; چرا كه آخرين پيامبر برگزيده الهى حضرت محمد(صلى الله عليه وآله) در اين روز از جانب خداى متعال مأمور هدايت مردم و ابلاغ هدايت و رسالت الهى گرديد.

بندگان صالح و آگاه الهى، ماه رجب و شعبان را به عنوان زمينه و مقدمه اى جهت كسب آمادگى براى درك درست و شايسته ماه مبارك رمضان به حساب مى آورند. خوشبختانه هم اكنون در برخى از شهرهاى كشور عزيزمان ايران، اهل عبادت و معرفت دو برنامه دارند و آن ها را با هم اجرا مى كنند: يكى «اعتكاف» كه دستور اكيد اسلام است با احكام و دستورات ويژه اش و ديگرى برنامه اى به نام عمل ام داود، دستورى كه از حضرت امام صادق(عليه السلام) به ما رسيده است.

براى آگاهى از برنامه ها و عبادات و دعاهاى اين ماه به كتب ادعيه چون «مفاتيح الجنان»، «اقبال الأعمال» و غيره مراجعه كنيد.

كوتاه سخن اينكه رجب، عيد اولياء الهى، بهار راز و نياز و عبادت، موسم خضوع و خشوع به درگاه الهى، موعد حضور و خواستن، و زمان قرار صالحان با معشوقشان حق تعالى است. پيامبر گرامى و جانشينان به حق حضرتش سه ماه رجب، شعبان و رمضان را فراوان پاس مى داشتند و اين سه ماه را به روزه مى گذراندند.


(1) . فضائل الأشهر الثلاثة: 24
(2) . اقبال الأعمال: 635
(3) . اقبال: 634
(4) . اقبال: 630
(5) . فضائل الأشهر: 31
(6) . اقبال: 628
(7) . اقبال: 632
(8) . فضائل الأشهر:

نوشته شده توسط قنبر ریاحی در 23:22 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه سیزدهم اسفند ۱۳۹۳

(مغیره لعنت الله را بشناسیم . . . . ﺭﻭﺯﯼ ﺷﺨﺼﯽ ﺧﺪﻣﺖ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻦ ﻣﺠﺘﺒﯽ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﺭﺳﯿﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ ﺁﻗﺎ ﻣﻐﯿﺮﻩ ﺩﺭ ﺑﺴﺘﺮ ﺑﯿﻤﺎﺭﯾﯽ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺷﺎﯾﺪ ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ﻣﺮﮔﺶ ﺷﻮﺩ . ﺁﻗﺎ ﺳﺮﯾﻌﺎ ﺣﺎﺿﺮ ﺷﺪﻧﺪ ﻭ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ : ﺑﺮﻭﯾﻢ ﻋﯿﺎﺩﺕ ﻣﻐﯿﺮﻩ ﺯﯾﺮﺍ ﺍﻭ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﻣﺎﺳﺖ . ﮐﻨﺎﺭ ﺑﺴﺘﺮﺵ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﻣﺎﻡ ﮔﻔﺖ ﺁﯾﺎ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﮔﻨﺎﻫﺎﻥ ﻣﺮﺍ ﻣﯽ ﺑﺨﺸﺪ ؟ ﺍﻣﺎﻡ ﻓﺮﻣﻮﺩ ﺍﺯ ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍ ﺷﻨﯿﺪﻡ ﺍﮔﺮ ﺑﻨﺪﻩ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﺣﺘﻀﺎﺭ ﻫﻢ ﺗﻮﺑﻪ ﮐﻨﺪ ﺧﺪﺍ ﻣﯽ ﭘﺬﯾﺮﺩ . ﺁﻥ ﻣﻠﻌﻮﻥ ﮔﻔﺖ ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺷﺎﻫﺪ ﺑﺎﺵ ﺍﺯ ﺗﻤﺎﻡ ﮐﺎﺭﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ ﭘﺸﯿﻤﺎﻧﻢ ﻭ ﺗﻮﺑﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﺟﺰ ﺩﻭ ﮐﺎﺭ ﮐﻪ ﺑﺪﺍﻥ ﺭﺍﺿﯽ ﺑﻮﺩﻡ ﻭ ﻫﺴﺘﻢ ﻭ ﺍﮔﺮ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺩﻭ ﻋﻤﻞ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﻣﻼﻗﺎﺕ ﮐﻨﻢ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺳﺖ ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻫﺎ ﺗﻮﺑﻪ ﮐﻨﻢ -1 ﻃﻨﺎﺑﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺭﻭﺯ ﺑﯿﻌﺖ ﺑﻪ ﺯﻭﺭ ﺩﻭﺭ ﮔﺮﺩﻥ ﻋﻠﯽ ﭘﺪﺭﺕ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻢ -2 ﺳﯿﻠﯽ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﺎﺩﺭﺕ ﺩﺭ ﮐﻮﭼﻪ ﻫﺎ ﺯﺩﻡ ‏( ﻧﺎﺳﺦ ﺍﻟﺘﻮﺍﺭﯾﺦ ﺝ 2 / ﺹ 68‏) . . . ﻣﻦ ﺑﻪ ﻋﺎﻟﻢ ﺧﺎﮎ ﭘﺎﯼ ﺣﯿﺪﺭﻡ ﺑﻨﺪﻩ ﺍﯼ ﺩﺭ ﺯﯾﺮ ﺩﺳﺖ ﻗﻨﺒﺮﻡ ﺑﺮ ﻣﻐﯿﺮﻩ ﻟﻌﻦ ﻭ ﻧﻔﺮﯾﻦ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﺗﺎ ﺍﺑﺪ ﺩﺭ ﺳﻮﮒ ﻭ ﺩﺍﻍ ﻣﺎﺩﺭﻡ. . . . . مادرم با قامتي خم ميرسد از نگاهش بوي ماتم ميرسد اي حرامي خاطرت باشد، زدي عاقبت آدم به آدم ميرسد

نوشته شده توسط قنبر ریاحی در 23:48 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه سیزدهم اسفند ۱۳۹۳

فاطمیه

شهادت کوثر عظیم قران  ام ابیها حضرت فاطمه زهرا سلام الله بر همه مسلمانان تسلیت باد

نوشته شده توسط قنبر ریاحی در 23:26 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه هشتم دی ۱۳۹۳

یاد آن روزها بخیر

یاد آنروزی بخیر در دل ما خار نبود

بین ما هموطنان این همه دیوار نبود

مردم ما همه با مهر و محبت بودند

دل ما جایگه این همه زنگار نبود

زنگی گرچه کم و بیش به زحمت بوده

مثل امروز یقین اینهمه دشوار نبود

آنزمان حرمت هر کس سر جایش بوده

این همه فخر و مباهات که در کار نبود

همگی بر سر یک سفره غذا می خوردیم

مشکلی بین کسان بر سر مقدار نبود

آنزطمان ای رفقا ما همه یکدل بودیم

 کینه ای در دل و در صحبت و گفتار نبود

آنزمان دوست همانند برادر بوده

مثل امروز چنین از همه بیزار نبود

کوچه های دل ما ساده و سالم بودند

این همه دوز و کلک بر دل و افکار نبود

حرمت منبر و محراب چنان بر جا بود

که کسی را بدلش جرات انکار نبود

آنزمان نسل جوان اینهمه تقصیر نداشت

جرمشان بیشتر از یک نخ سیگار نبود

شب نشینی قدیم اینهمه پر خرج نبود

که بگویند مرا را قدرت این کار نبود

در دل مادرمان دلهره و ترس نبود

پدران را به یقین دغدغه در کار نبود

پسر خانه کمک یار پدر بود و عزیز

مثل امروزه پسر بی کس و بیکار نبود

دختر خانه که همراهی مادر میکرد

بین او فاصله با مادر غمخوار نبود

یک نفر شغل اگر داشت همان کافی بود

مشکلی از نظر خرجی و انبار نبود

ارتباط همگان یک تلفن بوده و بس

اینهمه گوشی و رایانه هوشیار نبود

تازه گیرنده ما اینهمه کانال نداشت

آنزمان این همه ماهواره و دجال نبود

گاهگاهی که به بازار اگر میرفتیم

این همه جرم و کناه بر سر بازار نبود

منزل و مسکن ما  جایگه امنی بود

این همه خوف و خطر بر در و دیوار نبود

مال و اموال که نزد همگان شیرین است

بر سر ارث که دعوا و کلنجار نبود

همه

ضامن وامچنین سخت گرفتار نبود

مثل امروزه بدهکار ؟که طلبکار نبود

آنزمان درد و مرض اینهمه شایع نبود

 

چربی و قند و فشار همگان معمولی

این همه استرس و دلهره در کار نبود

از رفیقی کمکی بوده برای همگان

همچو بیگانه که بی غیرت و بی عار نبود

جنگ اگر بود یقین دشمن ما پیدا بود

مثل امروز چنین فتنه ای در کار نبود

در عزا داری ما شور حسینی بوده

این همه ساز و دهل لازم اینکار نبود

علم هیئت ما اینهمه سر شاخه نداشت

اختلاف نظری بین جلودار نداشت

سفره هابا برکت بوده و حرمت داشته

این همه خوشگذرانی که در کار نبود

آنزمان نان به اندازه فراهم میشد

اینهمه نان که در کوچه و پس کوچه نبود

سفره نذری و افطار دهی رونق داشت

این همه خرج اضافی در کار نبود

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط قنبر ریاحی در 22:52 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۲

نوشته شده توسط قنبر ریاحی در 6:13 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۲

عید سعید فطر عید عبودیت وبندگی مبارک باد

عید سعید فطر برتمامی مسلمانان  خصوصا بر روزه داران ضیافت الهی مبارکباد

عید فطر چیست:

عید در لغت به معنی عود وباز گشت است   وفطر بمعنی  فطرت وسرشت است به روزیکه قومی یا جمعیتی  از مشکلات وسختیها  رهائی میابند  وبه آسایش وراحتی نخستین باز میگردند عید گفته میشود واین باز گشت اگر به خویشتن خویش باشد مفهوم عید فطر روشن میشود .

از آنجانیکه انسانها در ماه مبارک رمضان پس از یکماه روزه داری و انجام فرایض الهی وتلاوت قرآن کریم روح وجان خود را صیغل میدهند واز ناپاکی و رذایل دور هستند وخداوند سبحان به برکت این ماه شریف بندگانرا به آب ذلال چشمه ساران توبه وعنابه تطهیر میکنددر پایان ماه مبارک رمضان روح وجان  مهمانان ضیافت الهی طیب وطاهر  وبدور از هر گونه آلودگی به پاکی دوران نخستین باز گشت میکند و این روز عید نامیده شده است وباز گشت به فطرت انسانی  انسان عید فطر میباشد.

پروردگارا، تو را هزاران هزار بار بايد سپاس گفت كه يخ زمستان سرد دل اهل غفلت و نسيان را، از جرگه‌ی صائمين، قائمين و مصلين امت محمد صلی‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم، با حرم حريم رمضان‌المبارك و با آفتاب بهاری وصل اول شوال، آب كردي و بوي مشمئزكننده‌ي گناهان را از روح و روان آنان دور گردانيدي و رائحه معطر و شامه‌نواز بندگيت را از وجودشان كه از بركت ماه نزول قرآن به دست آمده است، در فضای لايتناهی، پراكنده ساختي، و اينك به يمن «عيد سعيد فطر»، روح وجان مسلمانان، معطر است و روح‌افزا.

تلؤلؤ خورشيد فروزان و گرمابخشی كه از بركت صيام و قيام رمضان‌المبارك و احياي شب قدر، بر آسمان دل مؤمنين و كهكشان روح مؤمنات، ارزانی فرموده‌ايد، برای گروندگان به قرآن غير قابل وصف، و غير مسلمانان را، توان درك، تصور و رؤيت آن، نيست.

بارالها، به درگاه با عظمت و كبريائيت سر تعظيم فرود آورده و پيشانی عبوديت بر خاك زمين سائيده و زبان حمد و شكر گشوده و اينك از تو ای خدا، ای خالق، ای همه‌كاره و ای قدرت مطلق، مسألت داريم تا اول شوال را حقيقتاً براي جمله‌ی بندگانت، عيد به معنی درست كلمه، مقرر فرمائی .

نوشته شده توسط قنبر ریاحی در 6:5 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه هفتم فروردین ۱۳۹۲

شهادت ام ابیها

*شمع اين مسأله رابر همه كس روشن كرد

*كه توان تا به سحرگريه بى شيون كرد

*چون که شد موسی مقیم طور عشق

*در پی اجرای امر نور عشق

*امر امت را به هارون وانهاد

*در مقام رهبری او را نهاد

*یک دو روزی چون ز امت دور شد

*چشمها از دیدن حق کور شد

*سست شد دلها به آئین خدا

*سامری شد رهزن دین خدا

*گفت مردم موسی چون کنید

*بیعت آخر از چه با هارون کنید

*گر دمی آئید همچون هاله ای

*تا بسازم از طلا گوساله ای

*الغرض دلها همه گمراه شد

*فتنه در قوم کلیم الله شد

*جای آئین خدا بدعت نشست

*جای پیمان خدا بیعت نشست

*مردمان راندند یاس و لاله را

*جای حق بشاندند گوساله را

*گفتم از هارون و موسی بر ملا

*یادم آمد گفته خیرالورا

*بارها گفتا بدین مضمون علی

*من چو موسی باشیم و هارون علی

*شیعیان عمق عزا را بنگرید

*شاهد این مدعا را بنگرید

*چون که احمد سوی طور عشق رفت

*پس دل یثرب چو نور عشق رفت

*سامری در شهر گوساله ساخت

*یک شبه امر امامت رنگ باخت

*قوم موسی بانی بدعت شدند

*قوم احمد دشمن عطرت شدند

*قوم موسی بت پرستی ساز کرد

*قم احمد مشرکی آغاز کرد

*قوم موسی فتنه ای حساس کرد

*قوم احمد طرح قتل یاس کرد

*قوم موسی خانه ای آتش نزد

*سینه ای نشکست آنجا با لگد

*این شباهت بود امام اختلاف

*هست در شلاق و سیلی و غلاف

*سامریان مدینه کیستند

*مجریان طرح کینه کیستند

*نیل خون شد جاری از کوثر چرا

*می زدند ناموس حق آخر چرا

*ازدحام کوی ال الله چیست

*این که در خون غطه ور گردیده کیست

*کی شرر بر باب بیت الله زد

*شعله بر جان کلیم الله زد

*دست هارون مدینه بسته شد

*فاطمه از دست مردم خسته شد

*لرزه بر عرض و سماء افتاده است

*یاس حیدر زیر پا افتاده است

*صدق با دست مکرب کشته شد

*حامی هارون و یثرب کشته شد

 

نوشته شده توسط قنبر ریاحی در 13:38 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه شانزدهم اسفند ۱۳۹۱

آموخته ام که.... !

آموخته ام که.... !

چارلی چاپلین می گوید آموخته ام که :

با پول می شود خانه خرید ولی آشیانه را نه،

می توان رختخواب خرید ولی خواب را نه،

می توان ساعت خرید ولی زمان را نه،

می توان مقام خرید ولی احترام را نه،

می توان کتاب خرید ولی دانش را نه،

می توان دارو خرید ولی سلامتی را نه،

می توان ویلا خرید ولی زندگی را نه،

می توان قلب خرید، ولی عشق را نه ...

آموخته ام که ... تنها کسی که مرا در زندگی شاد می کند کسی است که به من می گوید: تو مرا شاد کردی.

آموخته ام که ... مهربان بودن، بسیار مهم تر از درست بودن است.

آموخته ام که ... هرگز نباید به هدیه ای از طرف کودکی، نه گفت.

آموخته ام که ... همیشه برای کسی که به هیچ عنوان قادر به کمک کردنش نیستم دعا کنم.

آموخته ام که ... مهم نیست که زندگی تا چه حد از شما جدی بودن را انتظار دارد، همه ما احتیاج به دوستی داریم که لحظه ای با وی به دور از جدی بودن باشیم.

آموخته ام که ... گاهی تمام چیزهایی که یک نفر می خواهد، فقط دستی است برای گرفتن دست او، و قلبی است برای فهمیدن وی.

آموخته ام که ... راه رفتن کنار پدرم در یک شب تابستانی در کودکی، شگفت انگیزترین چیز در بزرگسالی است.

آموخته ام که ... زندگی مثل یک دستمال لوله ای است، هرچه به انتهایش نزدیکتر میشویم سریعتر حرکت میکند.

آموخته ام که ... پول شخصیت نمی خرد.

آموخته ام که ... تنها اتفاقات کوچک روزانه است که زندگی را تماشایی می کند.

آموخته ام که ... خداوند همه چیز را در یک روز نیافرید. پس چه چیز باعث شد که من بیندیشم می توانم همه چیز را در یک روز به دست بیاورم.

آموخته ام که ... چشم پوشی از حقایق، آنها را تغییر نمی دهد.

آموخته ام که ... این عشق است که زخمها را شفا می دهد نه زمان.

آموخته ام که ... وقتی با کسی روبرو می شویم انتظار لبخندی جدی از سوی ما را دارد.

آموخته ام که ... هیچ کس در نظر ما کامل نیست تا زمانی که عاشق بشویم.

آموخته ام که ... زندگی دشوار است، اما من از او سخت ترم.

آموخته ام که ... فرصتها هیچگاه از بین نمی روند، بلکه شخص دیگری فرصت از دست داده ما را تصاحب می کند.

آموخته ام که ... لبخند ارزانترین راهی است که می شود با آن، نگاه را وسعت داد.

 

راستی، ما از زندگی چی آموخته ايم؟؟؟؟؟

نوشته شده توسط قنبر ریاحی در 12:4 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه هفدهم دی ۱۳۹۱

ده فرمان مهم

 

              10  فرمان !

لطفا به 10 عبارت ذیل بدقت توجه کنید. آیا واقعا همانن 10 فرمان مهم در زندگی ما نیستند؟خودتان قضاوت کنید.

 

 

١- دعا لاستیک یدک نیست که هرگاه مشکل داشتی از آن استفاده کنی. بلکه فرمان است که راه به راه درست هدایت می کند.

 

٢- می دونی چرا شیشه جلوی ماشین آنقدر بزرگه ولی آینه عقب آنقدر کوچیکه؟ چون گذشته به اندازه آینده اهمیت نداره. بنابراین همیشه به جلو نگاه کن و ادامه بده.

 

 

٣- دوستی مثل یک کتابه. چند ثانیه طول می کشه که آتیش بگیره ولی سالها طول می کشه تا نوشته بشه.

 

 

٤- تمام چیزها در زندگی موقتی هستند. اگر خوب پیش می ره ازش لذت ببر، برای همیشه دوام نخواهند داشت. اگر بد پیش می ره هم نگران نباش،چون باز هم برای همیشه دوام نخواهند داشت.

 

۵- دوستهای قدیمی طلا هستند! دوستان جدید الماس. اگر یک الماس به دست آوردی طلا را فراموش نکن .چون برای نگه داشتن الماس همیشه به پایه طلا نیاز داری.

 

۶- اغلب وقتی امیدت رو از دست می دی و فکر می کنی که این آخر خطه ، خدا از بالا بهت لبخند می زنه و میگه: آرام باش عزیزم ، این فقط یک پیچه نه پایان.

 

٧- وقتی خدا مشکلات تو رو حل می کنه، تو به توانایی های او ایمان داری. وقتی خدا مشکلاتت رو حل نمی کنه، او به توانایی های تو ایمان داره.

 

٨- شخص نابینایی از سنت آنتونی پرسید: ممکنه چیزی بدتر از از دست دادن بینایی باشه؟ او جواب داد: بله، از دست دادن مسیر درست.

 

 

٩- وقتی شما برای دیگران دعا می کنید، خدا می شنود و آنها را اجابت می کند و بعضی وقتها که شما شاد و خوشحال هستید یادتان باشد که کسی برای شما دعا کرده است.

 

١٠- نگرانی مشکلات فردا را دور نمی کند، بلکه تنها آرامش امروز را دور می کند.

 

 

پس مهربانان، به امید فردایی بهتر امروزی شاد و بی کینه داشته باشید.

 

نوشته شده توسط قنبر ریاحی در 8:29 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۹۱

نکات زیبا با جملات دلژذیر

                            با هم بخوانيم   

              نکات زیبا با جملاتی دلپذیر !

 

وقتی تخم مرغ به وسیله یک نیرو از خارج می شکند، یک زندگی به پایان می رسد.

وقتی تخم مرغ به وسیله نیروئی از داخل می شکند، یک زندگی آغاز می شود.

تغییرات بزرگ همیشه از داخل انسان آغاز می شود.

 

حتی لاک پشت ها هم هنگامی که بدانند به کجا می روند

زودتر از خرگوش ها به مقصد می رسند.

 

نمی توان برگشت و آغاز خوبی داشت، اما می توان شروع کرد و پایان خوبی داشت.

حتی یک تصمیم درست هم غلط خواهد بود وقتی خیلی دیر اتخاذ شده باشد.

آیاکوکا، لی (Lee Iacocca)

-----------------------------------------------------------------

موفقیت در اشتباه نکردن نیست، در عدم تکرار اشتباه است.

برنارد شاو، جرج

 -------------------------------------------------------------------------------------

وقتی این همه اشتباهات جدید وجود دارد که می توان مرتکب شد، چرا باید همان قدیمی ها را تکرار کرد.

برتراند راسل (Bertrand Russel)

اگر شما یک سکه و من هم یک سکه داشته باشم و سکه‌هایمان را با هم عوض کنیم، باز هر کدام از ما یک سکه خواهیم داشت. اما اگر شما یک ایده و من یک ایده داشته باشم و آنها را با هم مبادله کنیم هر کدام دارای دو ایده خواهیم بود.

با روی خوش به اشتباه خود اعتراف کنید. حتی مداد مدیر عامل هم در انتهایش مداد پاک کنی دارد.

پرمودبترا

 

کسی که هرگز اشتباه نکرده هرگز چیزی را امتحان نکرده است.

انیشتین، آلبرت

دشمنان را دوست بدارید زیرا به آسانی عیب های شما را یک به یک می شمارند.

فرانکلین

 

مشتری مداری 2 اصل دارد:

اصل اول: همیشه حق با مشتری است.

اصل دوم: زمانی که شک دارید که آیا حق با مشتری است یا نه، به اصل اول مراجعه نمائید.

برایان تریسی

 

مشتری تنها رئیسی است که باید او را راضی نگه دارید چرا که هر لحظه بخواهد شما را اخراج می کند و هر گاه از شما و فعالیتهایتان ناراضی باشد شما را کنار می گذارد.

نایتینگل (از مدیران ارشد شرکت فورد)

 

آینده از آن کسانی است که به استقبالش می روند.

نیچه، فردریش

 

موفقیت به معنای بدست آوردن آن چیزی است که می خواهید.

شادی به معنای خواستن آن چیزی است که دارید.

 

دنیا به قدری بزرگ است که برای همه جا هست. به جای آن‌که جای دیگران را بگیرید سعی کنید جای خود را بیابید.

چارلی چاپلین

 

کسی موفق می شود که آنچه را شما فکر می کنید فردا انجام دهید، او امروز انجام می دهد.

 

در زندگی انسان سه راه دارد:

راه اول از اندیشه می‌گذرد، این والاترین راه است.

راه دوم از تقلید می‌گذرد، این آسان ترین راه است.

و راه سوم از تجربه می‌گذرد، این تلخ ترین راه است.

کنفوسیوس

 

هیچ چیز سریعتر از افرادی که معتقدند که روش کار دیروز بهترین روش کار برای فرداست، سازمان را از حرکت باز نمی دارد.

مدونا، جان (Jon Madonna)

 

تنها یک زمان وجود دارد که مهم است. اکنون ! آن مهمترین است زیرا تنها زمانی است که در کنترل ماست.

تولستوی، لئو (Leo Tolstoy)

هیچ کس آنقدر فقیر نیست که نتوانند لبخندی به کسی ببخشد و

هیچ کس آنقدر ثروتمند ، که به لبخندی نیاز نداشته باشدý

پس لبخند رو از همدیگر دریغ نکنیم.

 

بدبین در هر فرصتی مشکل را می بیند؛ خوشبین در هر مشکلی فرصت را می بیند.

چرچیل، وینستون (Winston Churchill)

 

ناراضی ترین مشتریان شما، بزرگترین منبع یادگیری شما هستند.

گیتس، بیل (Bill gates)

درصد کمی از انسانها نود سال زندگی می کنند

مابقی یک سال را نود بار تکرار می کنند . . .

.

نصف اشباهاتمان ناشی از این است که وقتی باید فکر کنیم ، احساس می کنیم

و وقتی که باید احساس کنیم ، فکر می کنیم . . .

.

 

سر آخر، چیزی که به حساب می آید تعداد سالهای زندگی شما نیست

بلکه زندگی ای است که در آن سالها کرده اید . . .

.

همیشه در زندگیت جوری زندگی کن که " ای کاش" تکیه کلام پیریت نشود . . .

دنیای بیرحمیست  چه زود پیش چشم عزیزانمان ارزان می شویم

چاره کم کردن رابطه ست که لااقل به مفت نفروشنمان . . .

.

چه داروی تلخی است وفاداری به خائن

صداقت با دروغگو

 و  مهربانی با سنگدل . . .

مشکلات امروز تو برای امروز کافی ست، مشکلات فردا را به امروز اضافه نکن . . .

.

اگر حق با شماست خشمگین شدن نیازی نیست

و اگر حق با شما نیست ، هیـچ حقی برای عصبانی بودن ندارید . . .

 .

 ما خوب یاد گرفتیم در آسمان مثل پرندگان باشیم و در آب مثل ماهیها

 اما هنوز یاد نگرفتیم روی زمین چگونه زندگی کنیم

 ریچارد نیکسون

.

فریب مشابهت روز و شب‌ها را نخوریم

امروز، دیروز نیست و فردا امروز نمی‌شود . . .

.

یادمان باشد که : آن هنگام که از دست دادن عادت می شود

 به دست آوردن هم دیگر آرزو نیست . . .

.

زنده بودن حرکتی افقی است از گهواره تا گور

و زندگی کردن حرکتی عمودی است از زمین تا آسمان . . .

 

برای دوست داشتن وقت لازم است، اما برای نفرت گاهی فقط یک حادثه یا یک ثانیه کافی است .

.

گاه در زندگی ، موقعیت هایی پیش می آید که انسان باید تاوان دعاهای مستجاب شده خود را بپــردازد .

.

مادامی که تلخی زندگی دیگران را شیرین می کنی، بدان که زندگی می کنی . . .

.

برای زنده ماندن دوخورشید لازم است .یکی دراسمان ویکی در قلب . . .

.

در جستجوی قلبِ زیبا باش نه صورتِ زیبا

 زیرا هر آنچه زیباست همیشه خوب نمیماند

 امـا آنچه خوب است همیشه زیباست . . .

.

هستند کسانی که روی شانه هایتان گریه میکنند

و وقتی شما گریه میکنید دیگر وجود ندارند.

.

مهم نیست چه مدرکى دارید   مهم این است که چه درکى دارید . . .

.

اگر باطل را نمی توان ساقط کرد می توان رسوا ساخت

و اگر حق را نمی توان استقرار بخشید می توان اثبات کرد.

.

آرزو سرابی است که اگر نابود شود، همه از تشنگی خواهند مرد . . .

.

چقدر سخت است همرنگ جماعت شدن وقتی جماعت خودش هزار رنگ است . . .

.

 

آموختن تنها سرمایه ای است که ستمکاران نمی توانند به یغما ببرند . . .

 

جبران خلیل جبران

.

هرگز اشتباه نکن

اگر اشتباه کردی، تکرار نکن

 اگر تکرار کردی، اعتراف نکن

 اگر اعتراف کردی، التماس نکن

اگر التماس کردی، دیگر زندگی نکن

ناپلئون

.

 بزرگ‌ترین مصیبت برای یک انسان این است که

 نه سواد کافی برای حرف زدن داشته‌باشد نه شعور لازم برای خاموش ماندن

 ژان دلابرویه

.

مهم نیست که چه اندازه می بخشیم بلکه مهم این است که در بخشایش ما چه مقدار عشق وجود دارد .

.

قصه عشقت را به بیگانگان نگو

 

چرا که این کلاغهای غریب بر کلاه حصیری مترسک نیز آشیانه می سازند . . .

.

تولد و مرگ را درمانی نیست

مهم این است که فاصله میان این دو را شاد زندگی کنیم . . .

 

 

نوشته شده توسط قنبر ریاحی در 13:12 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیستم شهریور ۱۳۹۱

نامه خانم مسیحی به خانم مسلمان

نامه‌ خواندنی بانوی ‌مسیحی به یک بانوی ‌مسلمان

زنان پرس: در میان تهاجمات اسرائیل در لبنان و جنگ ترور صهیونیست‌ها، اکنون مسائل جهانی به موضوع اصلی خانواده‌های آمریکایی بدل شده است

من تو را می‌بینم…

من نمی‌توانم … اما می‌بینم که تقریبا هر زنی بچه‌ای بغل کرده یا اطراف او بچه‌هایی هستند. می‌بینم هر چند آن‌ها پوششی محجوبانه دارند، لیکن هنوز زیبایی‌شان می‌درخشد. اما این فقط زیبایی بیرونی نیست، که متوجه آن می‌شوم.

من چیزی عجیب در درون خود احساس می‌کنم:


ادامه مطلب
نوشته شده توسط قنبر ریاحی در 12:36 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۳۹۱

                              با هم بخوانيم !!!!   (29)  

                         به  ياد  مادر    !

 

مادرم يک چشم داشت!

مادر من فقط يك چشم داشت . من از اون متنفر بودم ... اون هميشه مايه خجالت من بود. اون براي امرار معاش خانواده براي معلم ها و بچه مدرسه اي غذا ميپخت.

يك روز اومده بود دم در مدرسه كه به من سلام كنه و منو با خود به خونه ببره .خيلي خجالت كشيدم . آخه اون چطور تونست اين كار رو بامن بكنه ؟

به روي خودم نياوردم ، فقط با تنفر بهش يه نگاه كردم وفورا از اونجا دور شدم .

روز بعد يكي از همكلاسي ها منو مسخره كرد و گفت هووو .. مامان تو فقط يك چشم داره .فقط دلم ميخواست يك جوري خودم رو گم و گور كنم . كاش زمين دهن وا ميكرد و منو ..كاش مادرم يه جوري گم و گور ميشد..

روز بعد بهش گفتم اگه واقعا ميخواي منو شاد و خوشحال كني چرا نميميري ؟ اون هيچ جوابي نداد.... 

حتي يك لحظه هم راجع به حرفي كه زدم فكر نكردم ، چون خيلي عصباني بودم . احساسات اون براي من هيچ اهميتي نداشت.  دلم ميخواست از اون خونه برم و ديگه هيچ كاري با اون نداشته باشم .

سخت درس خوندم و موفق شدم براي ادامه تحصيل به سنگاپور برم .اونجا ازدواج كردم، واسه خودم خونه خريدم، زن و بچه و زندگي... از زندگي، بچه ها و آسايشي كه داشتم خوشحال بودم. 

تا اينكه يه روز مادرم اومد به ديدن من. اون سالها منو نديده بود و همينطور نوه ها شو .وقتي ايستاده بود دم در بچه ها به اون خنديدند و من سرش داد كشيدم كه چرا خودش رو دعوت كرده كه بياد اينجا، اونم بيخبر؟

سرش داد زدم ": چطور جرات كردي بياي به خونه من و بچه ها رو بترسوني؟!" گم شو از اينجا! همين حالا اون به آرامي جواب داد: " اوه خيلي معذرت ميخوام مثل اينكه آدرس رو عوضي اومدم " و بعد فورا رفت واز نظر ناپديد شد .

يك روز يك دعوت نامه اومد در خونه من درسنگاپور براي شركت درجشن تجديد ديدار دانش آموزان مدرسه ولي من به همسرم به دروغ گفتم كه به يك سفر كاري ميرم . بعد از مراسم، رفتم به اون كلبه قديمي خودمون؛ البته فقط از روي كنجكاوي .

همسايه ها گفتن كه اون مرده. ولي من حتي يك قطره اشك هم نريختم. اونا يك نامه به من دادند كه اون ازشون خواسته بود كه به من بدن .

 اي عزيزترين پسر من، من هميشه به فكر تو بوده ام، منو ببخش كه به خونت تو سنگاپور اومدم و بچه ها تو ترسوندم خيلي خوشحال شدم وقتي شنيدم داري ميآي اينجا. ولي من ممكنه كه نتونم از جام بلند شم كه بيام تورو ببينم. وقتي داشتي بزرگ ميشدي از اينكه دائم باعث خجالت تو شدم خيلي متاسفم .

آخه ميدوني ... وقتي تو خيلي كوچيك بودي تو يه تصادف يك چشمت رو از دست دادي .به عنوان يك مادر نميتونستم تحمل كنم و ببينم كه تو داري بزرگ ميشي با يك چشم.

بنابراين چشم خودم رو دادم به تو .براي من افتخار بود كه پسرم ميتونست با اون چشم به جاي من دنياي جديد رو بطور كامل ببينه.

با همه عشق و علاقه من به تو!!!

تاج از فرق فلك برداشتن

جاودان آن تاج بر سر داشتن

در بهشت آرزو ره يافتن

هر نفس شهدي به ساغر داشتن

روز در انواع نعمت ها و ناز

شب بتي چون ماه دربر داشتن

صبح، از بام جهان چون آفتاب

روي گيتي را منور داشتن

شامگه ، چون ماه رويا آفرين

ناز بر افلاك و اختر داشتن

چون صبا در مزرع سبز فلك

بال در بال كبوتر داشتن

حشمت و جاه سليمان يافتن

شوكت و فر سكندر داشتن

تا ابد در اوج قدرت زيستن

ملك هستي را مسخر داشتن

بر تو ارزاني كه ما را خوشتر است

لذت يك لحظه مادر داشتن

فريدون مشيري

نوشته شده توسط قنبر ریاحی در 11:54 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه سوم اردیبهشت ۱۳۹۱

اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک ...


ایام شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها ام ابیها را به تمام دوستداران و عاشقان اهل بیت عصمت و طهارت تسلیت عرض میکنم می خواستم از فاطمه زهرا سلام الله علیها بنویسم و در وبلاگ بذارم اما

چشمم افتاد به درد دلهای حضرت علی علیه السلام که با گریه در مزار زهرایش می کرده .

هر چند خیلی محزون هست ولی فکر می کنم، توجه به آنها برای آشنایی با دل پر درد مولامون خوب باشه!

وقتی علی از دفن فاطمه علیها سلام فارغ شد گویا کوه حزن و اندوه در دل آن حضرت راه یافت و در حالی که یکسره گریه می کرد کنار قبر فاطمه نشست.......

و این ابیات و زمزمه می کرد:


برای هر دوستی جدایی و فراقی است و این دوریها و فراق است که پایان ناپذیر است.


فقدان فاطمه بعد از رحلت پیامبر( ص )تنها دلیل برای کوتاه بودن دوستی ها است . 

چه شده در کنار قبر تو سلام می کنم ولی جوابی نمی شنوم؟

ای حبیب چه شده که جواب ما را نمی دهی؟ آیا دوستی هامان فراموش شده؟


و مرثیه هایی هم در سوگ زهرای مرضیه از حضرت علی رسیده است :

 


(زهرای من ) دوستی بود که هرگز دوست دیگری جای او را نخواهد گرفت و غیر از او در دل من کسی جایی ندارد.


زهرای من دوستی بود که در ظاهر از دیده و جسم من پنهان است ولی از دلم هر گز غایب و جدا نیست..

.


گویند که از دست دادن جوان سخت است ولی سخت تر و دشوار تر از آن به خدا جدایی و از دست دادن دوستان است.


واما مرثیه که در مورد این ایام است:

چهره ها با اشک زیبا می شود


عشق با تصویر معنا می شود


عشق یعنی دل سپردن در الست


از می وصل الهی مست مست


 عشق یعنی ذکر ناموس خدا


یا علی گفتن به زیر دست و پا


فاطمه یا فاطمه یا فاطمه


عشق یعنی جلوه صبر خدا


شرم ایوب نبی از مرتضی


عشق بر دلها شهامت می دهد


عشق بر غمها حلاوت می دهد


عشق بر دلداده فرمان می دهد


عاشق جان داده را جان می دهد


عشق باعث شد که دل سامان گرفت


پشت درب خانه زهرا جان گرفت


عشق یعنی انقلاب فاطمه


از کبودی چشم خواب فاطمه


عشق یعنی عشق ناب فاطمه


بیت الاحزان خراب فاطمه


عشق یعنی صحبت بی واهمه


حیدر در بند پیش فاطمه


آنکه خود مرد دلیر جنگ بود


دستگیر فرقه ای صد رنگ بود


عشق یعنی غسل زیر پیرهن


دست بیرون کردن از زیر کفن


عشق یعنی صبر در هنگام خشم


عشق یعنی جای سیلی روی چشم


عشق یعنی قلب چون آیینه ای


جای میخ در به روی سینه ای


عشق یعنی انتظار منتظر


سینه ای مجروح از مسمار در


عشق یعنی گریه های حیدری


دختری دنبال نعش مادری


عشق یعنی طاعت جان آفرین


رد خون سینه بر روی زمین


دنبال حیدر می دوید


از سینه اش خون می چکید


شکر خدا زینب ندید


شکر خدا زینب ندید


زینب نگاهش بر در است


در ذکر مادر مادراست


بگرفته او دامان من


زهرای من زهرای من


بودی چراغ خانه ام


تاریک شد کاشانه ام


در بین آن دیوار و در


دادی تو شش ماهه پسر


ای گل یاس کبود مر تضی


ای تمام تار و پود مرتضی


ای همه بود و نبود مرتضی


ای تمامی وجود مرتضی


خانه را عاری ز خوشحالی مکن


یار من پشت مرا خالی مکن


ای تمام عشق ای خونین جگر


یا بمان یا که مرا با خود ببر


ای تمام عشق بانوی علی


لرزه افتاده به زانوی علی


می روی ای بحر عصمت را عروس


جای من لبهای محسن را ببوس


فاطمه یا فاطمه یا فاطمه


فاطمه چشمان خود را باز کرد


با زبان دل سخن آغاز کرد


ای همیشه هم نشین فاطمه


علی جانم علی جانم


ای امیر المومنین فاطمه


ای که غمها را عسل کردی علی


گو چرا زانو بغل کردی علی


یا علی


ای که بر ارض و سما هستی امیر


جان زهرایت سرت بالا بگیر


این دل غمدیده را زنده کن


جان من یکبار دیگر خنده کن


یاعلی


آنکه باید دل غمین باشد منم


آنکه باید اینچنین باشد منم


دل غمین و شرمگین باشد منم


خواستم یاری کنم اما نشد


ریسمان از دستهایت وا نشد


من آن شاخه گل افسرده بودم


که در نشکفتگی پژمرده بودم


زسوز سینه ام می سوزم ای کاش


که در پشت همان در مرده بودم


مغیره گر نبود در آن کشاکش


علی را من به خانه برده بودم


مدینه محشر کبری به پا بود


رسل بر گردن شیر خدا بود


دو صد گلچین و یک گل من چه گویم


گل حیدر به زیر دست و پا بود


یا علی


پدر زخم زبان بسیار خوردم


کتک از خصم بد کردار خوردم


میان کوچه های شهر سیلی


هم از دشمن هم از دیوار خوردم


پدر زهرای تو حاجت روا شد


ببین مزد رسالت چون ادا شد


ببین بازو (پهلو) و دست و سینه من


بلا گردن جون مرتضی شد


ای تربت گم گشته ات بیت الحرام انبیا


صحن بقیع خلوتت دار السلام انبیا


نام تو در موج بلا ذکر مدام انبیا


تنها نه مام احمدی مام تمام انبیا


از کوثر احسان تو لبریز جام انبیا


منم گدای فاطمه جانم فدای فاطمه


التماس دعا
نوشته شده توسط قنبر ریاحی در 14:58 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه پانزدهم فروردین ۱۳۹۱

                                                                
نوشته شده توسط قنبر ریاحی در 15:15 |  لینک ثابت   • 

جمعه بیست و ششم اسفند ۱۳۹۰

سال 1391 مبارک

لحظه تحویل سال 1391 هجری شمسی به ساعت رسمی جمهوری اسلامی ایران:

ساعت 8 و 44 دقیقه و 27 ثانیه روز سه‌شنبه 1 فروردین 1391 خورشيدي مطابق با ربیع‌الثانی

۱۴۳۳قمری و 20 مارس 2012 میلادی خواهد بود.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط قنبر ریاحی در 21:1 |  لینک ثابت   • 
مطالب قدیمی‌تر